نوشته‌ها

,

گوسفند کبوده پیشکشی در تخت جمشید

سیری در تخت جمشید،شکوه و عظمت معماری هخامنشی در زمان داریوش چنان هوش از سر می پراند که زوایای دیگر این کاخ همیشه جاویدان را نخواهیم دید. کاخ تچر و پیشکش آوران. در بین این پیشکشی های باستانی رد “خانواده گوسفند ایرانی” بسیار آشکار است بره ها در آغوش مردان پارسی و مادی جا خوش نموده و بدنبال قوچ و میش پیشکشی قرار گرفته اند.
چه رسم باستانی بسیار زیبای که هنوزم در دیار کمین و پاسارگاد پیشکشی نوعروسان و مردان سفر کرده قوچ و میش می باشد. یا در زمان زایش فرزندی بویژه نوه، پدر بزرگ به نوزاد تازه بدنیا آمده پیشکشی قوچ و میش می دهد.
این رسم کهن و باستانی زمانی زیباتر می گردد که پیشکشی میش و قوچ از نوع کبوده شیرازی باشد.
از مشهورترین گوسفندان پوستی (تزئینی) در جهان است نژادی است پوستی- گوشتی از دسته گوسفندان با پشم ریز وچند منظوره
گوسفند ) كبوده شیراز) به خاطر ارزش پوستی خود مشهور شده‌اند. این نژاد فقط در استان فارس آن هم در گوشه كوچكی از آن پرورش داده می‌شود شهرهای پاسارگاد،داراب، استهبان،نی ریز ،فسا و قسمتهایی از مرودشت و آباده زیستگاه اصلی این نژاد است.این نژاد معمولا توسط ساکنان بومی و عشایر اسکان یافته بصورت دامداری صنعتی و نیمه صنعتی و یا به روش روستایی و توسط عشایر کوچ رو معروف به ایل خمسه نگهداری می شود.

مشخصه این نژاد دارا بودن بره هایی با پوست زیبا و گلهای با فرم و پیچشهای خاص و منحصر بفرد است.( از جمله گلهای فنری و حلقه ای). نژاد کبوده شیراز در سه رنگ قهوه ای(بور) ، سیاه(ملحه) و کبود(سوز) دیده می شود. رنگ قهوه ای از بدو تولد تا پایان عمر دچار تغییر رنگ نمی شود ولی گوسفندان با رنگ سیاه و خاکستری با افزایش سن دچارتغییراتی می شوند ..
خاستگاه گوسفند ایرانی
این حیوان، از ۴۰۰۰ سال پیش به اینسو شناسایی گردیده‌ مورد استفاده بشر قرار دارد. نام گوسفند قره گل، یا قره قل از نام رودخانه ای در شهر قره قل ولایت سرخان دریا در ازبکستان قراردارد گرفته شده است. در زبان ازبیکی،”قره “به معنی سیاه و”قل” نهر را می‌گویند. در داخل این شهر، نهر بزرگ مملو از گل ولای سیاه درجریان است. به همین لحاظ این شهر را به نام قره قل یا سیاه جوی می‌نامند.

ریشه یابی گردشگری نجومی (آستروتوریسم) و ستاره شناسی (Astronomy) در فرهنگ باستانی ایرانیان

ستارگان در فرهنگ ایران باستان از اهمیت تعیین کننده ای برخوردارند. بدون شک نقش طبیعت فلات ایران و چشم انداز باز و گسترده آسمان را نباید نادیده گرفت. طبیعی است که در سرزمین های همیشه ابری و بارانی،کشورهای اروپائی نمی توان به اندازه ایران به ستارگان نگاه کرد و به آنها خیره ماند و متحیر شد. ایرانیان از نخستین اقوامی هستند که با ستارگان نگارگری کرده ، صورت فلکی ساخته از گردش و چرخش ستارگان در شگفت شدند.

ستاره ی ثابت یا اختر در ادب پهلوی، اخترکَدَک=اخترکده یا صورت فلکیِ نامیده می شود، به ظن بسیار قوی کلمه اختر، با تبدیل به قاعده حرف س به خ در ستر یا اَستَر اوستایی به وجود آمده است. و در واقع اختر همان استر اوستایی می باشد.امروزه ایرانیان همچون پیشینیان خود لفظ ستاره و گاهی نیز اختر را در علم کیهان شناسی بکار می برند.

با انتقال واژه استر یا اختر از فرهنگ ایران به فرهنگ یونان ستاره را استرن Astron (همان اَستَر اوستایی)و علم ستاره شناسی را آسترونومی Astronomy می نامند.واژه Astronomy از دو بخش Astron به معنای ستاره و nomos به معنای قانون گرفته شده است.

Astronomy : Astron + Nomos
ایرانیان باستان سیاره را از این روی اَباختر می گویند که اختر نیست. ستیز اباختران با اختران (ثوابت) و افسانه های در پیوند با اینان در ادبیات ایران حامل نخستین برخوردها و برداشت های ایرانیان باستان با دنیای ستارگان است. خداوند برای آفریدن روشنایی، پیش از ماه و خورشید، نخست ستارگان اختری و نااختری (اباختران) را آفرید. از اباختر در اوستا،به صورت اپاختَرَه و اپاخِذرَه به معنی پشت سر و منظور شمال برداشت می شود. ایرانیان،برعکس آنچه امروز رواج دارد جهت را با جنوب می سنجیدند و از این روی جنوب را فَرَتَرَه (=آنچه در جلو است) می خواندند و به شمال اباختر، یعنی آنچه در پشت سر است می گفتند . همین واژه در پهلوی به صورت اپاختر و اباختر به معنی شمال و ستاره ی سیّار آمده و در فارسی از آن به صورت باختر هم به معنی شرق و هم غرب استفاده شده است.

یکی بودن واژه ی ستاره (astron) تقریباً در همه ی زبان های هند و اروپایی با تغییری ناچیز حکایت از انتقال علم کیهان شناسی ایرانیان به این فرهنگ ها دارد و قدمت توجه انسان به آسمان و اختران را نشان می دهد. ستیز اباختران (سیارات) با اختران (ثوابت یا ستاره ها ) و افسانه های مربوط به آنها در ادب و کیهان شناسی ایران باستان نشان دهنده نخستین برداشت های ایرانیان باستان از جهان ستارگان به معنی عام کلمه است. باید که آسمان با ستارگانش از دیرباز توجه آریاییان و ایرانیان را به خود جلب کرده باشد، که داریوش و دیگر شاهان هخامنشی اغلب در یاد از اهورمزدا به آفرینش آسمان اشاره می کنند. در گات ها، کهن ترین سند مکتوب ایرانی، زرتشت از ستارگان سخن می گوید. هرمزد برای آفریدن روشنایی نخست ستارگان اختری و نااختری (اباختران) ،سپس ماه و خورشید را آفرید. به نوشته بُندهش اختران پدیدآورنده ۱۲صورت فلکی اند: بره، گاو، دوپیکر، خرچنگ، شیر، خوشه، ترازو، کژدم، نیمَسب(کمان)، بز، دلو وماهی نام های این دوازده نگاره آسمانی می باشد.