نوشته‌ها

آگاما های پاسارگاد و تخت جمشید در گذر تاریخ

قصه های من و بابام

« سوسمار پاسارگاد و تخت جمشید»

بچه که بودم با، بابام رفتیم قصر دشت چَلتوک بخریم.آخه برنج قصر دشتی از پیشنه کهنی برخوردار هست و شادروان محمد خان ضرغامی برای ترویج این گونه اندمیک(بومی) فارس زحمات زیادی کشید.

تازه انقلاب شده  و محمد خان ضرغامی از زندان آزاد شده بود.

 بابام یه خر سوز و یک چرمه از عموم برداشت باهام رفتیم”قصر دشت” . من و گذوشته بود تو خورجین خر چرمه ، خودش سوار خر خودمون شده بود.خلاصه هوا داشت یواش یواش سرد می شد . پاییز گرفته بود و چلتوک ها رو درو کرده بودند.یک ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم .

رفتیم در عمارت ،که بریم تو انبار چند تا گونی چلتوک بخریم.

محمد خان با یک جیپ آمریکایی با رانندش رفته بودند برای سر کشی گله گوسفند های قره گل .

بابام!! بدش نیومد برای چاق سلامتی یه سری به خان باصری بزنه .

از رو پل قصر دشت که می خواتسیم رد بشیم صدای خروشان رودخونه پلوار (بلاغی –سیوند) شنیده می شد.

من از ترس تو خورجین “خر” قایم شدم و چشام رو بستم.

از بین کُلورهای جو و گندم رد شدیم پای تل رحمت آباد محمد خان را دیدیم. داشت وسط گله قدم می زد و چوپونها دور و برش رو گرفته بودند. چند قدمی ، فاصله گرفت .

بابام یه صد متری پایین تر  پیدا شد و من و از تو خورجین درآورد و گذاشت رو زمین .با خان چاق سلامتی کردند و گرم تعریف شدند.

محمد خان رابطه خوبی با بابام و عموم حاج سرافراز  داشت آخه هر دو کیل دار بودن و آخرین نسل کیلداران کمین. قسمتی از فرآورده های لبنی ،گندم ، جو مزرعه قصر دشت را  بار می کردند سمت اصفهان و جاش شیره انگور می دادند خان و اونم پخش می کرد بین دهقاناش.

دَون دون رفتم  به سمت تپه .

هنوز چند قدمی نرفته بودم که یهویی یه سوسمار بزرگ از بین بوته ها فرار کرد. رفت تو یه سوراخ .

با یه ترکه »گز» فرو کردم تو سوراخ  ولی هرچه زور زدم خبری ازش نشد.

تو کتاب (منشاء نهاد حکومتی پیش از تاریخ فارس) به قلم دکتر عباس علیزاده یهویی عکس یه سفال پیش از تاریخ دوره باکون رو دیدم.که تصویر بز مچه روش بود.

خان به بابم سفارش کرد یه قالی یه گز و نیمی رو از انبار تحویل بگیره ببره بده حاج رسول قالی خر تو علی آباد.

بعد از بار کردن گونی  ها من و پشت بار چلتوکی محکم بست تا نیوفتم.

قالی لوله شده رو جا دادند بین من و گونی چلتوکی!!!

یه طرح عجق وجقی روش بود شبیه سوسماری که دیده بودم.

میون بوته های قالی داشت می خزید.

 آگاما خزنده ای است که در بین سنگ های پاسارگاد و  تخت جمشید در طرح ها و رنگ های مختلف دیده می شود.

این خزنده یکی از اعضای خانواده سوسماران است که در گویش  محلی مردم  به کله پُوک ، بُزمُک، بُزمجه و آفتاب پرست شهرت دارد اما در واقع با وجود شباهت های بسیار، با خزندگان نامبرده تفاوت های اساسی دارد.یکی از ویژگی این خزنده که توجه افراد را به خود جلب می کند طرح ها و نقوش بدن این خزندگان و تغییر رنگ شان در مواقع خطر است.

@ aghamir-cottage

www.aghamir .ir

09179272932

کلبه آقامیر اقامتگاه برتر کشور در سال 1395

391414_557

به بهانه سپاس از بزرگانی که در موفقیت های کلبه آقامیر نقش داشتند.
“امروزه بدست آوردن موفقیت در تمامی زمینه ها بویژه ساختاوری گردشگری پیامد سالها تکاپو و خرد ورزی گروهیست ”
بنابراین سربلندی بدست آوردن فرنام برتر “اقامتگاه بوم گردی کشور”به کلبه آقامیر به پاس تلاش های نزدیک به یک دهه از خردورزان و بزرگان خوشه سار همچون مازیار آل داودد، عمو اکبر رضوانیان،کیارش اقتصادی ،سید هاشم طباطبائی ، ماه منیر تقدیسی ، کامران انوری ،توماج مقدس زاده ،سعید ابراهیمی ، مسعود بور بور،ترگل انوری نژاد ، آرش نور آقایی ، رضا خلیلی، افسانه احسانی ،اشکان بروج ، مریم سلیمان پور ، پورنگ پور حسینی وسایر بزرگان می باشد.
با سپاس از دارندگان رسانه به نمایندگی از سوی آنان بانو حسنلو وسجاد زارع سرپرستان دولتی به نمایندگی از آنان دکتر محمد علی فیاضی ، مهندس محسنی نژاد بویژه شیر زن اکوتوریسم پارس مهندس بانو شجاعی که تلاش شبانه روزی آنها منتهی به شکل گیری اقامتگاههای بوم گردی ایران و فارس شد.که در بین دهها فرنام گردشگری ،اقامتگاههای بوم گردی را برای ارج گذاری و سپاس گزینش نمودند.
با سپاس ازمسعود خان نعمت الهی به نمایندگی از کیاست آژانسهای گردشگری ایران پشتوانه کمپین خرس قهوه ای و پلنگ ایرانی که همیاری و پشتوانی آنها با هست بودن کاستی های فراوان مایه برافراشتگی پرچم بوم گردی کلبه آقامیر می باشد.
با سپاس از بانو الهه ابراهیم پور یار دیرینه به نمایندگی از راهنمایان اندیشه ورزی که بدون هیچ چشم داشتی پشتوانه همیشگی این دیوان بوده و هستند.
و سپاس از پدرام ناصری به نمایندگی از مهمانان ایرانی که سالهاست با باشندگی پیوسته خود به بهانه های گوناگون پشتوانه تکاپوهای انجام گرفته می باشند.
با سپاس از کاترین به نمایندگی از مهمانان خارجی که سالانه چندین بار مهمان کلبه آقامیر می باشند.و سهم بسزایی در ادامه تلاشها دارند.
وسپاس از مهندس قریشی به نمایندگی از کار آفرینان فهیم کشوری که سهم شایسته ای در آفرینش و هم افزایی در آمد دارند.
با سپاس از دوستان همراهی که نزدیک به یک دهه با باشندگی در کنار کلبه آقامیر سربلندی هایی را در سطح ملی و جهانی کار آزمایی نمودند. مهندس اسماعیل محمدی یار دیرینه کلبه ، خاله گلی ، خاله سمن گل، گل آفرین ، سمیه کرمی ،ناصر و بهناز شیروانی ، سید هادی ، عنایت مختاری و همچنین افرادی که شمارگانی برای چند ماه و شماره ای برای چند سال هم سو با کلبه بودند و با هر انگیزه ای آهنگ جدای ساز کردند. که سربلندی آنها را آرزومندیم.همچون حامد زارع و مهندس مصطفی محمدی و سپاس از مجتبی حسینی یار قدیمی و پرتلاشی که بودنش در روزهای سخت گذشته انرژیمان را دوچندان می نمود که این روزها پیشی گرفتن را به دوستی و همدلی برتری داده است برایش سربلندی و باشندگی را آرزومندم.
و سپاس از عسکر دهقان و احمد دهقان آزاد به نمایندگی از مردم فهیم شهرستان پاسارگاد و کهن دیار کمین.و همچنین سپاس از ابوذر عفیفی پور به نمایندگی از دوستان دارو ندارم.
و سپاس از پدر و مادر پیر و خانواده گرانقدرمان که سالهاست با تکاپوهی فرهنگی ما سختی ها و بالندگی های زیادی را آزمودند.
و یادی می کنیم از مردانی از جنس بلور که نبودشان آزرده خاطرمان می کند . شادروان نصرت اله سلیمان پور و علی عرفانیان که نزدیک به یک دهه برای بالندگی و سربلندیمان تلاش نمودند.
و در پایان سپاس از ایستادگی و تکاپوهای مریم و آریامهر که هست بودنم را فراهم نمودند و “مهربانوی” گوگول مگولی که بزودی بودنش را جشن می گیریم.
آقامیر مهرماه 1395

172002_677

172009_916

1395070519314845987644910

57357195 (1) لب

بازی های محلی در کهن دیار کمین و شهرستان پاسارگاد

 

در فرهنگ لغت فارسی، كلمه بازی برابر با سرگرمی، مشغولیت، تفریح،  كار، ورزش  آمده است. اما زیست‌شناسان، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و هنرمندان در مورد بازی نظرات، تعاریف و برداشت‌های دیگری ارائه می‌دهند.

 زیست‌شناسان بر این باورند كه علاقه انسان به بازی ریشه در كنجكاوی او نسبت به كشف و شناخت محیط اطراف دارد.

 روان‌شناسان نیاز انسان به بازی را نتیجه وجود انرژی مازادی می‌دانند كه وی در خود نهفته دارد و جایی باید به مصرف برساند.

در دیدگاه جامعه‌شناسی نیز بازی وسیله‌ای برای تمرین آدمی در زندگی اجتماعی تلقی شده است.

در نهایت هنرمندان نیز بر این باورند كه بازی هنری ناشی از فرهنگ و آداب و سنن هر جامعه است.


بنابراین بازیها به طور عام دارای یک بار فرهنگی هستند كه چه در عصر حاضر و چه در گذشته با هدف پركردن اوقات فراغت انسان طراحی شده‌اند. با شناخت بازیهای بومی، قبیله‌ای، محلی و سنتی ایرانی كه علاوه بر بار فرهنگی، از جذابیت و تنوع بالایی نیز برخوردارند، نه تنها می‌توان تاریخ و سنن این مرز و بوم را به شكلی پویا و عمیق به نسل‌های آینده منتقل كرد، كه از آن به عنوان بهانه‌ای برای گریز از عواقب اعتیاد به تكنولوژی و معنا و مفهوم بخشی دوباره به زندگی استفاده كرد. به خصوص آنكه در بسیاری از این نمونه بازیها قوانینِ ساده و اولیه‌ای از شكل بهینه اداره زندگی و هدایت آن آموزش داده و تمرین می‌شود تا افراد را به مهارت‌های لازم برای روبرویی با موقعیت‌های دشوار زندگی مجهز كند. با نگاهی اجمالی به چند نمونه از این بازیها به خوبی نماد این آموزش‌ها را می‌شود كشف كرد:

1-    احترام به دیگران

2-    درك مفهومی و عملی رقابت سالم

3-   دستیابی به مهارت پذیرش شكست

4-    كار گروهی

5-    همكاری و همیاری با دیگران برای رسیدن به یك هدف مشترك

6-    ایثار و فداكاری

7-   تلاش جسمی و فكری

8-   اهمیت راستی و صداقت

9-    و…
با توجه به پهناوری اقلیمی، و قومی و قبیله‌ای در ایران، انواع بازیها با هدف‌های خاص طراحی شده و میان مردم رایج بوده است. به طور مثال بازیهای مراسم عروسی، مراسم كشاورزی، برداشت محصول، اعیاد، تغییر فصول، بارش باران، دور كردن خشكسالی و… در واقع بالغ بر 150 نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته كه به مرور زمان و تغییر شیوه‌های زندگی، نسل امروز با بسیاری از آنها بیگانه است.

 این بازیها در دو گروه فضای باز و فضای بسته تقسیم بندی شده و این امكان را برای افراد مهیا می‌كرده‌اند كه در هر مكان و شرایطی بتوانند از اوقات خود بهترین بهره را ببرند.

 بازیهایی مثل هفت سنگ، طناب‌كشی، گرگم به هوا، الك دولك، وسطی و… جزو بازیهای دسته اول (فضای باز) و بازیهایی چون یه‌قل دوقل، اتل متل توتوله، تاپ تاپ خمیر و… جزو بازیهای دسته دوم (فضای بسته) تقسیم‌بندی می‌شوند. ضمن آنكه هر كدام از این بازیها را می‌توان به گروه‌بندی‌های دخترانه و پسرانه نیز تقسیم كرد.

برخی از بازیها اما به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در اكثر نقاط ایران مشترك بوده‌اند كه بد نیست برای احیای ارزش‌های این دسته هم كه شده مروری به آنها داشته باشیم:

شیوه بازی

  •   یک به یک:

 بازی‌هایی  که تنها دو نفر بازیکن می‌توانند داشته باشند.

  • یک به چند:
  • بازی‌های یک به چند بازی‌هایی هستند که یک نفر در مقابل یک گروه قرار میگیرد. در این بازی‌ها به آن یک نفر گرگ هم گفته می‌شود.
  • گروه به گروه:
  • بازی‌های گروهی بین دو گروه انجام می‌شود. قبل از شروع بازی باید یارکشی شود. به این صورت که دو نفر سردسته می‌شوند و هر یک به نوبت از میان سایر افراد یاران خود را انتخاب می‌کنند.

اصطلاحات

بازی‌های کودکانه دارای اصطلاحات خاصی است که در بسیاری از این بازی‌ها استفاده می‌شود.

  • گرگ در بازی‌های یک به چندنفره  به آن یک نفر گرگ گفته می‌شود.
  • یارکشی در بازی‌های گروه به گروه به عمل انتخاب افراد گروه توسط سرگروه‌ها گفته می‌شود.
  • شیر یا خط روشی برای انتخاب شروع کننده بازی.
  • گردو شکستم روشی برای انتخاب شروع کننده بازی.
  • تا سه نشه بازی نشه
  • جاده خدا: تقاضای دادن فرجه و کمی راه برای فرار.بصورت جاده خدا بده
  • موچ: برای متوقف کردن بازی برای گفتن حرفی مهم استفاده میشود. بصورت من موچم و موچ استفاده می‌شود.
  • جرزنی:وقتی کسی تقلب میکند سایر هم بازی ها برای اعتراض اصطلاح جرزنی یا جرزدن را استفاده می‌کننذ.

 

هفت سنگ:

افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده و هر کدام یکی از بازیکنان خود را به عنوان سردسته و رهبر برمی‌گزینند. یک گروه در فاصله معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده‌اند، قرار می‌گیرند تا به نوبت با توپ  سنگها را مورد هدف قرار داده(در ایام نه چندان دور پارچه های کهنه را دور هم پیچیده توپ درست می کردند)و بزنند. گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه‌اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و آرایش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج می‌شود. همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می‌روند تا آنها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازی اخراج شد، دیگری کار را به اتمام می‌رساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای و نقش گروه‌ها عوض می‌شود. در پایان، گروهی که زودتر 7 امتیاز کسب نماید برنده است.

 شگرد های  بازی:

تیمی که پشت هفت سنگ قرار گرفته دور هم جمع شده و توپ را زیر لباس یکی از افراد گروه پنهان می کنند مابقی افراد نیز دستانشان را زیر لباس خود کرده تا یاران حریف متوجه نشوند که توپ دست چه کسی قرار دارد. سپس افراد پراکنده شده و به طرف گروه مقابل حرکت می کنند . فردی که توپ واقعا دستش هست نزدیک ترین فرد گروه را که می تواند با توپ بزند را انتخاب کرده به سمتش حرکت می کند. سپس توپ را بیرون آورده فرد مورد نظر را  هدف قرارداده از دور بازی خارج می نماید.

دِرنه بازی:

 « درنه بازی»(1) از بازی های خشن و متداول میان جوانان پاسارگاد  می باشد . شمار بازی کنان هشت نفر است که به دو گروه چهار نفره تقسیم می شوند. در آغاز بازی یک دایره  به قطر  دو و نیم متر روی زمین می کشند و به قید قرعه(3) یک گروه درون دایره  و گروه دیگر بیرون آن قرار می گیرد. این دایره  را دو(4) می نامند. در چهار گوشه ی دو، چهار طناب یا کمربند با طول یک تا یک ونیم متر روی زمین می گذارند(یا تکه پارچه ای اگر از تکه پارچه استفاده شود گودالی حفر نموده و پارچه ها را در گودال قرار داده و ژایش را برآن می گذارند. ). سر طناب روی گوشه ی دو و ادامه ی آن در جهت قطر آن است. هر بازی کن درونی پایش را روی یک طناب می گذارد و از آن محافظت می کند. بیرونی ها تلاش می کنند طناب ها (پارچه ها)را به چنگ بیاورند. هر یک از بازی کن های درونی مراقب طناب خود و دیگر طناب ها است و می تواند با زدن لگد به هر جای هر یک از بازی کن های بیرونی گروه بیرونی ها را « حلال» کند. در صورت حلال شدن(5) بیرونی ها، دو گروه جایشان را عوض می کنند و این برای درونی ها برد حساب می شود.
هرگاه یک بازی کن بیرونی بتواند طنابی (پارچه ای)را به چنگ آورد می تواند از آن برای زدن به پای درونی ها استفاده کند تا آن ها را از نزدیکی طناب ها دور کند و بقیه ی طناب ها را برباید و به دست یاران خود دهد تا آن ها برای به دست آوردن دیگر طناب ها از آن استفاده کنند. چنانچه بیرونی ها همه ی طناب ها را به چنگ بیاورند می توانند همچنان به پای درونی ها بزنند تا زمانی که یکی از درونی ها بتواند با لگد به پای یکی از آن ها بزند و حلالشان کند. درونی ها برای دفاع از خود می توانند طناب را از دست بیرونی ها بیرون بکشند یا خود بازی کن را به درون دو بکشند. در این حالت بازی کنی که به درون دو کشیده شده به راحتی حلال می شود. هرگاه یکی از بازی کن های درونی درنه ی خود را از دست بدهد، پشت سر یکی از یاران خود قرار می گیرد تا از او دفاع کند. در این حال او را « پس درنه» می گویند. چنانچه یکی از درونی هایی که دارای درنه است به بیرون کشیده شود، تا زمانی که درنه ی او همچنان توی دو است حق ندارد به دو بازگردد. اما اگر بیرونی ها درنه ی او را بردند می تواند به داخل دو بازگردد.
در حالتی که بازی کنان درونی بتوانند هر چهار طناب را از دست بازی کنان بیرون بکشند حق دارند بیرونی ها را با آن بزنند و در نتیجه در این حالت بازی به شدت یک طرفه خواهد شد. در این حالت توافق می شود که طناب ها را زمین بگذارند و برای تعیین گروه درونی و بیرونی بر بزنند.

1-  درنه /  derene: « درنه» در لغت به معنی گونه ای تازیانه است و در این بازی چهار تکه یا کمربند به صورت تازیانه به کار می رود. کمربند در دسترس ترین وسیله و بهترین جایگزین طناب برای بچه های مدرسه ای است. این بازی با تفاوت هایی در بسیاری از جاهای ایران رواج داشته و نام آن در زبان معیار « ترنا بازی» است.


2- در برخی شهرهای استان فارس به جای  دایره،ُچهار گوش،می کشند.
3- قرعه معمولاً به صورت« بر زدن» انجام می گیرد.
4- دو / dow: همان«داو / dav» است.
5- حلال شدن / halal sodan: باختن کلی و ناگهانی در بازی و به معنی از دست دادن موقعیت برتر کنونی است.

نکته لگد زدن  بصورت حرفه ای به ساق پا می باشد در غیر این صورت بازی خشن می گردد.

ترکه بازی:

ترکه بازی از بازی های رزمی ، سنتی و قدیمی و رایج است. غالبا در مراسم عروسی و همراه با رقص و پایکوبی اجرا می گردد.

تعداد بازیکنان چوب بازی دو نفر است و ابزار بازی شامل دو چوب یکی به طول تقریبی یک و نیم متر ( پایه)و چوب دیگر کمی کوتاهتر از آنست(ترکه : از جنس چوب انار یا ارژن) . در شروع کار مطرب  با زدن ساز مردان را به بازی ترکه  بازی فرا می خواند. دو نفر بازی را شروع می کنند و افراد زیادی به دور ترکه بازها حلقه می زنند و تماشا می کنند.

نقاره زن شروع به نواختن می کنند با ضرب آهنگ نقاره  بازیکنان به رقص در آمده و هم دیگر را به رزم فرا می خوانند هرچه ضرب آهنگ نقاره بلند تر گردد نوای ساز تند تر شده و آغاز رزم نواخته می گردد یکی از بازیکنان پایه  و نفر دیگر ترکه را بدست گرفته و مقابل یکدیگر به حمله و دفاع می پردازند . بازیکنان سعی می کنند هنگام بازی با آهنگ ساز و دهل نیز برقصند ، فردی که ترکه را بدست دارد باید به دارنده پایه  حمله نماید و قبل از وارد نمودن ضربه به چوب وی ابتدا چند دور می رقصد و ناگهان به دارنده پایه یورش می برد . دارنده پایه  نیز باید از خود دفاع نماید . حمله کننده هنگام یورش با صدای بلند فریاد می زند و سعی دارد با این کار روحیه حریف را تضعیف نماید . چوب باز باید با چرخاندن چوب و نعره کشیدن و تهدید حریف و فریب حریف چوب بازی کند.

 حمله کننده هنگام یورش چوب را با دو دست پیش روی خود گرفته و هنگام کوبیدن بر چوب حریف انرا با دست خود می چرخاند و سپس با در نظر گرفتن پاهای او بر چوب وی ضربه وارد می آورد ، البته ترکه باز سعی می کند حریف را گمراه کند تا بتواند بهترین ضربه را بزند. بازیکن حمله کننده فقط یکبار حق زدن ضربه را دارد ( چه به پای حریف مقابل بزند چه نزند)، سپس بازیکنی که چوب بلندتر را دارد ، چوب کوتاهتر را در دست گرفته و فرد دیگری پایه را در اختیار می گیرد . و بعد از چند دور بازی نفرها عوض می شوند .بازی تا آخر به همین منوال ادامه می یابدمعمولا اگر حریف ها از بستگان نزدیک یا دوستان هم باشند. به پای هم ضربه محکم نمی زنند.اما در موارد دیگر ضربات محکمی زده می شود که بسیار درد آور است. در چوب بازی احتمال صدمات جدی به پا هست و احتمال شکستگی پا و قوزک. اما مگر غیرت جوانان اجازه می دهد که بازی نکنند.آنها با شهامت کامل وارد میدان می شوند و هیچگونه باکی از درد و رنج ندارند. زیرا این ریشه در سنت دلاوری و بی باکی  دارد . صدای ساز ترکه  بازی  با دستمال بازی فرق دارد. ساز چوب بازی معمولا دارای ریتم تند و حالت رزمی است، اما ساز دستمال بازی دارای ریتمی ملایم است.

کری  و رجز خوانی شگرد های افراد حرفه ایست . در قدیم ترکه بازهای حرفه ای پوست گاو را بصورت چرم به دور پاهای خود بسته تا ضرب کمتری وارد گردد.

الک و دولک:( الک مسه)

الک چوب کوچک

مسه(دسته) چوب بلند

بازیکنان به دو گروه تقسیم و به قید قرعه، یکی از گروهها، بازی را شروع می‌کند؛ یعنی: چوب کوچک (الک) را روی یک چاله کوچک یا وسط دو عدد آجر قرار داده و با سر چوب بزرگ (مسه) که در زیر آن قرار داده، با قدرت به طرف نفرات گروه حریف که در محوطه هستند پرتاب می‌کند. اگر الک در هوا گرفته شود، پرتاب کننده اخراج می‌شود، وگرنه بایستی آن را از روی زمین بردارند و به طرف چاله (یا آجرها) بیاندازند. و بازیکن دسته به دست، با تمرکز حواس، آن را در دست می‌گرداند تا  الک  را که به طرف چاله‌اش می‌آید با ضربه دورش سازد، اگر نتواند و فاصله الک  با چاله کمتر از قد دسته باشد، باز سوخته است و اگر توانسته باشد که با ضربه دورش سازد، فاصله را، از چاله با طول دسته می‌شمارند. یک، دو، سه… دوباره ارسال الک  و دریافت الک و شمارش فاصله با دسته تا به حد نصاب برسند وگر نه، همه آنها این کار را به نوبت انجام می‌دهند تا برسند. بدیهی است اگر نتوانسته باشند، بازی را به گروه حریف واگذار می‌کنند. اگر به حد نصاب (مثلاً 50) رسیدند، یکی یکی الک  را با سر دسته به مشابه توپ پینگ پنگ و راکت ضربه‌های کوچک و یکنواخت (چله) می‌زنند و می‌شمارند. بعد هر کدام، به تعداد چله، الک  را با ضربه سنگین دسته، به طرف جلو می‌زند و هر الکی که در هوا گرفته شود، گیرنده آن را به طرف مبدأ پرتاب می‌کند، تا اینکه تمامی نفرات گروه دسته به دست به تعداد چله هایش بر الک  نواخته باشند. طول مسیر (آخرین محلی که الک  می‌افتد تا محل چاله)، توسط نفرات گروه حریف یکی پس از دیگری، به عنوان جریمه با دویدن طی می‌شود. به طوری که با عبارت (علی و ولی ،زنگ علی ،یه بلبلی، او… ) شروع شده باشد و صدای (او…) به صورت کشیده تا لحظه نفس کشیدن ادامه یابد. (یعنی هر کجا صدای بازیکنی قطع شد، یکی از دوستان دنباله مسیر را با صدای (او…) می‌دود اگر در انجام این موارد موفق شدند، در دور بعدی کنترل بازی را در دست می‌گیرند و با دسته کار می‌کنند و اگر نتوانند، باز در وسط محوطه بازی کرده، الک  را تعقیب می‌کنند.

زو:
بازی زو یک بازی است که از زمان‌های قدیم وجود داشته است و هنوز به دلیل ورود به دنیای ورزش تا حدودی بقای خود را حفظ كرده است. بازی به این صورت است که افراد به
۲ گروه تقسیم می‌شوند. به ترتیب در هر گروه 2 نفر انتخاب شده و با گفتن کلمه زوووووووو می‌روند و یکی از افراد گروه مقابل را می‌گیرد.

قایم باشک:(قایم موشک-چشم بیگیرک)

تعداد شرکت کنندگان جمع شده یک نفر داور و یک نفر سرگروه مشخص می شود سپس  بَر می زنند. اصطلاحا انگشتان دست را به تعداد دلخواه باز نموده داور که معمولا بزرگتر گروه می باشد تعداد انگشتان باز را می شمارد و از سرگروه می شمارد تا عدد آخر بر روی هر کسی که افتاد آن شخص چشم می‌گذارد

 روش بازی به این صورت است که گرگ ، در یک محل ثابت می‌ایستد و چشم‌هایش را می‌بندد (به اصطلاح چشم می‌گذارد) و تا یک عدد مثل ۱۰۰ یا ۵۰ می‌شمارد. در طول این مدت سایر شرکت کنندگان باید در محلی خود را مخفی کنند به طوری که گرگ نتواند آن‌ها را ببیند. پس از پایان شمارش، گرگ چشمهایش را باز می‌کند و سعی می‌کند دیگران را پیدا کند.

در صورتی که گرگ هر یک از شرکت کنندگان را ببیند باید نام او را بلند صدا کند و با اعلام محل اختفای او کلمه سُک سُک را به زبان آورد. برای گفتن کلمه سک سک گرگ باید در محلی که چشم گذاشته بوده قرار گرفته باشد. در این حالت فرد شرکت کننده باید از محل خود بیرون بیاید. اگر گرگ نام شرکت کننده یا محل اختفا را اشتباه بگوید شرکت کننده نباید بیرون بیاید و می‌تواند به بازی ادامه دهد. هر گاه گرگ آنقدر از محل ثابت اولیه اش دور شود که یکی از افراد مخفی شده بتواند خودش را به محل چشم گذاشتن گرگ برساند و کلمه سُک سُک را به زبان آورد، تمام افرادی که گرگ قبل از آن پیدا کرده بود به اصطلاح آزاد می‌شوند. به این ترتیب نفر بعدی که گرگ پیدا کند در مرحله بعد گرگ خواهد شد.

بازی به دو صورت پایان می‌یابد. یکی این که گرگ همه افرادی را که مخفی شده‌اند پیدا کند، به این ترتیب نفری که اول از همه گرگ او را پیدا کرده یا نفر اولی که توسط دیگران آزاد نشده در دور بعد گرگ است. حالت دوم این است که نفر آخری که پیدا نشده پیش از گرگ خود را به محل چشم گذاشتن برساند سک سک بگوید. به این ترتیب تمام نفراتی که گرگ قبلا پیدا کرده بود آزاد می‌شوند و خود گرگ دوباره در مرحله بعد باید چشم بگذارد.

.

 

قلعه(قعله)

 در این بازی دو تیم جایی را به عنوان قلعه خود انتخاب می‌كنند. یك گروه «گرگ» می‌شود كه دنبال گروهی دیگر به نام «بره» می‌دوند. اگر دست گرگ‌ها به بره خورد، بره باید به قلعه گرگ‌ها برود و برای آزاد سازی بره زندانی، بره دیگر باید از دست گرگها فرار كند و دست خود را به بره زندانی بزند و بگوید آزاد؛ آنگاه بره آزاد می‌شود. بازی تا جایی ادامه دارد كه تمام بره‌ها گرفته شوند.

در بازی قلعه یا نجات ابتدا یارکشی می‌شود و سپس با شیر یا خط یکی از گروه‌ها به گرفتن یاران گروه دیگر می‌پردازد هر کسی که دستگیر می‌شود به کنج دیواری برده می‌شود که به آن قلعه گفته میشود. اگر در این حال یکی دیگر از اعضای گروه بتواند به قلعه نزدیک شده و دستش را به یکی از افراد دستگیر شده بزند آنها آزاد می‌شوند. بازی تا هنگامی که تمام افراد گروه دستگیر شوند ادامه می‌یابد و سپس دو گروه تعویض می‌شوند. بازی قلعه در مدارس ابتدایی پسرانه ایران بسیار رواج دارد.

در این بازی دو تیم جایی را به عنوان قلعه خود انتخواب کرده. یک گروه (سگ)میشود که دنبال گروهی دیگر به نام(بره) می‌دوند اگر دست گرگ‌ها به بره خورد بره باید به قلعه سگ‌ها برود و برای آزاد سازی بره زندانی برهٔ دیگر باید ازدست سگها فرار کند و دست خود را به برهٔ زندانی بزند و بگوید آزاد آنگاه بره آزاد می‌شود بازی تا جایی ادامه دارد که تمام بره‌ها گرفته شوند.

اتل متل توتوله:

بازی‌ای که حتی یک نفره هم می‌شود اجرا کرد! به صورتی که پاها را دراز کرده و شعر مخصوص آن خوانده می‌شود و با هر ضرب آهنگ شعر دست روی یک پا می‌رود و در پایان شعر، پایی که شعر روی آن پایان می‌پذیرد، به عنوان بازنده انتخاب می‌شود و این کار تا باقی ماندن یک پا ادامه می‌یابد. شعر اتل متل به این صورت است:

اتل متل توتوله / گاو حسن چه جوره / نه شیر داره نه پِستون / گاو شو ببر هِندِسون / یک زن ترکی بِسون / اسمِشو بزار عَم ‌قزی/  دور کلاش قرمزی / هاچین و واچین / یه پاتو ورچین.

تیله‌بازی(گوله بازی)

 در قدیم بچه‌ها (بیشتر پسر بچه‌ها) روی زمین چاله‌ای به پهنای کف یک دست و عمق تقریبی دو تا سه انگشت می‌کندند و سپس از فاصله 2 متری به نوبت گوله(تیله) را به سمت چاله پرتاب می کرد هرکسی که تیله آن درون چاله می افتاد یا نزدیک ترین فرد به چاله بود با تیله خود دیگری را هدف  قرار داده در صورتیکه گوله فرد مقابل هدف قرار می گرفت یک امتیاز کسب نموده و  از مکان گوله خود به سمت چاله پرتاب می نمود( روش پرتاب تیله  با قرار دادن آن بین نوک انگشت شصت و انگشت وسط) اگر تیله درون گودال می افتاد یک امتیاز و سپس بازی تمام شده گوله طرف مقابل را تصاحب می نمود.

حال اگر فرد آغاز کننده نتوانست در گوله طرف مقابل را هدف بگیرید نفر دوم آغاز کننده بازیست و روند را ادامه می دهد تا گوله طرف مقابل را تصاحب نماید. در قدیم افراد ماهر و زبر دست را تیر می گفتند و ایشان به تعداد بردهایش گلوله یا تیله داشت.

شکر پنیر:

نحوه انجام این بازی شیرین بدین ترتیب است که کودکان از هر گروه جنسی که باشند (دختر یا پسر)، ایستاده و دستهای یکدیگر را می‌گیرند و به صورت حلقه در می‌آیند. کودکی در وسط حلقه می‌نشیند و آنها در حالی که دست در دست به دور او می‌گردند، این شعر را در نقش و حالات مختلف می‌خوانند:
1- نفر وسط را با دست گره خورده اشاره می‌کنند و چنین می‌خوانند:  مادر این ، شکر پنیر می‌پزه.

2- در حالی که با دستها اطراف را اشاره می‌کنند می‌خوانند: برای در و همسایه‌ها می‌بره.
3- در ادامه در حالی که دستهای خود را بالا می‌برند، چنین می‌خوانند:  قد و بالاش این هوا.

 4-در ادامه همانطور که به دورش می‌گردند، دستها را پایین آورده و چنین می‌خوانند:  قد کوتاش این قَدَر.

5- در حالی که بازوهایشان را کاملا باز کرده و حلقه را به بزرگترین اندازه خود رسانده‌اند چنین می‌خوانند:  گشاده دل این هوا (یا گشاده رو این هوا).

6- در حالی که بازوهایشان را جمع کرده و به هم نزدیک می‌شوند، یعنی حلقه را به کوچکترین حد می‌رسانند، چنین می‌خوانند: تنگ نظریش این قَدَر.

7- در ادامه حلقه را کمی باز می‌کنند و در حالی که با دستها به نفر وسط اشاره می‌کنند تا بلند شود چنین می‌خوانند:  از جات بلند شو، دوروبرو نگاه کن، هر کدومو دوست داری، پیش بکش و نگاه کن. آنگاه کودک وسطی، برخاسته و یکی از کودکان حلقه را انتخاب کرده و جایش را با او عوض می‌کند و در دور بعدی به دور نفر وسطی که تازه نشسته است می‌گردند و بازی را ادامه می‌دهند.

عمو زنجیر باف:

ابتدا دو نفر که تقریباً از لحاظ نیروی جسمانی و قد و وزن یکسان و قدری بزرگتر از بقیه باشند انتخاب می‌شوند. یکی به عنوان سرگروه و دیگری عمو زنجیرباف. این دو بازیکن به دو سر رشته و زنجیری که سایر بازیکنان با قلاب کردن دست‌های یکدیگر درست کرده‌اند پیوسته و دایره‌وار کمانی را تشکیل می‌دهند. ابتدا سرگروه، عمو زنجیرباف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جواب‌هایی را به صورت شعر رد و بدل می‌کنند. البته در اینجا بقیه بچه ها سرگروه را همراهی می‌کنند.

عموزنجیرباف…!            بعله…؟

زنجیر منو بافتی…؟          بعله…!

پشت کوه انداختی…؟      بعله…!

بابا اومده…!               چی چی آورده…؟

نخود و کشمش…!         بخور و بیا…!

با صدای چی…؟!            با صدای گربه…!     میو، میو، میو…

تا عمو زنجیرباف نام حیوانی را بر زبان آورد، سرگروه همراه با سایر بازیکنان، صدای حیوان مورد نظر را درآورده و به راه می‌افتند و از زیر دست‌های به هم داده عمو زنجیرباف و نفر دوم می‌گذرند، به جز همان نفر دوم که به صورت کت بسته، پشت به بچه‌ها قرار می‌گیرد. سرگروه دوباره شعر را شروع می‌کند و عمو زنجیرباف با نام حیوانی آن را تمام می‌کند و آنها از زیر دست به هم داده نفری که کت بسته پشت به بچه‌ها ایستاده و نفر سوم عبور می‌کنند. در نتیجه نفر سوم نیز دست‌هایش پیچ خورده و پشت به بچه‌ها قرار می‌گیرد. خلاصه این بازی را تا جایی انجام می‌دهند که همه بچه‌ها غیر از سرگروه و عمو زنجیرباف، کت بسته و پشت و رو شوند و یا به عبارتی زنجیر شوند! در اینجا سرگروه و عمو زنجیرباف گفتگو می‌کنند:

عموزنجیرباف…!           بعله…؟

زنجیر منو بافتی…؟        بافته شد…!

محکمه یا که شُله…؟        بکش و ببین!

حال سرگروه از یک طرف و عمو زنجیرباف از طرف دیگر، با کشیدن بچه‌ها سعی می‌کنند که زنجیر را پاره کنند اما بچه‌ها با محکم گرفتن دست‌های یکدیگر مقاومت می‌کنند… تا اینکه بالاخره زنجیر از یک جایی پاره می‌شود. دو بازیکن که دست‌هایشان از یکدیگر باز شده جریمه می‌شوند و بایستی هر کاری که از سوی سایر بازیکنان به آنها محول می‌شود، انجام دهند. مثلا یک دور حیاط مدرسه را بدوند.

وسطی:
بازیکنان یا دانش آموزان به دو گروه مساوی تقسیم می‌شوند و به قید قرعه(بر زدن) یا شیر و خط، یکی از گروه‌ها در وسط محوطه بازی می‌ماند و گروه دیگر، در دو قسمت، به طرفین عرضی محوطه بازی روانه می‌شوند. بازی با پرتاب توپ به وسیله یکی از بازیکنان گروه کناری آغاز می‌شود. گروه کناری سعی بر این دارد که با نشانه رفتن و زدن افراد گروه وسطی باعث سوختن و اخراج آنها بشوند. تلاش گروه داخلی هم بر این است که با حرکات سریع از اصابت توپ در امان بمانند و چنانچه اگر یار سوخته داشته باشند با ایثار و گرفتن توپ در فضا، که یک امتیاز محسوب می‌شود، او را به بازی برگردانند. (گل گرفتن : گرفت توپ در هوا قبل از برخورد با زمین)

حال، شاید به این مرحله از بازی رسیده باشیم که تنها یک نفر از گروه وسطی، در داخل میدان بازی باشد که اگر تا 10 شماره پرتاب نتوانند او را هدف گیری بکنند و بزنند، تمامی یاران سوخته گروهش را احیا کرده، و همگی در وسط میدان باقی مانده و بازی را ادامه خواهند داد. گاه با در نظر گرفتن موقعیت وسطی‌ها، به جای نشانه‌گیری و زدن حریف وسطی، توپ را برای فریب و شیرینکاری هم که شده به دوستان مقابل پاسکاری می‌کنند تا آنها حسابشان را برسند. اما مقررات بازی:

1-    اگر تمامی بازیکنان وسطی در محدوده میدان باشند، هر توپ گرفته شده(گل گرفتن) به عنوان یک امتیاز ذخیره ضد اخراجی محسوب می‌شود و اخراجی و اخراج‌ها را به تأخیر می‌اندازد.

2-   گرفتن توپ پس از برخورد با زمین موجب سوختن بازیکن است.

کی بود، کی بود؟ من نبودم!:

کودکان در محل بازی جمع می‌شوند. به غیر از دو نفر، بقیه به صورت یک دایره بزرگ دور هم می‌نشینند به طوری که آن دو نفر در داخل دایره قرار می‌گیرند. یکی از آن دو، چشم‌های دیگری را با دستمال می‌بندد و دو عدد سنگ را پیش پای او روی زمین می‌گذارد. سپس در حالی که در پشت او قرار گرفته به یکی از بچه‌ها اشاره می‌کند تا وارد میدان شود و وظیفه‌اش این است که آن دو سنگ را بر هم بکوبد و به جای خود باز گردد. سپس دوستش چشمهای او را همزمان با کف زدن و تکرار عبارت «کی بود، کی بود؟ من نبودم!» از سوی بچه‌ها باز می‌کند. اینک نفر وسط که چشمهایش را باز کرده‌اند، بایستی حدس بزند و آن شخص را پیدا کند که اگر حدسش درست بوده باشد، جای خود را با او عوض می‌کند و این بار چشمهای او بسته می‌شود و بازی از نو شروع می‌شود…

بشین و پاشو:

بازیکنان در محوطه‌ای نزدیک به هم می‌ایستند. مربی کلماتی مانند: بشین، پاشو، نشین، پانشو را به طور تصادفی و نامرتب ادا می‌کند و آنها موظف به اجرای حرکات دستور داده شده هستند. تأخیر و اشتباه در اجرا، به منزله خطاست و بازیکن خاطی خود به خود از بازی خارج می‌شود. لازم به ذکر است که لفظ «نشین» مفهوم «پاشو» یا «ایستاده بمان» را و لفظ «پا نشو» مفهوم «بشین» یا «نشسته بمان» را می‌رساند.

20 سوالی:

دو گروه بازیكن روبروی هم قرار می‌گیرند. گروه اول بین خودشان چیزی را به عنوان موضوع انتخاب می‌كنند. گروه دوم با مطرح كردن حداكثر 20 سوال باید به آن موضوع برسند. پاسخ سوال‌ها فقط باید بله یا نه باشد. گروهی كه بتواند با سوالات كمتر به پاسخ‌ها دست پیدا كند، برنده است.

بالابلندی: شعر: بالا بلندو ابروکمندو دختر قشنگو :

یك نفر به قید قرعه انتخاب می‌شود. باقی گروه باید به سرعت برای خودشان جایی در یك سطح بلندتر (سكو، پله، نرده و…) پیدا كرده و روی آن بایستند. كسی كه پایین مانده است باید افراد را به  محض پایین آمدن تعقیب كرده و بگیرد. در این صورت فردی كه پایین بلندی دستگیر شده جایگزین او شده و او به گروه می‌پیوندد.

  آزنگه شير

به قيد قرعه يکى از بازيکنان انتخاب مى‌شود. او خم مى‌شود و به ديوار تکيه مى‌کند و به اصطلاح شير مى‌شود. ساير بازيکنان هرکدام خود را عضوى از شير دانسته با خواندن اين ترانه: ‘آزنگه شير، بشين بشين، بالا بشين که سرِ شير اومد، رسيد.’ بر دوش او مى‌جهند. به‌همين ترتيب بازى ادامه پيدا مى‌کند تا آنکه بازيکنى به خطا نام عضوى از شير را که قبلاً کس ديگرى انتخاب کرده بوده ببرد يا نتواند بر دوش شير سوار شود يا در گفتار خود دچار لکنت شود.

  انگوربازى

دو نفر بازيکن خوشه انگورى را برمى‌دارند و پس از توافق روى ميزان برد و باخت و نفرى که بايد بازى را آغاز کند، کار را شروع مى‌کنند. نفر اول  بدون دست دهان خود را به طرف انگور برده حبه ای می چیند و می خورد  و نفر دوم نيز به‌همين ترتيب  هر کس در زمان خوردن حبه انگوری از دهنش افتاده یا حبه ای از خوشه انگور بیفتد آن فرد بازنده است در غیر این صورت بازی تا آخرين حبه ادامه می یابد و  آخرین حبه  به‌هرکس بى‌افتد آن بازيکن بازنده است. در اين بازى معمولاً برد و باخت بر سر پول انگور و خوردن آن است.

  بندک سرگو

بازیکنان دو گروه می‌شوند. افراد يک گروه دست‌ها را روى شانه‌هاى هم مى‌گذارند و دايره مى‌زنند. دو نفر از افراد همين گروه دو کمربند را به هم بسته  (طناب)  دو طرف آن را گرفته دور آنها می دوند.  تا از آنها محافظت کنند و دائماً کمبرند را تکان مى‌دهند. افراد گروه ديگر بايد سعى کنند خيز برداشته و بى‌آنکه کمربند  به آنها اصابت کند روى دوش بازيکنان داخل حلقه بپرند. اگر موفق شوند، تا آخر آن دور بازى سوار هستند ولى اگر طناب به کسى اصابت کرد او بايد جاى خود را به يارى که درون حلقه بوده عوض کند.

خر پلیس (قارام بشو)

خر پلیس در اصل یک بازی خنده دار و سرگرم کننده و نه به معنای پلیس خر می‌باشد. روش بازی به این صورت است که در این بازی حاقل باید ۶ نفر حضور داشته باشند تا بازی قابل انجام باشد. در ابتدا اگر گچ موجود نباشد با یک آفتابه پر از آب یک دایره بزرگ کشیده و اگر گچ موجود بود که فبها سپس بازیکنان به دو گروه تقسیم شده و قرعه کشی کرده و گروه بازنده به داخل دایره رفته و یک نفر به عنوان پلیس خرها و سایر افراد نیز دست خود را به دوش هم تیمیان خود گذاشته و یک حلقه را تشکیل می‌دهند. سپس بازی شروع شده و بازیکنان تیم بیرونی به دور دایره چرخیده و در انتظار یک فرصت مناسب که سوار یک خر در داخل دایره شوند و در این حین نیز پلیس خرها باید مراقب بوده و قبل از اینکه خر سواران سوار خرهای خود شوند باید پای آنها را یک ضربه بزند تا آنها بازی را ببازند و نوبت به گروه بعدی برسد و اما زمانی که خرسوار، سوار خر خود میشود دیگر نمی‌تواند پای او را بزند و زمانی که پایین می‌آید باید این کار را انجام دهد. و همچنین خر سوار اگر قهار بوده در فرصت مناسب از خر پایین پریده و از دایره خارج می‌شودو همچنین به هر میزان که خواسنه می‌تواند سوار خر شود و اگر خر خسته شده و به عبارتی بخوابد(خر خوابید! خر خوابید!) بازی از اول ادامه پیدا می‌کند. نکته قابل توجه اینکه اگر خر سواری خیلی زرنگ بوده باشد حتی می‌تواند سوار پلیس خرها نیز شده و اینجا به زیبایی بازی دو چندان افزوده می‌شود.

روش بعدی گروه وسط یک نفر را به عنوان سرگروه انتخاب نموده افراد درون حلقه کوله می دهند افراد بیرون می بایست تا زمانی که سرگروه با لگد به آنها نزده سواری بگیرند در صورت اصابت پا به یکی از افراد بیرون جا ها عوض شده و گروه بعد کوله می دهد.

  جو به‌جو

يک نفر که بزرگ‌تر است و بهتر مى‌تواند بازى را اداره کند استاد مى‌شود. بچه‌ها به‌صورت دايره دور هم مى‌نشينند و استاد مى‌خواند: ‘جو به‌چو هرکه نيايه سر جُو على هُپ’ وقتى استاد کلمهٔهپ را مى‌گويد، دهانش را باد مى‌کند و محکم روى آن مى‌زند و دهانش را مى‌بندد. سايرين هم بايد همين کار را بکنند و نفس خود را نگه د اشته تا کسى نتواند خودش را نگه دارد و بخندد، این فرد سوخته است. او را در وسط مى‌خوابانند و مى‌زنند يا اذيت مى‌کنند تا زمانى‌که استاد بگويد که بلند شود. بازى به‌همين ترتيب ادامه پيدا مى‌کند و کسى که تا آخر نسوخته باقى مانده برنده است.

  حموم ما مورچه داره

بازيکنان دايره مى‌زنند و دست همديگر را مى‌گيرند و گروهى مى‌خوانند: ‘حموم ما مورچه داره، دور و برش غنچه داره، بشين و وخيز خنده داره.’ و در موقع گفتن ‘بشين و وخيز’ بايد بنشينند و بلند شوند. اگر کسى اين‌کار را به‌موقع انجام ندهد سوخته است و از بازى کنار گذاشته مى‌شود گاهى هم براى شيرين‌تر شدن بازى به‌جاى آنکه اول بگويند ‘بشين و وخيز’ ، مى‌گويند ‘وخيز و بشين’ که بازيکنان را به اشتباه بى‌اندازند.

  داربازى

آتشى مى‌افروزند و به دور آن حرکاتى شبيه رقص انجام مى‌دهند و با چوب به همديگر حمله مى‌کنند و در برابر ضربات چوب ديگران از خود دفاع مى‌کنند.

  شنبه يک‌شنبه

اگر گروهى انجام شود، بازيکنان به نوبت توپى را به ديوار زده و مى‌گيرند و شعرى را مى‌خوانند که ابتداى آن با شمارش روزهاى هفته آغاز مى‌شود و پس از آن بازيکن مى‌خواند:

شنبه ،یکشنبه،دوشنبه،…………………….جمعه

رفتم به باغي، ديدم کلاغي، سرش بريده، خونش چکيده، ننه‌اش مى‌گه واى واي‘ .

پس از پايان هر دور، بازى به نفر ديگرى واگذار مى‌شود.

  طاق  بازی

يکى از بازيکنان سکه يا سنگ‌ريزه را توى مشت خود نگه مى‌دارد و دست‌هاى خود را به پشت سر مى‌برد و سپس آنها را مقابل بازيکنان ديگر نگه مى‌دارد و مى‌پرسد: طاق يا جفت؟ بازيکن مقابل بايد حدس بزند که آنچه در مشت بازيکن است فرد است يا زوج. اگر حدس او درست بود برنده است. برد و باخت در اين بازى معمولاً بر سر پول صورت مى‌گيرد.

 ۳ ریگک

این بازی که بیشتر در افغانستان بازی می‌شود شبیه xo است. روش بازی بدین گونه‌است که روی یک کاغذ مربعی کشیده می‌شود و سپس با کشیدن دو خط از وسط اضلاع آن به هم به چهار مربع تقسیم می‌شود. سپس دو شرکت کننده به نوبت ۳ ریگ خود (که غیر همرنگ هستند و میتواند حبوباتی مانند نخود هم باشند) را در ۹ نقطه بوجود آمده می‌گذارند بطوری که هرکدام تلاش می‌کند یک ردیف سه تایی را پر کند. اگر کسی توانست یک ردیف سه تایی (در اصطلاح این بازی یک قطار) را پر کند برنده‌است. اگر پس از تمام شدن سه ریگ هر کس برنده‌ای وجود نداشت به بازی با جابجا کردن ریگ‌ها ادامه پیدا می‌کند تا یکی برنده شود.

اصطلاح :حالت دوقطاره در این بازی به حالتی گفته می‌شود که فردی بتواند وضعتی را بوجود آورد که در حرکت بعدی امکان ساخت دو قطار را داشته باشد. در این حالت بازیکن مقابل هر کاری که کند فقط می‌تواند از قطار شدن یک ردیف جلوگیری کند و در نهایت بازیکن اول برنده می‌شود.

۹ ریگک

۹ ریگک شبیه سه ریگک است. با این تفاوت‌ها

1.       شکل کشیده شده عبارت از سه مربع تو در تو هستند که چهار خط میان اضلاع شان را به هم وصل کرده و در مجموع ۲۴ نقطه بوجود آمده‌است.

2.      هر بازیکن دارای ۹ ریگ است

3.     پس از چیده شدن مهره‌ها هر مهره فقط می‌تواند به خانه‌های آزاد مجاور خود برود. (با توجه به شکل گراف گونه به گره‌های مجاور خود)

4.     در صورتی که بازیکنی بتواند یک قطار (یک ردیف سه تایی از ریگ‌هایش) درست کند حریف باید یک ریگ از ریگ‌های خود را از میدان خارج کند. اگر در جریان اول بازی باشد که ریگ‌ها کامل گذاشته نشده‌اند باشد یکی از ریگ‌های بیرونی و اگر در جریان بازی باشد یک از ریگ‌ها به انتخاب خودش.

1.       در صورتی که ریگ‌های یک بازیکن به ۳ ریگ رسید شرط حرکت در نقطه‌های مجاور را ندارد و به هر خانه‌ای میتواند برود. در این وضعیت اگر بازیکن دیگر یک قطار درست کرد بازیکن اول که دیگر با داشتن دو ریگ نمیتواند هیچ قطاری درست کند بازنده مسابقه خواهد شد و بازی به پایان می‌رسد.

آفتاب مهتاب

 

استوپ هوایی [ویرایش]

نام دیگر این بازی احتمالا استوپ آزاد است. در این بازی که به وسیله تعدادی بازیکن به همراه یک توپ انجام می شود (تعداد نفرات نامحدود)، توپ توسط فرد شروع کننده بازی به هوا پرتاب می شود، همزمان با پرتاب توپ به هوا نام شخصی از بازیکنان حاضر توسط پرتاب کننده با صدای رسا گفته می شود. فردی که نام او برده شده سعی می کند که توپ را بدون اصابت آن به زمین بگیرد. در این حین دیگر بازیکنان شروع به دویدن و دور شدن از آن منطقه می نمایند. فردی که نام او برده شده در صورتی که موفق به گرفتن توپ شد، دوباره عمل پرتاب توپ به هوا و صدا زدن نام یکی دیگر از بازیکنان را انجام می دهد. در صورتی که موفق به گرفتن توپ نگردید، آنگاه به دنبال توپ دویده و سعی می نماید هرچه سریعتر توپ را بگیرد. به محض گرفتن توپ می گوید: ” استوپ “. بازیکنان دیگر به محض شنیدن کلمه استوپ موظف هستند در هر جایی که هستند، توقف نمایند. شخصی که توپ را در دست دارد، می تواند به دلخواه به طرف هر کسی که نزدیک تر بوده و یا هر کس که وی مایل است، توپ را پرتاب نماید. در این حالت هیچیک از بازیکنان مجاز به حرکت نمی باشند. در صورتی که توپ به فرد مورد نظر برخورد نمود، یک امتیاز منفی به ضرر فردی که توپ به او برخورد نموده منظور شده و بازی مجدداً توسط او آغاز می شود. در صورتی توپ به وی برخورد ننماید یک امتیاز منفی به ضرر شخص پرتاب کننده منظور گردیده و بازی مجدداً توسط او آغاز می شود. بازی با همین چرخه تکرار شده تا امتیاز منفی شخصی به عدد مورد توافق و از پیش تعیین شده ای برسد. در این حالت دیگر بازیکنان به غیر از شخص دارای امتیاز منفی وارد شور شده و نامی مستعار برای وی انتخاب می نمایند. از اینجا به بعد وی را با نام مستعار انتخاب شده می خوانند (در هنگام پرتاب توپ به هوا). هر کس وی را با نام اصلی وی صدا کند، یک امتیاز منفی به حسابش منظور خواهد شد. با رسیدن امتیازات منفی به عدد مورد توافق و از پیش تعیین شده دیگری، شخص مورد نظر را رو به دیوار یا سطح دیگری چسبانده (تکیه داده) و هر یک از بازیکنان وی را با توپ مورد اصابت قرار می دهند. پس از پایان این توپ باران، شخص مورد نظر اصطلاحاً سوخته و از بازی خارج می شود. دیگر بازیکنان آنقدر به بازی ادامه داده تا یک نفر باقی بماند که او همان برنده نهایی بازی است.

اسم فامیل

اسم فامیل یک نوع بازی است که با قلم و کاغذ انجام می‌شود. تعداد مجاز شرکت کنندگان در این بازی نامحدود است. در این بازی شرکت کنندگان ابتدا روی کاغذ جدولی رسم می‌کنند که ردیف اول آن مواردی همچون نام دختر، نام پسر، نام خانوادگی، شهر، کشور، نام غذا، نام میوه، نام هنرمند، نام خودرو، نام حیوان، و غیره نوشته شده‌است. در مرحله بعد شرکت کنندگان روی یکی از حروف الفبا توافق می‌کنند و با شروع بازی سعی می‌کنند تمامی ستون‌های جدول را به نحوی پر کنند که با حرف مشخص شده آغاز شود. این کار با سرعت و مخفیانه انجام می‌گیرد. اولین نفری که تمام موارد را پر کرد استوپ می‌گوید و بقیه باید دست از پر کردن ستون‌ها ب‌کشند. سپس هر کلمه نوشته شده ستون به ستون مقایسه می‌شود و به هر گزینه امتیاز داده میشود. امتیاز دهی معمولا به این شیوه‌است که اگر کلمه نوشته شده در هر ستون منحصر بفرد باشد و فقط یک نفر آن را نوشته باشد ۲۰امتیاز و اگر کلمات نوشته شده در هر ستون مشترک باشد به هر نفر ۱۰امتیاز و اگر کلمه‌ای نوشته نشده باشد ۵امتیاز به فرد تعلق می‌گیرد. جمع امتیاز ستون‌ها امتیاز فرد در آن مرحله را مشخص می‌کند. پس از چند دور بازی به این شیوه نتایج مجموع شمرده می‌شود و برنده تعیین می‌شود.

پانتومیم

این بازی با تعداد نفراتی بیش از چهار نفر قابل انجام است. بدین صورت که پس از یارکشی نفرات به دو تیم تقسیم می شوند. یکی از تیمها طراح معما و دیگری حدس زننده و بازیگر پانتومیم می باشد. از تیم ۱ یک نفر داوطلب ِاجرا شده و موضوع پانتومیم که می تواند مشتمل بر چند کلمه باشد، در گوش وی توسط یکی از اعضای تیم ۲ نجوا می شود. نکته اینکه نفرات تیم ۲ قبلاً طی مشورت با هم بر سر موضوع پانتومیم به توافق رسیده اند. نفر داوطلب تیم ۱ با زبان ایما و ادا و اشاره (زبان ناشنوایان) یا حرکاتی که نشانگر موضوع باشند، سعی در رساندن مطلب به هم تیمی های خود می نماید. آنقدر که ایشان موفق به گفتن آن کلمه یا جمله گردند. از زیباییهای این بازی طرح موضوعات مفهومی و انتزاعی است که وجود خارجی و فیزیکی نداشته و فرد داوطلب با هنر به کارگیری ادا و اشارات سعی در فهماندن آن و بیان آن توسط هم تیمی های خود می نماید. هر چه تعداد افراد بیشتر باشد، انجام بازی لذت بیشتری بدست خواهد داد.

خروس جنگی

دستش ده(به اشتباه دست رشته گفته می‌شود)

در این بازی که هر چه تعداد نفرات آن بیشتر باشند لذت بازی بیشتر خواهد بود، فردی به عنوان خرس وسط انتخاب می شود. این فرد می بایست در حین پاسکاریِ توپ (با دست) بین بازیکنان، توپ را از آنان بگیرد. شخصی که توپ را از دست می دهد جای او را می گیرد. عمل قاپیدن توپ در هوا نیز در این بازی مجاز است. هنگامی که این بازی به جای دست با پا انجام شود، به خرس وسط موسوم می شود.

زو(بَد بَده)

بازی زو یک بازی است که از زمان‌های قدیم وجود داشته.بازی به این صورت است که افراد به۲گروه تقسیم می‌شوند.به ترتیب در هر ۲گروه انتخاب شده و با گفتن کلمه زوووووووو می‌روند و یکی از افراد گروه مقابل را می‌گیرد.


ابتدا افراد به دو گروه هفت نفره تقسیم می‌شوند و یک گروه گرگ و دیگری بره می‌شود. آن گاه یکی از گرگ‌ها می‌گوید زووو و به یکی از بره‌ها دست می‌زند اگر بره‌ها گرگ را تا زمانی که زویش بند بیاید بتوانند نگه دارند آن گرگ یکی از بره‌ها می‌شود

سنگ، کاغذ، قیچی

این بازی دو نفره می باشد. مشت نماد سنگ، دو انگشت سبابه و وسطی برخاسته(علامت V)نماد قیچی و کف دست باز شده نماد کاغذ می باشند. دو نفر بازیکن دستها را به پشت برده و همزمان می گویند: ” سنگ، کاغذ، قیچی “. هر کدام می توانند دست خود را به عنوان یکی از نماد های بالا نشان دهند. ترتیب برتری هر یک از نمادها بر دیگری به صورت ذیل می باشد: برتری کاغذ بر سنگ، برتری سنگ بر قیچی، برتری قیچی بر کاغذ. شخص برنده شخصی است که نماد نشان داده شده توسط وی بر نماد فرد مقابل به شرحی که آمد، برتری داشته باشد. این بازی بیشتر به منظور تعیین بازیکن آغازگر بازی دیگری کاربرد دارد مانند گردو، شکستم.

شاه، دزد، وزیر

این بازی معمولا” با 4 نفر انجام میشود.ابتدا تکه های همشکل وکوچکی از کاغذ تهیه میشود و روی هر کدام بترتیب کلمات “شاه” ” وزیر ” ” جلاد” و “دزد” نوشته میشود و سپس کاغذها به شکل یکسان تا میشود تا کسی از داخل آن خبردار نشود، سپس هر یک از بازیکنان کاغذی را برمیدارند، وقتی همه کاغذها را برداشتند و از سمت خود آگاه شدند( البته غیر از شاه کسی نامش را فعلا” لو نمیدهد)، شاه رو به دیگران میگوید: ((وزیر من کیست؟))آنگاه وزیر هم با نشان دادن کاغذ، خود را به شاه معرفی میکند.آنگاه شاه میگوید :((دزد را از میان این دو پیدا کن.))صحنه حساس بازی اینجاست چون وزیر باید دزد را از میان دو نفر باقیمانده پیدا کند.بالاخره وزیر یک نفر را بعنوان دزد معرفی میکند که دو حالت در پی خواهد داشت.اگر حدس وزیر درست بود که شاه فرمان شکنجه ای را به جلاد صادر میکند و جلاد هم دزد بخت برگشته را شکنجه میکند، اما اگر حدس وزیر اشتباه بود و جلاد را اشتباها” بجای دزد معرفی کرده بود معمولا” جلاد بلافاصله پس از حدس وزیر و معرفی او خواهد گفت:(( چرا به جلاد توهین کردی؟!!)) و سپس شاه شکنجه ای را به جلاد میگوید تا جلاد وزیر بخت برگشته را تنبیه کند. شکنجه ها معمولا” کمی کودکانه و بعضا” دردآور بود مثل سبیل آتشین یا بشین و پاشو و … هر دور بازی از تقسیم کاغذها تا تنبیه بیشتر از چند دقیقه طول نمیکشد لذا در نیم ساعت میتوان بیش از شش یا هفت مرتبه بازی کرد.

شمع گل پروانه

این بازی معمولاَ با 3نفر انجام میشود. دو نفر دوطرف یک طناب را گرفته(به صورتی که وسط طناب کمی به زمین برخورد کند)، نفر سوم وسط می ایستد و نفرات طرفین طناب را با این شعر را (شمع گل پروانه افسانه و اسم طرفین بازی) طناب را میچرخوانند و نفر وسط از روی طناب می پرد و روی هر اسمی که نتواند از روی طناب بپرد جایش را با اسمی که بر روی آن می ایستد، جایش را با آن عوض میکند.

 

کلاغ‌پر

در این بازی یک نفر که اصطلاحا اوستا نامیده می‌شود با نام بردن اسم حیوانات و گاهی وقتها اشیا و یا آدمها، مهارت کودکان در زمینه تشخیص پرندگان از سایر موجودات را تقویت می‌کند. به این ترتیب که بچه‌ها به صورت حلقه‌ای گرد هم می‌آیند و انگشت اشاره خود را در مرکز دایره قرار می‌دهند و با شنیدن نام پرنده دست خود را به نشانه پرواز بلند می‌کنند و کسی که اشتباها در موردی غیر از پرندگان دست خود را بلند کند بازنده‌است و از حلقه مسابقه خارج می‌شود و این روند تا باقی ماندن یک نفر ادامه پیدا می‌کند. لطافت این بازی به اجرای سریع و ابراز هیجان کودکان می‌باشد.

گانیه

این بازی در محدوه مربع شکل یا مستطیل شکل به نام زمین بازی انجام می شود. حدود زمین بازی مشخص شده و بازیکنان به دو تیم یارکشی می شوند. اعضای یک تیم در سراسر زمین بازی پراکنده می شوند. اعضای تیم دیگر به صورت تک نفری و با حالت لِی لِی وارد زمین بازی شده و سعی در زدن (رساندن دست به بدن بازیکن تیم مقابل) بازیکنان تیم مقابل می کنند. در صورتی که از حالت لِی لِی خارج شوند سوخته و از بازی حذف می شوند. در صورتی که پای هر کدام از بازیکنان دو تیم از زمین بازی خارج شود آنها خواهند سوخت. بازی تا زدن آخرین نفر باقیمانده در زمین ادامه خواهد داشت. در این هنگام جای دو تیم با هم عوض می شود.

گو، گذر، پنیر

بازی اینطور است که ابتدا سه سنگ کوچک یا شیئ دیگر که هر کدام سنبل یک چیز است را تهیه میکنیم. سنگ تیره به عنوان گاو، سنگ قهوای به عنوان گذر، سنگ  سفید بعنوان پنیر اینها باید در حدی باشند که هر کدام به راحتی در مشت بسته جای گیرند. سپس تعدادی دور هم جمع میشوند و یک نفر اشیائ را پشت خود یا درپیراهن و یا کیسه یا هر جایی که افراد دیگر نبینند قایم میکند و به طور تصادفی یکی رادر مشت بسته بیرون می‌آورد وبصورت سوالی میگوید: “گو، گذر پنیر؟ هر کس  درست پاسخ دهد  نوبت نفر بعدی میشود ولی اگر پاسخ غلط داد جریمه میشود که معمولا کولی دادن به نفر مقابل است و یا هر نوع جریمه‌ای که در ابتدای بازی جمع توافق میکنند. سپس نوبت به نفر بعدی است که سوال کند و همینطور بازی ادامه دارد.

گرگم به هوا

گل یا پوچ

گل یاپوچ یه بازی دسته جمعی هستش که معمولاً دونفره هم بازی می کنن. دراین بازی یک شیع گردکوچک مثل نخود، سنگ ریزه یا هرچیز کوچک مشابه را داخل یکی از دستان قرارداده به طوری که افراد دیگر نبینند بایدبه اصطلاح گل را پیدا کنند.

لِی لِی  چار خونه بازی

این بازی بیشتر توسط دختران انجام می‌شود. اصول این بازی با پریدن از روی مربع‌های کشیده شده روی زمین است. هر مربع یک شماره از خود دارد. شرکت کننده اول سنگی را روی یک شماره می‌اندازد و اگر توانست این کار را بطور دقیق انجام دهد با لی لی کردن همه مربع‌ها را بجز مربعی که سنگ را در آن انداخته طی می‌کند و سنگ را در بازگشت می‌آورد.

لی لی،لی لی  حوضک

در اين بازي مادر يا بزرگتر ديگري دست كودك را در دست ميگيرد، با انگشت دست ديگر كف دست كودك را قلقلك مي دهد و مي گويد :“ لي لي حوضك، جوجو اومد آببخوره افتاد تو حوضك . ” انگشت كوچك را جمع ميكند:“ اين درش آورد .” انگشت دوم را جمع ميكند : “ اين شستش ” انگشت سوم را جمع ميكند: “ اين پختش.” ” كي خوردش ؟ ” انگشت شصت را ميگيرد و حركت مي دهد : “ منِ منِ كله گنده ” اين بازي با انواع شعرگونه هاي ديگر نيز اجرا مي شود . با گرفتن انگشت كوچك :“ اينگفت : بريم دزدي. اين گفت چي چي بدزديم؟ اين گفت تشت طلاي پادشاه رو . اين گفت : جواب خدا رو كي مي ده؟ ” با تكان تكان دادن انگشت شصت : اين گفت :“ منِ منِ كله گنده !” يا شعر جديد آن : “ اين كوچول موچوله، اين داداشِ (خواهرِ ) كوچوله، اين بابايِ كوچوله، اين مامانِ كوچوله، دوستشون داري؟ بله، بله ، يك دنيا .” اين بازي علاوه بر آشنايي با ريتم و قافيه و وزن، علاوه بر رابطة عاطفي با كودك و علاوه بر تحريك حس لامسة كودك، بيان نكتههاي اجتماعي و آموزش رياضي را نيز براي كودك آغاز ميكند .كودك براي اينكه شمارش را بياموزد مانند اجداد خود از انگشتانش استفاده ميكند . كودك براي يادگيري اين امر ابتدا بايد بياموزد كه انگشتان را به نوبت و با عدد مناسب آن مشخص كند . مدتها طول ميكشد تا كودك اين ترتيب و اين تطبيق را فرا گيرد و چه چيز زيباتر و پر انگيزه تر از يك كلام آهنگين دوست داشتني او را به اين كار تر غيب مي كند؟

نقطه بازی

تعدادی نقطه را به فواصل مساوی بر روی یک کاغذ کشیده سپس دو طرف به نوبت نقطه ها را به هم وصل می کنند تا زمانی که شکل یک مربع به خود بگیرد در این صورت ابتدای نام خود را در مربع درست شده می نویسد .

در پایان هر کس بتواند مربع های بیشتری را بسازد برنده می باشد.

نون بیار کباب ببر

دو نفر دستهای همدیگر را روی هم قرار می‌دهند و هر کس که توانست روی دست آن یکی بزند برنده‌است.

 

بازی‌های نمایشی :

بازی‌های نمایشی طیف وسیعی دارند اما ویژگی مشترک شان ایفای نقش‌های مختلف توسط کودکان است. مامان بازی، خاله بازی، پلیس بازی، معلم بازی و دکتر بازی نمونه‌هایی از این نوع بازی‌ها است.

یه قل دو قل :

این بازی با استفاده از تعدادی سنگریزه انجام میشود. نوع بازی به دو شکل است:

۱- شخص تعدادی سنگریزه را به زمین میریزد و یک سنگریزه را در دست نگه میدارد. آنگاه سنگریزه‌ای که در دست است را به هوا می‌اندازد و در همان موقع باید یک سنگریزه از زمین بردارد و بعد از آن سنگریزه‌ای که در هوا بود را با همان دست بگیرد. در خلال این عمل میگوید یه قل. همین طور باید تمام سنگریزه‌ها را از روی زمین جمع کند. سپس دوباره سنگها را بر زمین میریزد و به همان ترتیب قبل عمل میکند با این تفاوت که سنگ‌ها را جفت جفت باید از روی زمین جمع کند و بگوید دوقل. و به همین شکل الی آخر. این بازی یک نفره هم قابل انجام است.

۲- شخص تعدای سنگریزه را در کف دو دست نگه میدارد. به یکباره همه آنها را به بالا می‌اندازد و سعی میکند با پشت دست آنها را بگیرد. سنگهایی را که در پشت دست افتاده‌اند را دوباره به بالا می‌اندازد و با کف دست میگیرد. اگر تعداد سنگها زوج بود نصف آنها جوجه آن فرد خواهند شد. بقیه سنگهایی که در زمین افتاده‌اند همانند بازی یه قل دوقل از زمین جمع میشوند با این تفاوت که اگر به صورت زوج جمع شوند نصف آن جوجه محسوب میشود. دوباره همین عمل با سنگهایی که جوجه نشده‌اند ادامه می‌یابد. نهایتا کسی که جوجه بیشتری داشته باشد برنده‌است.

در هر مرحله که سنگی از هوا به زمین بیفتد نوبت به نفر بعدی خواهد رسید.

خاک کوپه:

افراد به صورت یار کشی به دو گروه تقسیم می شوند زمانی مثلا 10 دقیقه را به عنوان زمان بازی انتخاب می کنند محدوده بازی و محله های ممنوعه را که نمی توان خاک کوپه کرد را مشخص می نمایند  یگ گروه چشم گذاشته مابقی پراکنده می گردند و در محلهای مخفی کوپه های کوچک از خاک درست می کنند . پس از ده دقیقه گروه بعدی به جستجو پرداخته و خاک کوپه ها را پیدا کرده پاک می کنند .

سپس هر دو گروه نفر به نفر کوپه های خراب نشده را شمرده مجموع آن را یادداشت می نمایند. در نوبت بعد گروه ها جای خود را عوض نموده و در پایان بازی تعداد خاک کوپه ها را مقایسه می کنند هر گروه که توانسته باشد خاک کوپه های بیشتری را پنهان کرده آنها برنده اند.

پاسارگاد نخستین شهر بوم گردی نجومی ایران زمین

پاسارگاد نخستین شهر بوم گردی نجومی ایران زمین

astro-tourism (8)

منطقه‌اي كه امروزه با نام شهرستان پاسارگاد  مي‌شناسيم و مجموعه تاریخی پاسارگاد  هم در آن قرار دارد، از اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد تا اوايل هزاره دوم دارای سکونتگاه‌ها و جمعیت فراوانی بوده و آثار آن در محوطه‌هاي پیش از تاریخی «تل نخودي»، «تل سه‌آسياب» و تپه «دو تولون» تپه رحمت آباد با قدمتی بیش از هشت  هزار سال و بتازگی در محوطه بسیار غنی و مهم «تنگه بلاغی» بدست آمده است.

رصد خانه قدیم پاسارگاد که به زندان سلیمان(کعبه زرتشت) معروف است یادگاری از نیاکان منجم این مرز بوم است . پیشینه نجوم در پاسارگاد بیش از 4000 سال است الواح  سفالی و نقوش حک شده بر سفالهای کشف شده در تنگه بلاغی و تل رحمت آباد گواه این ادعاست . .

سالها پیش  شب های ماه نو در گرگ و میش غروب،
زمانی  
که مردم خسته از کار روزانه در فکر استراحت بودند، اهالی پاسارگاد  (سعادتشهر ) در میعادگاه کنار شهر  به انتظار خودنمایی جواهرات آسمان شب می نشستند.

اهالی محل از خردسال تا سایه نشینان سالخورده ، در اطراف رصدخانه محلی که با همت و بازوان پرتوان خود ساخته بودند جمع شده  تا تماشاچی جادوی ستاره ها در نمایشی رایگان باشند.

astro-tourism (4)

اهالی پاسارگاد  چند سالی به همت اصغرکبیری   که یواش یواش
مو های جو گندمیش نشان از سالها تجربه در زمینه نجوم را نشان می دهدبا علم نجومی آشنا شده اند . 
اصغر  همچون  نیاکان نامدار خویش  نام نیکی از خود در گستره ذهن منجمان باقی گذاشته است .

تلاش های این آموزگار  از چشم جهانیان پنهان نمانده  سال ها پیش  جایزه بین المللی لاس کامپاناس در ترویج نجوم از سوی انجمن نجوم پاسیفیک در ایالات متحده نصیب او شد.

سالهای نه چندان دور  تب نجوم چنان در این شهر فراگیر بود که در جریان برنامه های بزرگ عمومی رصد، برق خیابان ها قطع می شد  تا آسمان تاریک شده و جواهرات فلکی خودنمایی کنند. پزشکان ،نانوایی ها و آزانس های تاکسی تلفنی به مناسبت هفته نجوم و روز نجوم خدمات رایگان ارائه می دادند.

سالخوردگان تجربیات گذشته خویش از آسمان را با شنیده های جدید یکی کرده و به کشاورزی و باغ داری مشغول می شوند .صحبت از قوس  و عقرب ،باریدن باران و ارتباط آن با شرایط جوی و موقعیت ستارگان در آسمان  و ترکیب آنها با اصطلاحات علمی نوین نزد افراد عامی بسیار شنیده می شود.

گردشگری پدیده ای است کهن و باستانی که از دیر باز در جوامع انسانی وجود داشته است و به تدریج در طی مراحل تاریخی مختلف به موضع فنی ،اقتصادی ,اجتماعی کنونی تبدیل شده است.گردشگری بر بنیاد اساسی سفر و جابجای قرار دارد.

astro-tourism (2)

اکو توریسم(بوم گرد) Ecotourismاز ترکیب علم بیولوزیکی با توریسم اکو توریسم بوجود می آید.که هدف آن عبارت است از بررسی و توسعه صنعت گردشگری بدون لطمه زدن به محیط زیست .اکو توریسم سفری مسولانه به مناطق طبیعی که ضمن حفاظت از محیط زیست سلامت جوامع محلی را نیز پایدار می سازد..امروزه به اشتباه اکو توریسم را طبیعت گرد ترجمه می نمایند .

ویژگی های اکو توریسم (بوم گرد)

1-بر جای  نهادن آثار مثبت در زمینه حفاظت از محیط زیست و ارتقای کیفیت مدیریت آن

2-حداقل کردن آثار منفی برای محیط طبیعی و جوامع محلی

3-تدارک فرصتهای مناسب برای مردم محلی و دست اندرکاران گردشگری برای ارتقای بهره وری و چگونگی پایداری آن

 گردشگری مبتنی بر اکو توریسم و آستروتوریس(بوم گرد نجومی)

طی چند دهه اخیر با رشد علاقه مندی عمومی به آسمان شب ،اختر شناسی،و علوم فضایی،صنعت گردشگری در جهان نیز متوجه این زمینه ها شده است .بسیاری برای رصد یک  خورشید گرفتگی هزران کیلومتر سفر می کنند.تورهای زمینی ،هوایی ،دریایی و حتی پرواز های ویزه برای دیدن چنین پدیده هایی انجام می گیرد. گاهی آسمان تاریک و پرستاره یک منطقه در کنار اماکن تاریخی ، طبیعی ، فرهنگ بومی و محلی  جاذبه گردشگری به شمار آمده و بسیاری از علاقمندان را جذب می نماید.چنین سفر هایی مفهوم تازه ای از گردشگری را با نام آسترو توریسم(بوم گرد  نجومی) رقم زده است . که کشورهای همچون نروژ، کانادا،اسپانیا،شیلی استرلیا در این زمینه بسیار فعال می باشند.

نجوم در ايران قدمت بسياري دارد. در منابع تاريخ نجوم باستان همواره از رصدگران دقيق بابل و بين النهرين صحبت مي شود که اوج شکوفايي نجوم بابلي، دوران تعلق اين منطقه به امپراتوري هخامنشي بوده است و بنابر عرف جامعه ایران آن روز  روحانيان زرتشتي و مُغان ايراني رصدگران دقيق آسمان بوده اند.در سایت های تاریخی پاسارگاد و تخت جمشید آثار رصدخانه (کعبه زرتشت) وجود دارد  . در دوران ساسانيان نيز نشانه هاي ديگري از نجوم ايراني در دست است .

آستروتوریسم در پاسارگاد

،اکثر مردم، رشد وتعالی یک منطقه را منوط به گسترش زیر ساخت های عمرانی، ایجاد کارخانه های بزرگ وداشتن معادن غنی می دانند و این در حالی است که سود آورترین صنعت برای یک کشور پساز صادرات نفت ، صنعت توریسم و گردشگری است.

در این بینپاسارگاد  با توجه به شرایط محیطی، باز بود فضای تاریخی ،همچنین تنوع اماکن تاریخی برخورداری از آسمان صاف وپر ستاره و حد قدر بالا و در کنار آن دارا بودن جاذبه های طبیعی  زیبا و استثنایی ، ،وجود کوچه باغ های قدیمی و منحصر به فرد،رودخانه پلوار ،سد سیوند ،عشایر ایل باصری و قشقایی و پرندگان مهاجر و بومی
خصوصا حیات وحش جانوری آن همچنین ایجاد سایت طبیعت گردی
 که در منطقه بلاغی  با چشم انداز های زیبا ، به عنوان یک جاذبه مکمل بوم گردی در کنار انجام فعالیتهایمرتبط با گردشگری نجومی، از اهمیت ویژه ای در اجرای  طرح  پاسارگاد نخستین شهر اکو توریستی نجومی ایران برخورداراست.و در چشم اندازی وسیع تر به عنوان بهشت منجمانایران معرفی کرد.

 رقابت های نجومی سراسری و بین المللی  برگزار شده و شرکت هزاران نفر  ازمنجمان  داخلی وخارجی در طول دودهه به پاسارگاد ،   اسکان ، اقامت و ارائه خدمات سنتی و بومی توسط کلبه آقامیر، شرکت در همایش ها و نمایشگاهای مختلف گردشگری  توانسته قابلیت این شهر  و کلبه آقامیر  را  در شاخه گردشگری بومی  و نجومی به خوبی نمایانسازد.


به نظر می رسد . ایجاد  رصدگاه درکنار آرامگاه کورش و مجموعه
تاریخی پاسارگاد و تخت جمشید نقش رستم و نقش رجب  با کاربری نجومی
گردشگری باتوجه به ازدیاد جامعه آماری منجمان آماتور کشور و گردشگران نجومی امری آسوده ، بوده وسکوی پرشی برای گردشگری ایران  باشد  که با برنامه ریزی صحیح به منظور ایجاد زیر ساختهای نجومی و هموار کردن راه ها ی توسعه این صنعت  می توان در برنامه ای 3تا 4 ساله شاهد رشد و تعالی این صنعت (آستروتوریسم) در کشور بود..

کلبه آقامیر  همانطور که طی دو سال   اخیر نشان داده بارها میزبان  منجمانداخلی و خارجی علاقمندان فرهنگ بوم و بوم گردی  بوده است و انتظار می رود با حمایت محوریمسئولین  به پایگاهی اصلی برای جامعه گردشگری کشور ومکانی مناسب برای جذبگردشگران  باشد.

دراین بین لازم است متولیانگردشگری  و مدیریت گردشگری کشور  با درکاهمیت آموزش و توجیه نیروی انسانی در این طرح، زمینه جذب نیروهای انسانی نخبه وارائه آموزشهای مورد نیاز به آنهافراهم کنند.

بدیهی است نیروهای انسانی ترجیحاباید از میان مردم بومی  منطقه و شهروندان پاسارگاد و زمینه برخورد مناسب باگردشگران و فواید توسعه بوم گردی
منطقه برای آنان تبیین شود. همچنین با تدوین کد های
اخلاق جهت اعلام به گردشگران با توجه به باورهای مذهبی و سنتهای مردم منطقه بهارتقا صنعت گردشگری و ایجاد درآمد برای اهالی کمک نمود.

با توجه به نزدیکی شهرستان پاسارگاد به مرکز استان  اهداف گردشگری و نجومی درکنار یکدیگر مدنظر قرار گرفته است.

 

دلایل انتخاب پاسارگاد به عنوان اولین شهر بوم گرد  نجومی

 

1-پاسارگاد دارای  آسمانی پر ستاره است و حد قدر آن در بعضی از شب ها به6.5 هم می رسد (تاریک ترین نقاط زمین داری حد قدر 7.5 است) و از این حیث یکی ازتاریک ترین نقاط ایران است

2-رصدگاه پاسارگاد از نظر جغرافیایی طوری واقعشده است که در مسیر جریان گرد غبار محلی نیست

3-افق دید باز ،حدود صفر درجه درمحل رصدگاه


4-امنیت بالای منطقه.

5-دارا بودن جاذبه های گردشگری

7-فاصله سایت رصدی تا مرکز شهرسعادتشهر37 کیلومتر، فاصله تامرکز استان فارس 120کیلومتر و فاصله تا تهران حدود 900 کیلومتر  است که این فواصل کوتاه حاکی از دسترسی راحت زمینی و هوایی  به   پاسارگاد است.

راه های دسترسی

هواپیما —فرودگاه شیراز

وسیله نقلیه عمومی و شخصی –اتوبوس و سواری

قطار—- ایستگاه قطار پاسارگاد

کلبه آقامیر:

در یک روز سرد پائیزی در افکارم غوطه ور بودم و بی هدف کانالهای تلوزیون را تعویض می کردم که یکباره صدای گرمی مرا به خود آورد از گرمه و کویر می گفت از میهمان و رسم مهمان نوازی ایرانی ،مستندی از آقای مازیار آل داود و روستای گرمه از شبکه 2 در حال پخش بود . مازیار در حال مرمت قلعه قدیمی پدرش  ، اخگری  وجودم را فراگرفت  من نیز خانه پدریم ، یادگار دوران کودکیم را مرمت کرده شاید گوشه ای از خاطراتم زنده شود.

در سال 87 مرمت و احیا خانه پدری خویش را به همت همسر(مریم سلیمانپور) و با اتکا به تجربیات 80 ساله پدرم(آقاخان میری) در زمینه کاه و گل و خانه های خشتی آغاز نموده با صرف هزینهای معادل 20 میلیون تومان مرمت آن پس از 6 ماه به پایان رسید. با برپایی نمایشگاه عکس از آثار هنرمندان عکاس  پاسارگاد ، برپایی نمایشگاه صنایع دستی و برپایی جشنواره انگور و مراسم شیره پزان به یکباره به همت و تلاش دکتر برزگر ریاست وقت میراث فرهنگی ،آقای زارع پور معاونت محترم گردشگری و همچنین آقای حاجی ثابت قائم مقام میراث فرهنگی استان فارس و پشتگرمی یار و یاور همیشگیمان آقای حق جو واحد حراست اداره کل و بعد ها تلاش مستمر مهندس نجفی معاونت محترم امور فرهنگی اداره کل زمینه برای شرکت در نمایشگاه گردشگری بین المللی شیراز فراهم گردید .

آقامیر نامیست برگرفته از سر سلسله خاندان میری با قدمتی بیش از چهارصد سال که به نحوی نام خود من نیز می باشد.

آمیر-ملا مه رزا آقامیر-کربلایی باباجان-آقاخان-آقامیر

با حضور پورنگ پور حسینی و سرکار خانم حبیبی کارشناسان محترم کمیته ملی طبیعت گردی در کلبه آقامیر افق جدیدی برای اعضا ی کلبه روشن گردید .حضور در نمایشگاه اکو توریستی اسفند ماه 88 در هتل المپیک تهران ،آشنایی با بزرگان و فعالان اکو توریست خصوصا آشنایی با اعضای خوشه سار بومی به ویژه مازیار آل داوود و کیارش اقتصادی و همچنین بابک امین تفرشی زمینه برای ارائه طرح پاسارگاد نخستین شهر اکو توریستی نجومی فراهم گردید .

پس از بازگشت از تهران و کسب تجربه ، دانش و آگاهی در زمینه گردشگری خصوصا بوم گرد نجومی طرح مذکور را نوشته با مشاوره اساتیدی همچون

1-پورنگ پورحسینی

2-کیارش اقتصادی

3-افسانه احسانی

4-بابک امین تفرشی

مقرر گردید در نمایشگاه ها و همایشهای مختلفی همایش پرنده نگریکه در تهران و شهر های دیگر برگزار می شود شرکت نموده و با برگزاری تورهای اکو توریستی نجومی با رویکرد بوم گردی به  توسعه و ترویج فرهنگ بومی و سنتی و علم نجوم بپردازیم . با مطالعه جاذبه های بومی و محلی در کنار جاذبه های تاریخی و نجومی شهرستان پاسارگاد طرح مذکور به اداره کل میراث فرهنگی استان فارس ارائه گردیده و توسط دوست گرانقدرمان پورنگ پور حسینی به کمیته ملی طبیعت گردی ارسال گردید.

با اخذ مجوز رصد در سایت های تاریخی تخت جمشید و پاسارگاد  با مساعدت و همکاری اداره کل میراث فرهنگی استان فارس مقدمات برگزاری تور های رصدی در این اماکن فراهم گردیده است.کلبه آقامیر با همکاری و مساعدت دو ستان خویش  به ویژه موسسه آسمان پارس ،علی فرزانه و همکاران محترمشان که در تمامی زمینه ها و نمایشگاه های داخل استان یار و یاور ما می باشد.

کلبه آقامیر در کنار یاران و دوستان همیشگی خویش نسبت به راه اندازی خانه کشمیری در شیراز اقدام نموده در حال حاضر خانه کشمیری با قدمتی بیش از 150 سال متعلق به خانواده تهرانی با مدیریت کیارش اقتصادی و سعید کرمستجی در زمینه بوم گردی ،اسکان و اقامت بومی و سنتی ویژه علاقمندان فرهنگ بومی و منجمان آماتور فعالیت می کند. نظر به اینکه شهر شیراز پایگاه توریستی و گردشگری ایران می باشد بنابراین فعال نمودن مراکز گردشگری در شیراز از اهداف بلند مدت اعضای خوشه سار می باشد. در حال حاضر مجموعه بال در روستای قلات و عباس برزگر در بوانات و همچنین سرکار خانم شهبازی در فیروز آباد به نحوی به توسعه و ترویج بوم گردی مشغول می باشند .

کلبه آقامیر با همکاری  اعضاءخوشه سار بوم گردی:طیبهترین دوستم پورنگ پور حسینی سالها به گونه های مختلف با هم آشنا شده و ارتباط دارند. آنها ارزش‌هاي ميراث فرهنگي و زندگي بومي را فراتر از گفتار و نوشتار و هنر، کم و بيش در رفتار و زندگي‌شان وارد کرده‌اند؛ مانند محل زندگي، پوشش، خوراک، شغل، موسيقي و  آنها به شکل ارگانيک تشکيل يک شبکه بومي را داده‌‌اند، با يکديگر دوستي و همکاري دارند، تجاربشان را درميان مي‌گذارند و معرف يکديگرند. آنها کم و بيش نسبت به اتفاقاتي که در حوزه ميراث فرهنگي و طبيعي کشور مي‌افتد حساس‌اند و در حد توان براي بهبود آن ياوري مي‌کنند. تقريبا تمام اين افراد در مراحل طراحي، تهيه مصالح و اجراي فضاي معماري مورد نظرشان عملا وارد شدند و مهارت و دانش کسب کردند. همين موضوع کم و بيش نسبت به تهيه پوشاک و طبعاً خوراکشان نيز دخيل بوده است.و در یک کلام، زندگی مفید نزدیک به طبیعت در بافت های قدیمی شهری و روستایی را انتخاب کرده و به دور از ساختار بروکراسی و اداری رایج کشور، ارزش های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را در حوزه فعالیت خود زنده نگه می دارند.شاید بتوان در مورد ایشان وجوه مشترک زیر را برشمرد:


1- انتخاب خانه ای بومی، مرمت و سکونت در آن

2- استفاده از معماری داخلی ساده محلی

3- پذیرایی با غذای اصیل بومی

4- درگیر کردن ساکنین محلی در فعالیتهای خود

5- احترام به فرهنگ و آیین های مردم بومی

6- معرفی هنرها و صنایع خاص منطقه

7- معرفی موسیقی ایرانی، عرفانی و تلفیق آن با موسیقی جهان

شاید بتوان گفت عوامل زیر در رونق آن نقش داشته‌اند:

1-     شیوه برخورد ایشان با گردشگران که همچون مهمان عزیزی درخانه خود بوده است

2-     توصیفات دهان به دهان مهمانان از کیفیت ارایه خدمات که بازتاب عشق و علاقه این خانواده است.

3-     دعوت از سرپرستان دفاتر مسافرتی و تور گردانان داخلی و خارجی

4-     ایجاد و معرفی خود در سایتهای  اینترنت

5-     همکاری تهیه فیلم‌های مستندکاخ سعد اباد همایش پرنده نگری

6-     مصاحبه با شبکه‌های تلویزیونی داخلی و خارجی

7-    شرکت در همایش‌ها، جشنواره‌ها و مراسم داخلی و خارجی

8- معرفی در نشریات ایرانی و خارجی

ما به خانه بازگشته ایم و اهل سرزمین خود شده ایم زیرا که آرامش در بازگشت به خانه است و می خواهیم تا این حس غریب را منتقل کنیم.

معرفی اعضای کلبه آقامیر

آقامیر میری کارشناس آمار و انفورماتیک مدیریت کلبه آقامیر

مریم سلیمانپور-کارشناس آمار و انفورماتیک مدیرروابط عمومی و کارشناس غذاهای محلی و ایرانی

اسماعیل محمدی-مهندسی برق-کارشناس و داور نجومی

اعضای کلبه آقامیر  با اهداف اساسی زیر فعالیت می نمایند.

  • معرفی پاسارگاد به عنوان نخستین شهر بوم گردی نجومی ایران زمین
  • حفاظت از ویزگی های طبیعی پاسارگاد
  • توسعه جامعه  محلی و بوم گردی (اسکان و اقامت ،پوشش و غذای محلی و نمایش آداب و رسوم پارسی)
  • ترویج و توسعه علم نجوم و گردشگر نجومی (آستروتوریسم)
  • رصد در اماکن تاریخی