نوشته‌ها

, , ,

داستانهای باستان شناسی

قصه های من و بابام

(با مار بودن، مهره مار داشتن ، بی مار )

این سری داستانها، بیان کاوشهای باستان شناسی 7500 سال پیش از میلاد در قالب قصه می باشد.  اینکه در حافظه تاریخی عامیانه هر وقت مار نر و ماده ای در حال جفت گیری باشند و انسانی آنها را ببیند و یک جفت مهره از آنها خارج می شود و انسانی که این مهره را داشته باشد . قدرت تاثیر گذاری زیادی دارد خرافاتی بیش نیست.و مستندات علمی ،تاریخی ندارد. ولیکن در اسطوره های ایرانی مار نماد تندرستی می باشد.

با آغاز بهار و پس از باز شدن شکوفه های بادام ،فصل پا کنی باغ های انگور در کهن دیار کمین و پاسارگاد است.

بین باغ داران رسمی وجود دارد که تعدا دی از آنها با هم مشارکت نموده و باغی را با بیل های ابرقویی پا کنی می کنند.

و روز دیگر باغی دیگر.

صبح زود ننم ، لگن خمیری را ورز داده بود . و چندتا کمکی نیز گرفته بود.قرار بود چند تا تل نان تیری بپزند.چند تا از خواهرام نیز بساط صبحانه را فراهم کردند.خیگ پنیری را باز کردن و ظرفی را پر از پنیر نمودند.گردوها رو نیز مغز کرده بودند.

سبزی تازه از تو باغچه چیدند.

چار پنج سالی ، بیشتر نداشتم که صبح زود همراه  بابام رفتیم تو باغ.

در کرشک شیره پزی رو باز کردیم و رفتیم “تو“. بابام همیشه تو باغ” بود!!!

رفتم زیر درخت گردو ،شل بازی کنم.

مش باشی همسایه باغمون اونم اومده بود.

آتشی راه انداخته بود و کتری آتیشی براه بود.

بابام سرگرم هیزم جمع کردن بود.هرزگاهی با مش باشی گپ می زند.

پیرمرد بنده خدا گوشاش ” سنگین ” بود.و چیزی نمی شنید.

شلوار لری پاش می کرد و ملکی نازک  پوی آباده ای می پوشید.بگمونم از لرهای زندیه بود که پس از قاجارها به منطقه کمین کوچانده شده بودند.

تو همین بگیر ،نگیر ها  یه کرم بلند خوش قد بالو از زیر یک رُز انگوری اومد طرفم.

من !!خوش و خوشال رفتم به طرفش.

کلّش راست قَدُوم بود.

نمی دونم بَروی چی چی از وسط خِشتَکوم رد شد!!!

وقتی داشت می رفت برگشت ،یه نگویم کرد.

بابام .سراسیمه بغلوم کرد .گوذوشتم ،تَل درخت گردو.

هر چی صدوی مش باشی زد .

مار .

مار!!!

مش باشی می گفت :

ها!!

چِیی (چای)آمادس!!!!

مش باشی یه گلیم کهنه تو باغ داشت.که هم جا نمازش بود ،هم سفره نونیش!!یه نقشی رو گلیم بود شبیه همون ماری که من دیدم!!

از این ماجرا چند سالی می گذره . این چند مدت که مطالعات باستان شناسی می کنم نقشی از مارهای کفچه مار و جعفری بر روی سفالهای تل باکون و رحمت آباد دیدم. جالب اینکه زندگی انسانهای پیش از تاریخ منطقه حاصلخیز مرودشت،استخر ، کمین (کَبَپوکَش هخامنشی) و بتراکاتاس(پاسارگاد) پیوند دیرینه ای با این گونه از مارها دارد. رد این مارها رو می توان بر روی دست بافته های عشایری و روستایی دید.

ادامه دارد

@aghamir_cottage

www.aghamir.ir

آگاما های پاسارگاد و تخت جمشید در گذر تاریخ

قصه های من و بابام

« سوسمار پاسارگاد و تخت جمشید»

بچه که بودم با، بابام رفتیم قصر دشت چَلتوک بخریم.آخه برنج قصر دشتی از پیشنه کهنی برخوردار هست و شادروان محمد خان ضرغامی برای ترویج این گونه اندمیک(بومی) فارس زحمات زیادی کشید.

تازه انقلاب شده  و محمد خان ضرغامی از زندان آزاد شده بود.

 بابام یه خر سوز و یک چرمه از عموم برداشت باهام رفتیم”قصر دشت” . من و گذوشته بود تو خورجین خر چرمه ، خودش سوار خر خودمون شده بود.خلاصه هوا داشت یواش یواش سرد می شد . پاییز گرفته بود و چلتوک ها رو درو کرده بودند.یک ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم .

رفتیم در عمارت ،که بریم تو انبار چند تا گونی چلتوک بخریم.

محمد خان با یک جیپ آمریکایی با رانندش رفته بودند برای سر کشی گله گوسفند های قره گل .

بابام!! بدش نیومد برای چاق سلامتی یه سری به خان باصری بزنه .

از رو پل قصر دشت که می خواتسیم رد بشیم صدای خروشان رودخونه پلوار (بلاغی –سیوند) شنیده می شد.

من از ترس تو خورجین “خر” قایم شدم و چشام رو بستم.

از بین کُلورهای جو و گندم رد شدیم پای تل رحمت آباد محمد خان را دیدیم. داشت وسط گله قدم می زد و چوپونها دور و برش رو گرفته بودند. چند قدمی ، فاصله گرفت .

بابام یه صد متری پایین تر  پیدا شد و من و از تو خورجین درآورد و گذاشت رو زمین .با خان چاق سلامتی کردند و گرم تعریف شدند.

محمد خان رابطه خوبی با بابام و عموم حاج سرافراز  داشت آخه هر دو کیل دار بودن و آخرین نسل کیلداران کمین. قسمتی از فرآورده های لبنی ،گندم ، جو مزرعه قصر دشت را  بار می کردند سمت اصفهان و جاش شیره انگور می دادند خان و اونم پخش می کرد بین دهقاناش.

دَون دون رفتم  به سمت تپه .

هنوز چند قدمی نرفته بودم که یهویی یه سوسمار بزرگ از بین بوته ها فرار کرد. رفت تو یه سوراخ .

با یه ترکه »گز» فرو کردم تو سوراخ  ولی هرچه زور زدم خبری ازش نشد.

تو کتاب (منشاء نهاد حکومتی پیش از تاریخ فارس) به قلم دکتر عباس علیزاده یهویی عکس یه سفال پیش از تاریخ دوره باکون رو دیدم.که تصویر بز مچه روش بود.

خان به بابم سفارش کرد یه قالی یه گز و نیمی رو از انبار تحویل بگیره ببره بده حاج رسول قالی خر تو علی آباد.

بعد از بار کردن گونی  ها من و پشت بار چلتوکی محکم بست تا نیوفتم.

قالی لوله شده رو جا دادند بین من و گونی چلتوکی!!!

یه طرح عجق وجقی روش بود شبیه سوسماری که دیده بودم.

میون بوته های قالی داشت می خزید.

 آگاما خزنده ای است که در بین سنگ های پاسارگاد و  تخت جمشید در طرح ها و رنگ های مختلف دیده می شود.

این خزنده یکی از اعضای خانواده سوسماران است که در گویش  محلی مردم  به کله پُوک ، بُزمُک، بُزمجه و آفتاب پرست شهرت دارد اما در واقع با وجود شباهت های بسیار، با خزندگان نامبرده تفاوت های اساسی دارد.یکی از ویژگی این خزنده که توجه افراد را به خود جلب می کند طرح ها و نقوش بدن این خزندگان و تغییر رنگ شان در مواقع خطر است.

@ aghamir-cottage

www.aghamir .ir

09179272932

,

داستانهایی تاریخی

قسمت نخست :
“رفیق داری”
دو هفته پیش ،قبل از سفر کرماشان.
خواهرکوچیکه،ماری! زنگ زد.
گفت :کجایی؟
گفتم :همین نزدیکا!!
آب دستت هست ،بزار زمین و بیا.به هیچ کس ،نیز چیزی نگو زود بیا !!
بابام به کار خودشه!!!
اومدم ،از در کلبه بزنم بیرون .چیستا خانم ، دم در ،جلوم رو گرفت.
سوار “سین دخت” شدیم .اومدیم خونه بابام.
دم در ،ماری با اضطراب اومد جلومون !!
بابام پاهاش یخ کرده ،خوراک نیز نخورده ،فقط دَم رو میگه:به امیر بگید بیاد .می خوام دم آخر عمری سرم رو بزارم تو بغلش .
وقتی وارد هال خونه شدم.رنگو روش سفید شده بود و به سختی تکون می خورد.
فکر کردم واقعا “به کار خودشو”.
من و بابام خیلی باهم رفیقیم.من از ۴۵ سال زندگی فقط سه چار سالشو خیلی یادم نیست.

ولی هرچی خاطره دارم بابام درش سهیم هست.یازدهمین فرزند از یک خانواده شلوغ سیزده نفره که دوتا خواهرام تو کودکی عمرشون رو داده بودند به شما.
از بچگی بابام هرچی مهارت از باباش یاد گرفته بود بهم یاد داد‌.
از خشکار کردن گرفته تا،باغ داری کردن.از
شُل لَغَت کردنو و دیوار چینی کردن.از علف چیدنو بره گرفتن.از راه رفتن تو خیابون و.مردم داری کردن.کجا بشینیم،کجا برم،با کی برم،
.
.
از گلاب رو ،دس عروس و دوماد ریختن ،تا شسصت مرده بستن و غسل و کفن کردن.
از شیره پختن و خیگ درست کردن.
خلاصه هرچی مهارت از عهد عتیق یاد گرفته بود یادم داد.
در قبال این همه ثروت یه خواهش و از بچگی برام تکرار می کنه.

.

.
نزار!!سر رو بالش بمیرم.
و همیشه هروقت احساس مردن میکنه .
شبی،نصف شبی .هر موقع از شبانه روز اصرار داره من بالای سرش باشم.
.
.
چشاش رو باز کرد .تکونی به پاهاش داد .
دستش رو زمین گذاشت .کشون،کشون،اومد نزدیک تختش.
دست دراز کردم زیر بغلش رو بگیرم.
با زور هولم.داد اون ور!!
چیستا اومد دستش رو گرفت .اونم بلد شد لبه تخت نشست.
ماری !آروم شد.
گفتم:آخان. بلند شو ببرمت بیرون با هم دوری بزنیم.
گل افروز زودتر شال و کلاه کرد.
.
کلاهشو برداشت ،کت و شلوار رو پوشید.واکر شو.برداشت.اومد دم در حیاط.
به کار خودش بودن از نظر من رنگ دیده گرفت.
صندلی جلو “سین دخت “سوار شد .نَنم هم با خواهرم زیبا که اومده بود سری بهشون بزنه صندلی عقب سوار شدند.
ما اومدیم مشهد ام النبی (پاسارگاد)
ماری هم دو تا پسرش رو برداشت رفت شیراز.
سه تا از خواهرام شیرازند.چهارتاشون .سعادت شهر زندگی می کنند.
کاظم !!برادرم تا بیست سالگی پیش ما بوده ما بقی عمرش یا دانشگاه دندانپزشکی شیراز بود یا آباده و اصفهون.مطب داشت.
حالا این روزا قصد داره مشاغل پدری رو در وسعت زیاد انجام بده.

از کنار آرامگاه کوروش بزرگ که رد شدیم.
بیاد دوران بچگی افتادم.
کوروش یا مشهد ام النبی براش مقدس هست.
کوروش براش یعنی عشایر ایل باصری ،عرب های عبدالیوسفی،دست بافته های کردشولی،کره و پنیر لبو موسی.ایل خاص های شتر دار.
کوروش براش یعنی “حسین خان سعیدی” و”مش رضو شهرضویی”
کوروش یعنی رفاقت همراه با کاسبی .
بابام کاسبی رو “مقدس” می دونه .
رفیق داری براش” مقدسه”
کوروش نیز براش” مقدسه”
همیشه از گله های بزرگ عشایر میگه که خورداد ماه که می رسیدن پاسارگاد .گوسفنداشون رو تو رودخونه “سوباتان”یا همون خرسی پشت آرامگاه غسل می دادند.
بار مینداختن. پنیر،روغن ،کشک و قره ،جاجیم و گلیم می دادند.بجاش برنج،عدس ،نخود می خریدند.
بره ها رو می فروختند و پولشو می گرفتند.
خیگ های شیره ای بجای خیگ های روغنی!!!
راستی از عشایر گفتم:
راز بودن عشایر در کنار آرامگاه چیست؟؟؟
ادامه دارد.
اینستا کلبه آقامیر
@Aghamir_cottage

,

گوسفند کبوده پیشکشی در تخت جمشید

سیری در تخت جمشید،شکوه و عظمت معماری هخامنشی در زمان داریوش چنان هوش از سر می پراند که زوایای دیگر این کاخ همیشه جاویدان را نخواهیم دید. کاخ تچر و پیشکش آوران. در بین این پیشکشی های باستانی رد “خانواده گوسفند ایرانی” بسیار آشکار است بره ها در آغوش مردان پارسی و مادی جا خوش نموده و بدنبال قوچ و میش پیشکشی قرار گرفته اند.
چه رسم باستانی بسیار زیبای که هنوزم در دیار کمین و پاسارگاد پیشکشی نوعروسان و مردان سفر کرده قوچ و میش می باشد. یا در زمان زایش فرزندی بویژه نوه، پدر بزرگ به نوزاد تازه بدنیا آمده پیشکشی قوچ و میش می دهد.
این رسم کهن و باستانی زمانی زیباتر می گردد که پیشکشی میش و قوچ از نوع کبوده شیرازی باشد.
از مشهورترین گوسفندان پوستی (تزئینی) در جهان است نژادی است پوستی- گوشتی از دسته گوسفندان با پشم ریز وچند منظوره
گوسفند ) كبوده شیراز) به خاطر ارزش پوستی خود مشهور شده‌اند. این نژاد فقط در استان فارس آن هم در گوشه كوچكی از آن پرورش داده می‌شود شهرهای پاسارگاد،داراب، استهبان،نی ریز ،فسا و قسمتهایی از مرودشت و آباده زیستگاه اصلی این نژاد است.این نژاد معمولا توسط ساکنان بومی و عشایر اسکان یافته بصورت دامداری صنعتی و نیمه صنعتی و یا به روش روستایی و توسط عشایر کوچ رو معروف به ایل خمسه نگهداری می شود.

مشخصه این نژاد دارا بودن بره هایی با پوست زیبا و گلهای با فرم و پیچشهای خاص و منحصر بفرد است.( از جمله گلهای فنری و حلقه ای). نژاد کبوده شیراز در سه رنگ قهوه ای(بور) ، سیاه(ملحه) و کبود(سوز) دیده می شود. رنگ قهوه ای از بدو تولد تا پایان عمر دچار تغییر رنگ نمی شود ولی گوسفندان با رنگ سیاه و خاکستری با افزایش سن دچارتغییراتی می شوند ..
خاستگاه گوسفند ایرانی
این حیوان، از 4000 سال پیش به اینسو شناسایی گردیده‌ مورد استفاده بشر قرار دارد. نام گوسفند قره گل، یا قره قل از نام رودخانه ای در شهر قره قل ولایت سرخان دریا در ازبکستان قراردارد گرفته شده است. در زبان ازبیکی،”قره “به معنی سیاه و”قل” نهر را می‌گویند. در داخل این شهر، نهر بزرگ مملو از گل ولای سیاه درجریان است. به همین لحاظ این شهر را به نام قره قل یا سیاه جوی می‌نامند.

اسکان و اقامت محلی در کلبه آقامیر پاسارگاد

کنکاش در زندگی سنتی و بومی کهن دیار کمین در شهرستان پاسارگاد و پیوند آن با طبیعت آسمان شب، احیاء خوراک‌های بومی و باستانی (هخامنشی و ساسانی)، هنر شیره پزی انگور و صنایع دستی با نوای موسیقی مقامی و محلی، تنوع اقلیمی، حمایت از گونه‌های نادر حیات وحش خرس قهوه‌ای و پلنگ ایرانی، مزارع ارگانیک و تجربه زندگی با عشایر کهن ایل «باصری» و «کردشولی» و ارتباط آن با مقوله سفر یکی از جنبه‌های فعالیت‌های کلبه آقامیر پاسارگاد در حوزه گردشگری است.

فضای کلبه (12)

 بی‌شک تجربه یک دهه فعالیت، معرفی و احیاء ارزشهای بومی و سنتی و به تصویر کشیدن، شاعرانه یا عاشقانه زیستن به سبک ایرانی هنر کلبه آقامیر عضو شبکه اقامتی خوشه سار بومی می‌باشدتحقیق و پژوهش در نظریات و تجربیات گردشگران داخلی و خارجی گواهی می‌دهد که یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در پیشرفت همه جانبه در امر توسعه صنعت گردشگری مواجهه عالمانه و موشکافانه با تجربه مادی و معنوی سفر به ایران است. آنچه در این رویارویی ساختار‌ها و بسترهای قابل اتکا را میسر می‌نماید چیزی نیست، جز چگونگی هنر زیستن به سبک ایرانی و ایجاد برندی متناسب با جاذبه‌های گردشگری مبتنی بر فرهنگ بومی و سنتی و طبیعت پیرامون آن.

بوم گردی و تجربه زندگی سنتی و محلی به سبک ایرانی روح و روان کالبد صنعت گردشگری ایران بوده و در کنار دیگر اشکال توریسم یکی از عوامل مهم و شاخص برای فرآیند برنامه ریزی و استراتژی بسیار قوی برای ارائه خدمات به گردشگران است. کلبه آقامیر  در محافظت از نواحی و تنوع زیستی منطقه خود نقش بسزایی دارد. تجربه‌ای بسیار نادر و دست نیافتنی که در هیچ فضای اقامتی و رستوران سنتی بدست نخواهد آمد. ویژگی منحصر بفرد این اقامتگاه‌ مدیریت خانوادگی مبتنی بر دانش و تجربیات کهن  منطقه است.

در این محیط‌ دغدغه کسب درآمد و اقتصاد فردی رنگ باخته، تبادل فرهنگی و تجربیات سفر و حس ایرانی زیستن و مهمان نوازی در نخستین اهداف متبلور می‌شود.

kol (17)

 

 

کلبه آقامیر اقامتگاه برتر کشور در سال 1395

391414_557

به بهانه سپاس از بزرگانی که در موفقیت های کلبه آقامیر نقش داشتند.
“امروزه بدست آوردن موفقیت در تمامی زمینه ها بویژه ساختاوری گردشگری پیامد سالها تکاپو و خرد ورزی گروهیست ”
بنابراین سربلندی بدست آوردن فرنام برتر “اقامتگاه بوم گردی کشور”به کلبه آقامیر به پاس تلاش های نزدیک به یک دهه از خردورزان و بزرگان خوشه سار همچون مازیار آل داودد، عمو اکبر رضوانیان،کیارش اقتصادی ،سید هاشم طباطبائی ، ماه منیر تقدیسی ، کامران انوری ،توماج مقدس زاده ،سعید ابراهیمی ، مسعود بور بور،ترگل انوری نژاد ، آرش نور آقایی ، رضا خلیلی، افسانه احسانی ،اشکان بروج ، مریم سلیمان پور ، پورنگ پور حسینی وسایر بزرگان می باشد.
با سپاس از دارندگان رسانه به نمایندگی از سوی آنان بانو حسنلو وسجاد زارع سرپرستان دولتی به نمایندگی از آنان دکتر محمد علی فیاضی ، مهندس محسنی نژاد بویژه شیر زن اکوتوریسم پارس مهندس بانو شجاعی که تلاش شبانه روزی آنها منتهی به شکل گیری اقامتگاههای بوم گردی ایران و فارس شد.که در بین دهها فرنام گردشگری ،اقامتگاههای بوم گردی را برای ارج گذاری و سپاس گزینش نمودند.
با سپاس ازمسعود خان نعمت الهی به نمایندگی از کیاست آژانسهای گردشگری ایران پشتوانه کمپین خرس قهوه ای و پلنگ ایرانی که همیاری و پشتوانی آنها با هست بودن کاستی های فراوان مایه برافراشتگی پرچم بوم گردی کلبه آقامیر می باشد.
با سپاس از بانو الهه ابراهیم پور یار دیرینه به نمایندگی از راهنمایان اندیشه ورزی که بدون هیچ چشم داشتی پشتوانه همیشگی این دیوان بوده و هستند.
و سپاس از پدرام ناصری به نمایندگی از مهمانان ایرانی که سالهاست با باشندگی پیوسته خود به بهانه های گوناگون پشتوانه تکاپوهای انجام گرفته می باشند.
با سپاس از کاترین به نمایندگی از مهمانان خارجی که سالانه چندین بار مهمان کلبه آقامیر می باشند.و سهم بسزایی در ادامه تلاشها دارند.
وسپاس از مهندس قریشی به نمایندگی از کار آفرینان فهیم کشوری که سهم شایسته ای در آفرینش و هم افزایی در آمد دارند.
با سپاس از دوستان همراهی که نزدیک به یک دهه با باشندگی در کنار کلبه آقامیر سربلندی هایی را در سطح ملی و جهانی کار آزمایی نمودند. مهندس اسماعیل محمدی یار دیرینه کلبه ، خاله گلی ، خاله سمن گل، گل آفرین ، سمیه کرمی ،ناصر و بهناز شیروانی ، سید هادی ، عنایت مختاری و همچنین افرادی که شمارگانی برای چند ماه و شماره ای برای چند سال هم سو با کلبه بودند و با هر انگیزه ای آهنگ جدای ساز کردند. که سربلندی آنها را آرزومندیم.همچون حامد زارع و مهندس مصطفی محمدی و سپاس از مجتبی حسینی یار قدیمی و پرتلاشی که بودنش در روزهای سخت گذشته انرژیمان را دوچندان می نمود که این روزها پیشی گرفتن را به دوستی و همدلی برتری داده است برایش سربلندی و باشندگی را آرزومندم.
و سپاس از عسکر دهقان و احمد دهقان آزاد به نمایندگی از مردم فهیم شهرستان پاسارگاد و کهن دیار کمین.و همچنین سپاس از ابوذر عفیفی پور به نمایندگی از دوستان دارو ندارم.
و سپاس از پدر و مادر پیر و خانواده گرانقدرمان که سالهاست با تکاپوهی فرهنگی ما سختی ها و بالندگی های زیادی را آزمودند.
و یادی می کنیم از مردانی از جنس بلور که نبودشان آزرده خاطرمان می کند . شادروان نصرت اله سلیمان پور و علی عرفانیان که نزدیک به یک دهه برای بالندگی و سربلندیمان تلاش نمودند.
و در پایان سپاس از ایستادگی و تکاپوهای مریم و آریامهر که هست بودنم را فراهم نمودند و “مهربانوی” گوگول مگولی که بزودی بودنش را جشن می گیریم.
آقامیر مهرماه 1395

172002_677

172009_916

1395070519314845987644910

57357195 (1) لب

,

فطریه ای که آبشخور خرسی شد

نام تور :هم نشینی با خرس و پلنگ Untitled-1

نوع تور :گردشگری محیط زیست

درجه سختی :دشوار

مدت زمان تور :24 ساعت

ساعت ورود :17 پسین

ساعت خروج : 17 پسین فردا

 محل تور: کلبه آقامیر

خدمات تور:  شام-ناشتایی –ناهار –میان روزی  -استقرار در طبیعت

شرح تور : آقای ثنا گو از راهنمایان آلمانی زبان که به 5 زبان زنده دنیا صحبت می نماید . چند سالیست با هدف توسعه پایدار تور های گردشگری برگزار می نماید . ایشان که از جمله راهنما های است که در آلمان زندگی کرده  مفهوم توسعه پایدار را در رفتار و کردار خود جاری ساخته است . قبل از پایان ماه رمضان فطریه خانوادگی خود را با هدف کمک به کمپین خرسی به حساب صندوق پایدار کلبه آقامیر واریز نمود .  با خرید مصالح مورد نیاز مقدمات ساخت آبشخور در تنگ سیاه فراهم گردید .

آزانس مارکوپلو که از حامیان کمپین خرسی می باشد .خانواده اشتاین برگر سوئیسی را جهت اقامت در کلبه آقامیر وارد ایران نمود. این تور را که علی جنوبی سرپرستی می نمود پس از استقرار در بنکوه گردشگری عشایر ایل باصری واقع در تنگ سیاه نزد خانواده ناصر شیروانی استقرار یافته و با هدف آبرسانی به حیات وحش به اتفاق خانواده ایشان  آبشخورها را افتتاح نمودند.

جاذبه تور :بازدید از حیات وحش –استقرار در طبیعت و شب مانی ،عکاسی از گونه های حیات وحش با هدف توسعه پایدار و حفظ گونه های مختلف حیات وحش با شعار “کمک کن زندگی کنم “

راهنما :حرفه ای

راننده:وسیله شخصی

1

2

3

4

5

6

7

چرچری های روزانه در کلبه اقامیر

نام تور :چَرچَری

نوع تور :گردشگری خوراک

درجه سختی :ساده4

مدت زمان تور :3 ساعت

ساعت ورود :12 ظهر

ساعت خروج : 15 پسین

 محل تور: کلبه آقامیر

خدمات تور:  ناهار

شرح تور :تور های نیم روزی کلبه آقامیر پس از هماهنگی با آژانس گردشگری و سفارش  تور   پیش خوراک بومی که معمولا یک نوع آش محلی می باشد  با در نظر گرفتن مزاج هر فصل و طبع مهمانان و علاقمندی آنها  تهیه می گردد . سپس بنا به تعداد شرکت کنندگان تور  خوراک تاریخی و یک خوراک بومی تهیه شده  دوپیازه آلو و کشک بادمجان نیز به عنوان سرآغاز خوراک سرو می گردد. خاله گلی سرآشپز کلبه آقامیر به اتفاق همکاران خود مسئولیت پذیرایی از تور را بر عهده دارد .

معمولا راهنمایان علاقمند به گردشگری بومی که با هدف توسعه پایدار فعالیت می نمایند توضیحاتی در مورد کمپین خرسی و انواع خوراک ها می دهند و در پایان پس از اجرای موسیقی و معرفی دست بافت های سمن گل تور اتمام می پذیرد. و دمنوش کلبه سرو می گردد.

جاذبه تور :تجربه خوراک های تاریخی –بومی –عشایری و ایرانی بصورت ارگانیک و محلی

1

2

3

پاسارگاد؛ نخستين شهر گردشگري نجومي ايران

پاسارگاد؛ نخستين شهر گردشگري نجومي ايران

astro-tourism (7)
نظاره كردن به آسمان شب و صور فلكي در كنار سايت‌هاي تاريخي، طرفداراني دارد كه آن‌ها را به هزاران كيلومتر مسافرت وامي‌دارد تا اين تجربه را به تصوير بكشند يا آسمان را در دل سايت‌هاي تاريخي كهن ببينند، اتفاق كه اين روزها در پاسارگاد به‌عنوان نخستين «شهر گردشگري نجومي ايران» در حال رخ دادن است. آقامير ميري در نوشتاري كه در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قرار داده، به معرفي پاسارگاد به‌عنوان نخستين «شهر گردشگري نجومي ايران» و قابليت‌هاي اين سايت تاريخي براي توسعه‌ي گردشگري نجومي پرداخته است. در اين مطلب آمده است: منطقه‌اي كه امروزه با نام شهرستان پاسارگاد مي‌شناسيم و مجموعه‌ي تاريخي پاسارگاد هم در آن قرار دارد، از اوايل هزاره‌ي چهارم پيش از ميلاد تا اوايل هزاره‌ي دوم، داراي سکونتگاه‌ها و جمعيت فراواني بوده و آثار آن در محوطه‌هاي پيش از تاريخي «تل نخودي»، «تل سه‌آسياب»، تپه‌ي «دو تولون» و تپه‌ي «رحمت‌آباد» با قدمتي بيش از هشت‌هزار سال و به‌تازگي در محوطه‌ي بسيار غني و مهم «تنگه‌ي بلاغي» به‌دست آمده است. رصدخانه‌ي قديم پاسارگاد که به زندان سليمان (کعبه‌ي زرتشت) معروف است، يادگاري از نياکان منجم اين مرز و بوم است. پيشينه‌ي نجوم در پاسارگاد به بيش از چهارهزار سال مي‌رسد. الواح سفالي و نقوش حک‌شده بر سفال‌هاي کشف‌شده در تنگه‌ي بلاغي و تل رحمت‌آباد گواه اين ادعاست. اهالي پاسارگاد چند سالي است به همت «اصغر کبيري» با علم نجوم آشنا شده‌اند. تلاش‌هاي اين آموزگار از چشم جهانيان نيز پنهان نمانده است. براي همين، سال‌ها پيش جايزه‌ي بين‌المللي «لاس کامپاناس» در ترويج نجوم از سوي انجمن نجوم پاسفيک در آمريكا به او اهدا شد. سال‌هاي نه‌چندان دور تب نجوم چنان در اين شهر فراگير بود که در جريان برنامه‌هاي بزرگ عمومي رصد، برق خيابان‌ها قطع مي‌شد تا آسمان تاريک شود و جواهرات فلکي خودنمايي کنند. پزشکان، نانوايي‌ها و رانندگان تاکسي نيز به‌مناسبت هفته‌ي نجوم و روز نجوم، خدمات رايگان ارائه مي‌دادند. در چند دهه‌ي اخير، با رشد علاقه‌مندي عمومي به آسمان شب، اخترشناسي و علوم فضايي، صنعت گردشگري در جهان نيز متوجه اين زمينه‌ها شده است. بسياري براي رصد يک خورشيدگرفتگي هزاران کيلومتر سفر مي‌کنند. تورهاي زميني، هوايي، دريايي و حتا پروازهاي ويژه براي ديدن چنين پديده‌هايي برگزار مي‌شود.
astro-tourism (5) گاهي آسمان تاريک و پرستاره‌ي يک منطقه در کنار اماکن تاريخي، طبيعي، فرهنگ بومي و محلي، جاذبه‌ي گردشگري به‌شمار مي‌آيد و بسياري از علاقه‌مندان را جذب مي‌كند. چنين سفرهايي مفهوم تازه‌اي از گردشگري را با نام آستروتوريسم (گردشگري نجومي) رقم زده است و کشورهاي همچون نروژ، کانادا، اسپانيا، شيلي و استراليا در اين زمينه بسيار فعال هستند. نجوم در ايران قدمت بسياري دارد. در منابع تاريخ نجوم باستان، همواره از رصدگران دقيق بابل و بين‌النهرين صحبت مي‌شود که اوج شکوفايي نجوم بابلي، دوران تعلق اين منطقه به امپراتوري هخامنشي بوده است و بنابر عرف جامعه‌ي ايران، آن روز روحانيان زرتشتي و مُغان ايراني، رصدگران دقيق آسمان بوده‌اند. در سايت‌هاي تاريخي پاسارگاد و تخت جمشيد، آثار رصدخانه (کعبه‌ي زرتشت) وجود دارد. در دوران ساسانيان نيز نشانه‌هاي ديگري از نجوم ايراني در دست است. بيشتر مردم، رشد و تعالي يک منطقه را منوط به گسترش زيرساخت‌هاي عمراني، ايجاد کارخانه‌هاي بزرگ و داشتن معادن غني مي‌دانند و اين در حالي است که سودآورترين صنعت براي يک کشور پس از صادرات نفت، صنعت گردشگري است. پاسارگاد با توجه به شرايط محيطي، باز بودن فضاي تاريخي و همچنين تنوع اماکن تاريخي، بهره‌مندي از آسمان صاف و پرستاره با حد قدر بالا و در کنار آن داشتن جاذبه‌هاي طبيعي زيبا و استثنايي، وجود کوچه‌باغ‌هاي قديمي و منحصربه‌فرد، رودخانه‌ي پلوار، سد سيوند، عشاير ايل باصري و قشقايي، پرندگان مهاجر و بومي و بويژه حيات وحش جانوري آن و همچنين ايجاد سايت طبيعت‌گردي که در منطقه‌ي بلاغي با چشم‌انداز زيبا به‌عنوان يک جاذبه‌ي مکمل اكوتوريستي در کنار انجام فعاليت‌هاي مرتبط با گردشگري نجومي، اهميت ويژه‌اي در اجراي طرح «نخستين شهر گردشگري نجومي ايران» دارد و در چشم‌اندازي وسيع‌تر به‌عنوان بهشت منجمان ايران معرفي مي‌شود. همچنين افق ديد باز، يعني حدود صفر درجه در محل رصدگاه، خارج بودن رصدگاه از مسير گرد و غبار، امنيت بالاي منطقه و دسترسي آسان به امكانات حمل و نقل نيز از ديگر دلايلي است كه مي‌توان پاسارگاد را قطب گردشگري نجومي كشور دانست. به نظر مي‌رسد، ايجاد رصدگاه در کنار آرامگاه کوروش و مجموعه‌هاي تاريخي پاسارگاد، تخت جمشيد، نقش رستم و نقش رجب با کاربري نجومي ـ گردشگري با توجه به ازدياد جامعه‌ي آماري منجمان آماتور کشور و گردشگران نجومي، اقدامي مناسب و سکوي پرشي براي گردشگري ايران مي‌تواند باشد که با برنامه‌ريزي درست براي ايجاد زيرساخت‌هاي نجومي و هموار کردن راه‌هاي توسعه‌ي اين صنعت مي‌توان در برنامه‌اي سه تا چهار ساله شاهد رشد و تعالي گردشگري نجومي در کشور باشيم. کلبه‌ي «آقامير» در پاسارگاد نيز همان‌طور که در دو سال گذشته نشان داده است، بارها ميزبان منجمان داخلي و خارجي و علاقه‌مندان به فرهنگ بوم و بوم‌گردي بوده است و انتظار مي‌رود با حمايت محوري مسؤولان به پايگاهي اصلي براي جامعه‌ي گردشگري کشور و مکاني مناسب براي جذب گردشگران تبديل شود. در اين بين لازم است، متوليان گردشگري و مديريت گردشگري کشور با درک اهميت آموزش و توجيه نيروي انساني در اين طرح، زمينه‌ي جذب نيروهاي انساني نخبه و ارائه‌ي آموزش‌هاي مورد نياز به آن‌ها را فراهم کنند. نيروهاي انساني ترجيحا بايد از ميان مردم بومي منطقه و شهروندان پاسارگاد انتخاب و زمينه‌ي برخورد مناسب با گردشگران و فوايد توسعه‌ي اكوتوريسم منطقه براي آن‌ها تبيين شود. همچنين با تدوين کدهاي اخلاق براي اعلام به گردشگران، با توجه به باورهاي مذهبي و سنت‌هاي مردم منطقه، به ارتقاي صنعت گردشگري و ايجاد درآمد براي اهالي کمک شود.
astro-tourism (8)
astro-tourism (9)
astro-tourism (3)

افطار گردشگران در كنار آرامگاه كوروش و زير بارش شهاب‌ها

افطار گردشگران در كنار آرامگاه كوروش و زير بارش شهاب‌ها

150 علاقه‌مند به گردشگري نجومي، اواخر هفته‌ي پيش در كلبه‌ي آقامير واقع در پاسارگاد گردهم آمدند تا شاهد پديده‌ي بارش شهابي برساوشي باشند. امير ميري ـ مدير كلبه‌ي آقامير در شهر گردشگري نجومي پاسارگاد استان فارس ـ با اشاره به وقوع اين پديده از 20 مردادماه به خبرنگار بخش گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: بارش شهابي برساوشي، دومين بارش شهابي بزرگ سال است. اين بارش شهابي از توده ذرات باقي‌مانده از دنباله‌دار سوييفت‌تاتل يا 190پ به‌وجود مي‌آيد. او يادآوري كرد:
astro-tourism (4)اوج اين بارش شهابي معمولا هر سال نزديك 22 مردادماه رخ مي‌دهد. کانون اين بارش در صورت فلکي ذات‌الکرسي و در نزديکي مرز صورت فلکي برساوش واقع شده است؛ ولي در گذشته که اندازه‌گيري و سنجش دقيق مکان نورباران بارش‌هاي شهابي ممكن نبود، اخترشناسان مکان کانون اين بارش را در برساوش مي‌دانستند و به همين دليل، آن را برساوشي نام‌گذاري کردند و به‌دليل سنت پابرجايي نام‌ها در اخترشناسي، اين نام نيز مانند بسياري موارد ديگر، تا امروز حفظ شده و باقي مانده است. وي در ادامه درباره‌ي تورهايي كه به بهانه‌ي بارش شهابي برساوشي در پاسارگاد و مجموعه‌ي كلبه‌ي آقامير برپا شد، گفت: مجموعه‌ي کلبه‌ي آقامير با مجوز اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس و با همکاري مديريت فرهنگي اين اداره، از 20 مردادماه پذيراي 150 نفر از علاقه‌مندان به گردشگري نجومي (آستروتوريسم) از شهرهاي مختلف ايران، بويژه تهران، اصفهان، اهواز، شيراز و آباده بود. ميري ادامه داد: در اين برنامه، ضمن ارائه‌ي توضيحات و نكاتي درباره‌ي حفظ و حراست از آثار تاريخي در شب توسط مدير اداره‌ي ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان پاسارگاد و برگزاري کارگاه آموزشي آستروتوريسم (گردشگري نجومي)، کارگاه آموزشي تاريخچه‌ي کيهان‌شناسي و شناخت صور فلکي، چگونگي رصد با تلسکوپ، کارگاه عملي رصد با تلسکوپ‌هاي 6، 8، 10 و دوربين‌هاي دوچشمي، کارگاه آموزشي عکاسي با موضوع گردشگري نجومي، رصد غروب ماه، سيارات و اجرام عمق آسمان توسط اين تلسكوپ‌ها نيز انجام شد. وي بيان كرد: گردشگران در ادامه‌ي اين برنامه با غذاهاي محلي و سنتي در كنار آرامگاه كوروش افطار كردند و مراسم سحري نيز در كلبه‌ي آقامير برگزار شد. او با بيان اين‌كه توسعه و ترويج فرهنگ بومي در کنار گسترش گردشگري نجومي از اهداف و برنامه‌هاي اين كلبه است، يادآوري كرد: اين مجموعه با همکاري خانه‌ي جهانگردي شيراز و يكي از مؤسسه‌هاي نجوم، کلاس‌هاي آموزش کيهان‌شناسي و بوم‌گردي (اكوتوريسم) و همچنين تورهاي کيهان‌شناسي را با موضوع گردشگري نجومي با نظارت و پشتيباني اداره‌ي امور فرهنگي و ارتباطات اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار مي‌كند. ميري همچنين اضافه كرد: اين مجموعه کتابي را با عنوان «پارس، پايتخت آستروتوريسم ايران» با همکاري اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس تهيه كرده است.