نوشته‌ها

زندگی با چادر نشینان در تور های گردشگری عشایر

پارسیان از جمله اقوام ایرانی بودند که کوچ روی را  در سرزمین پارس بنیان گذاشتند . آنان از ده قبیله تشکیل شده که مهمترین قبیله این قوم “پاسارگادیان” و هخامنشیان هم طایفه ای از پاسارگادیان به شمار می آمدند. ایل باصری از بقایای نژاد پارسی (ماد و پارس) ساکن جنوب ایران و معروف به پارسی ها  که مرور زمان آن را به پاساری و باصری تبدیل نموده است. از عشایر کوچ رو باستانی ایران می باشد ییلاق این ایل عبارت است از سرحد چهار دانگه تا مجاورت پایتخت پارسها یعنی پاسارگاد . ایل راه آن ها از طریق راه ارتباطی پاسارگاد به تخت جمشید تنگ بلاغی و کمین است و قشلاق ایل بهترین مراتع در دشت های پر نعمت لارستان مانند دشت هرم از سحرگاه تا بنارویه و دشت گور و دشت موش می باشد.

«سبک است خواب در برهوت چادرنشينان»

كوچ نشيني كهن ترين شيوه زيست بشر است كه پا برجا بودن آن تا عصر حاضر از بزرگترين جاذبه هاي اين شيوه معيشت است و همين شيوه خاص زندگي سبب شده است كه زندگي ايلات و عشاير براي حاضران در عصر تكنولوژي و كامپيوتر ديدني و بكر به نظر برسد و توجه بسيار ي از مردم خسته از زندگي ماشيني را جلب كند.nomad-tourism (12)

در دامنه كوههاي سرسبز و دشت هاي پهناور کمین در پاسارگاد  كوچ نشينان عشاير باصری و کرد شولی  ,طبيعت را زندگي مي كنند. تنگ بلاغی ، دشت سوباتان ، گردنه خرسی و گستره پهناور سرپنیران به همراه تصویری هفت رنگ از سیه چادرهایی  که مردانی در آن اتراق کرده و زنانی زیبا با دامنهای پرچین و رنگارنگ که در اطراف آنها مشغول به كار و فعاليت هستند, دل هر  بیننده را به مهمانی رنگها می برد .طبیعت سرسبز، گوسفندان ایل ، بزغاله های زیبای نورسیده ،واق واق سگهای اصیل در کنار عربده های خسته خرهای پالان بسته  ونفیر شیحه اسب های سرکش   به همراهی صدای خلخال پاهای زنان عشایر سمفونی کوچ ایل را می نوازند.

اسکان و اقامت محلی در کلبه آقامیر پاسارگاد

کنکاش در زندگی سنتی و بومی کهن دیار کمین در شهرستان پاسارگاد و پیوند آن با طبیعت آسمان شب، احیاء خوراک‌های بومی و باستانی (هخامنشی و ساسانی)، هنر شیره پزی انگور و صنایع دستی با نوای موسیقی مقامی و محلی، تنوع اقلیمی، حمایت از گونه‌های نادر حیات وحش خرس قهوه‌ای و پلنگ ایرانی، مزارع ارگانیک و تجربه زندگی با عشایر کهن ایل «باصری» و «کردشولی» و ارتباط آن با مقوله سفر یکی از جنبه‌های فعالیت‌های کلبه آقامیر پاسارگاد در حوزه گردشگری است.

فضای کلبه (12)

 بی‌شک تجربه یک دهه فعالیت، معرفی و احیاء ارزشهای بومی و سنتی و به تصویر کشیدن، شاعرانه یا عاشقانه زیستن به سبک ایرانی هنر کلبه آقامیر عضو شبکه اقامتی خوشه سار بومی می‌باشدتحقیق و پژوهش در نظریات و تجربیات گردشگران داخلی و خارجی گواهی می‌دهد که یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در پیشرفت همه جانبه در امر توسعه صنعت گردشگری مواجهه عالمانه و موشکافانه با تجربه مادی و معنوی سفر به ایران است. آنچه در این رویارویی ساختار‌ها و بسترهای قابل اتکا را میسر می‌نماید چیزی نیست، جز چگونگی هنر زیستن به سبک ایرانی و ایجاد برندی متناسب با جاذبه‌های گردشگری مبتنی بر فرهنگ بومی و سنتی و طبیعت پیرامون آن.

بوم گردی و تجربه زندگی سنتی و محلی به سبک ایرانی روح و روان کالبد صنعت گردشگری ایران بوده و در کنار دیگر اشکال توریسم یکی از عوامل مهم و شاخص برای فرآیند برنامه ریزی و استراتژی بسیار قوی برای ارائه خدمات به گردشگران است. کلبه آقامیر  در محافظت از نواحی و تنوع زیستی منطقه خود نقش بسزایی دارد. تجربه‌ای بسیار نادر و دست نیافتنی که در هیچ فضای اقامتی و رستوران سنتی بدست نخواهد آمد. ویژگی منحصر بفرد این اقامتگاه‌ مدیریت خانوادگی مبتنی بر دانش و تجربیات کهن  منطقه است.

در این محیط‌ دغدغه کسب درآمد و اقتصاد فردی رنگ باخته، تبادل فرهنگی و تجربیات سفر و حس ایرانی زیستن و مهمان نوازی در نخستین اهداف متبلور می‌شود.

kol (17)

 

 

خانم دکتر زهرا سادات احمد زاده مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی در امور زنان و خانواده مهمان کلبه آقامیر

6

خانم دکتر زهرا سادات احمد زاده مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی در امور زنان و خانواده مهمان کلبه آقامیر
گردشگری صنعتی است که نزدیک به ۸۰% از ظرفیت شغلی آن به جامعه زنان اختصاص دارد . اکثر مدیران آژانسهای گردشگری موفق و پرسنل آن و بسیاری از راهنمایان تور را زنان مسلط به چند زبان زنده دنیا مدیریت می کنند . در بخش خدمات خوراکی ، اقامتی و صنایع دستی بانوان نقش تعیین کننده دارند. گردشگری بومی که حول محور فرهنگ و خانواده چندیست در ایران رونق یافته با اتکاء بر محوریت زن و خانواده فعالیت دارد و اقامتگاههای بوم گردی موفق را بیشتر خانواده مدیریت می کنند.
با توجه به جایگاه محوری زنان در فرهنگ ایرانی و حضور فعال و پررنگ آنان در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های موجود گردشگری و صنایع دستی شهرستان پاسارگاد با تاکید برهم‌فکری و مشارکت فعال این قشر پویا و تاثیرگذار در راستای ایجاد اشتغال و حفظ محیط زیست ،بانوان نقش تعیین کننده ای دارند.

1
خانم دکتر احمد زاده ضمن پذیرایی با انواع خوراک های تاریخی ، عشایری ،بومی همچون آش الوک، حلوای سین ،دمپخت سیرموکی ،دوپیازه آلو ،کشک بادمجان و قنبر پلو بر گردشگری خوراک و تنوع خوراکی این منطقه تاریخ ساز تاکید و آشنا گردید.
ایشان با بازدید از بنکوه عشایری کرخوس واقع در زیستگاه خرس قهوه ای از فعالیت های محیط زیستی این مجموعه تشکر نمود. و اجرای گردشگری خاص را تنها راه برون رفت گردشگری دانست.
در پایان خانم دکتر تعدادی از دست بافت های تولید شده توسط بانوان شهرستان را جهت ارائه به معاون رئیس جمهور سرکار خانم مولا وردی و حمایت از فعالیت بانوان با خود به تهران برد.تا فرصتی دیدار نمایندگان بانوان پاسارگاد با معاون رئیس جمهور محترم در بخش زنان فراهم گردد.

2

3

4

اقامتگاه‌هاي سنتي «مهمان‌پذير» نيستند

مدير بوم‌كلبه‌ي سنتي در پاسارگاد: اقامتگاه‌هاي سنتي «مهمان‌پذير» نيستند اعتبار دولتي براي حمايت از خانه‌هاي سنتي وجود ندارد

کباب (18)
مدير بوم‌كلبه‌ي سنتي در پاسارگاد تأكيد كرد: اقامتگاه‌هاي سنتي و بوم‌كلبه‌ها جزو مهمان‌پذيرها به‌شمار نمي‌آيند و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بايد تعريف جدايي را براي اين اقامتگاه‌ها داشته باشد. امير ميري، مدير كلبه‌ي «آقامير» در پاسارگاد (نخستين شهر گردشگري نجومي ايران) كه چند سالي است به‌عنوان يكي از اعضاي خوشه‌سار بوم‌گردي، ميزبان منجمان داخلي و خارجي و علاقه‌مندان به فرهنگ بوم و بوم‌گردي بوده است، انتظار دارد با حمايت محوري مسؤولان، اين منطقه به پايگاهي اصلي براي جامعه‌ي گردشگري کشور و مکاني مناسب براي جذب گردشگران تبديل شود. او در گفت‌وگو با خبرنگار بخش گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جايگاه و نقش اقامتگاه‌هاي سنتي را براي توسعه و ترويج فرهنگ بومي در صنعت گردشگري، پديده‌اي کهن و باستاني دانست که از ديرباز در جوامع انساني وجود داشته است و بيان كرد: اين اقامتگاه‌ها به‌تدريج طي مراحل تاريخي مختلف، به موضع فني، اقتصادي و اجتماعي کنوني تبديل شده‌اند. ميري به توضيح موضوع «بوم‌گردي» يا «گردشگري بومي» که امروزه بسيار رونق يافته است، پرداخت و گفت: ما مي‌خواهيم تعريف درستي از گردشگري بومي ارائه دهيم و سپس با بررسي آن، سيستم مديريتي مناسبي را براي توسعه‌ي اين نوع از گردشگري مطرح کنيم. او با اعتقاد به اين‌كه توسعه‌ي بوم‌گردي مي‌تواند يک استراتژي مناسب در صنعت گردشگري ايران باشد، ادامه داد: گردشگري بومي از ترکيب گردشگري با فرهنگ جامعه‌ي محلي تشکيل شده است. تاريخچه‌ي بوم‌گردي و تفاوت آن با مهمان‌خانه‌ها و خانه‌هاي استيجاري سال‌ها پيش، افراد دل‌مشغول به فرهنگ بومي و محلي را با رويکردي جديد به فرهنگ بومي و اصيل خود، براي مرمت و احياي زادگاه خويش يا احياي فرهنگ بومي منطقه‌اي خاص، راهي ديار خود كرد تا اندوخته‌هاي مالي خود را صرف بازسازي خانه‌هاي پدري كنند كه به پاس‌داشت حفظ ارزش‌هاي بومي و احياي حرمت خانه‌هاي پدري، با پذيرش مهمان و ارائه‌ي خدمات بومي و سنتي به حفظ اين ارزش‌هاي فرهنگي همت گماشتند. وي اظهار كرد: آن‌ها در طول سال‌ها به‌گونه‌هاي مختلف با هم آشنا شده و با هم در ارتباط‌اند. اين افراد ارزش‌هاي ميراث فرهنگي و زندگي بومي را فراتر از گفتار، نوشتار و هنر، در رفتار، کردار و گفتار و بويژه در زندگي، پوشش، خوراک، شغل و موسيقي وارد کرده‌اند، به‌شکل ارگانيک تشکيل يک شبکه‌ي بومي را به نام «خوشه‌سار بوم‌گردي» داده‌اند، با يکديگر دوستي و همکاري دارند، تجربه‌هاي خود را در ميان مي‌گذارند و معرف يکديگرند. به گفته‌ي او، اعضاي خوشه‌سار نسبت به اتفاق‌هايي که در حوزه‌ي ميراث فرهنگي و طبيعي کشور مي‌افتد، حساس‌اند و در حد توان براي بهبود آن، ياوري مي‌کنند. همين موضوع کم
ابان (12)
و بيش براي تهيه‌ي پوشاک و طبعا خوراک‌شان نيز دخيل است. ميري ادامه داد: آن‌ها زندگي مفيد نزديک به طبيعت در بافت‌هاي قديمي شهري و روستايي را انتخاب کرده‌اند و ارزش‌هاي ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري را در حوزه‌ي فعاليت خود زنده نگه مي‌دارند. او همچنين به اهداف و فعاليت‌هاي خوشه‌سار بوم‌گردي اشاره كرد و گفت: انتخاب خانه‌اي بومي، احيا، مرمت و سکونت در آن (عموما سه نسل از اين افراد پذيراي حضور مهمانان هستند)، استفاده از معماري داخلي ساده‌ي محلي (احيا و معرفي سازه‌هاي سنتي)، پذيرايي با غذاي اصيل بومي و کم و بيش ارگانيک (ترويج غذاهاي بومي)، درگير کردن ساکنان محلي در فعاليت‌هاي خود (ايجاد فرصت‌هاي شغلي مناسب براي جامعه‌ي محلي)، معرفي هنرها و صنايع دستي محلي، معرفي موسيقي ايراني و عرفاني، بازسازي فرهنگ برکت، حرمت، قناعت، اعتماد، درک درست از آب، باد، خاک و آتش براي توسعه و ترويج فرهنگ بومي يک منطقه كه بايد به شناخت کاملي از محل زندگي، پوشش، خوراک، شغل و موسيقي رسيد و پس از مطالعه‌ي دقيق به اجراي آن پرداخت، اين موارد از جمله اهداف خوشه‌سار بوم‌گردي هستند. اين عضو خوشه‌سار بوم‌گردي تأكيد كرد: با توجه به رويكرد خوشه‌سار بوم‌گردي، براي اجراي چنين طرحي به افراد باتجربه و آموزش‌ديده نياز است. او همچنين به تفاوت بوم کلبه‌ها يا اقامتگاه‌هاي سنتي با خانه‌هاي استيجاري، مهمان‌خانه و هتل‌هاي سنتي که به‌وفور در بيشتر کلان‌شهرها مانند شهرهاي شمالي، مشهد، شيراز و اصفهان وجود دارند اشاره كرد و گفت: معمولا در اين اقامتگاه‌ها برخلاف خانه‌هاي استيجاري، افراد اعم از داخلي و خارجي مهمان هستند و با آن‌ها به رسم مهمان‌نوازي ايراني برخورد مي‌شود. اين در حالي است كه در خانه‌هاي استيجاري معمولا به مسافر به‌عنوان مشتري نگاه مي‌شود. وي افزود: در خانه‌هايي كه بيشتر با نگاه تجاري راه‌اندازي شده‌اند، فقط به اسكان مسافر فكر مي‌شود و ديگر مسائل از جمله حفظ محيط زيست و فرهنگ محلي چندان دغدغه نيست و خيلي مقيد به استاندارد و اصول خاصي نيستند. ميري بيان كرد: رشد و تحول بوم‌گردي، مفهومي است که همزمان با رشد سريع گردشگري در ۲۰ سال گذشته در ميان مجامع محلي و سنتي با حفاظت از ارزش‌هاي بومي، محلي و محيط زيست تکامل يافته است. به همين دليل، مسؤولان و ساكنان محلي، منافع مشترک خود را در رشد آن يافته‌اند. وي اظهار كرد: بوم‌گردي سبب شد که به اهداف حفاظت از محيط زيست، درآمدزايي جوامع محلي و ايجاد مراکزي براي آموزش و ترويج فرهنگ بومي توجه شود. همکاري و روابط ميان حفاظت‌کنندگان، جوامع انساني و گردانندگان تور، هميشه بي‌دردسر نبوده است. عملکرد اعضاي خوشه‌سار بوم‌گردي موجب شده است تا گروه‌هاي زيادي با هم همکاري کنند. بوم‌گردي به مثابه‌ي عرصه‌اي مشترک براي خلق تشريک مساعي و هدايت مشترک مسير گردشگراني است که قصد کسب تجربه و يادگيري درباره‌ي مناطق محلي و فرهنگ‌هاي مختلف را دارند. ميري معتقد است: با فعاليت خوشه‌سار بوم‌گردي سه اصل اساسي پايداري «زيست‌محيطي»، «عوامل فرهنگي و اجتماعي» و «اقتصادي» محقق مي‌شود. او همچنين به چالش‌هايي كه فعالان بوم‌گردي و همچنين مالكان اقامتگاه‌هاي سنتي و بوم‌كلبه‌ها با آن مواجه هستند، اشاره و بيان كرد: معرفي نكردن بوم‌گردي، ضعف مکانيسم گردشگري داخلي، شناخت نداشتن جامعه از ماهيت اقامتگاه‌هاي سنتي، تبليغات کم درباره‌ي بوم‌گردي در صداوسيما، ضعف زيرساخت‌ها و امکانات زيربنايي در مديريت شهري که اقامتگاه‌هاي سنتي در آنجا فعاليت دارند، نبود راهنمايان آموزش‌ديده، نبود آژانس‌هاي تخصصي ويژه و نبود ساز و کار مناسب براي بهره‌گيري از درآمد اين نوع گردشگري از جمله چالش‌هاي پيش رو در اين كار است. وي ادامه داد: پديده‌ي اقامتگاه‌هاي سنتي پشتيباني مالي از سوي دولت نمي‌شود، چون اعتبارات و بودجه براي آن در نظر گرفته نشده است. البته در پيشبرد فعاليت‌هاي اين اقامتگاه‌ها حمايت معنوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نقش اساسي داشته است، بخصوص در شيراز كه اداره‌ي ميراث فرهنگي و گردشگري با آغاز جريان احياي خانه‌هاي سنتي و تغيير كاربري آن‌ها به اقامتگاه، حمايت معنوي خوبي داشت. ميري در ادامه پيشنهادهايي را براي بهبود اوضاع مطرح و اظهار كرد: انجام مطالعات دقيق و جامع براي معرفي جاذبه‌هاي بوم‌گردي، تربيت نيروي انساني آموزش‌ديده و استفاده از تجربيات افراد داخلي و خارجي، ايجاد امنيت کامل براي گردشگران، ايجاد مراکز دائمي براي نمايش جاذبه‌هاي گردشگري بومي، جلب مشارکت مردم و آموزش آن‌ها، انجام تبليغات مناسب در داخل و خارج، استفاده از تجربه‌ي ديگر کشورها در اين زمينه، آموزش جامعه‌ي محلي، جلب همکاري مستندسازان و هنرمندان، تشکيل کاروان احيا و مرمت با پشتيباني و حمايت بخش خصوصي و دولتي و توسعه‌ي راه‌هاي مناسب با حفظ اصول محيط زيست از جمله‌ي اين پيشنهادهاست.

تماشاي جادوي ستاره‌ها را در پاسارگاد تجربه كنيد

تماشاي جادوي ستاره‌ها را در پاسارگاد تجربه كنيد

آرامگاه كوروش ـ پاسارگاد

آسمان شب پاسارگاد براي مهمانان نوروزي آماده مي‌شود.

امير ميري ‌ـ مدير كلبه‌ي «آقامير» در پاسارگاد (نخستين شهر گردشگري نجومي ايران و عضو خوشه‌سار بوم‌گردي ـ در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: همزمان با آغاز سال نو و ورود مهمانان به استان فارس، اين مجموعه با هماهنگی و پشتیبانی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس، مهمانان نوروزی را به تماشای جادوی ستاره‌ها مي‌برد و زمینه را برای رصد آسمان شب و صورت‌های فلکی در این میراث جهانی فراهم می‌كند.

وي يادآور شد: اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس چند سالی است با صدور مجوز براي اين اقامتگاه محلي، زمینه را برای توسعه و ترویج گردشگری نجومی یا آستروتوریسم فراهم كرده است.

به گفته‌ي او، تورهای رصدی با مدیریت این مجموعه به مناسبت‌های مختلف در تخت جمشید و پاسارگاد براي معرفی استان فارس به‌عنوان پایتخت آستروتوریسم ایران برگزار شده‌اند که می‌توان به رصد ماه‌گرفتگی در تخت جمشید و پاسارگاد اشاره كرد.

ميري گفت: اداره کل میراث فرهنگی و گردشگري استان فارس با همکاری این مجموعه، در نوروز غرفه‌هایی را با هدف معرفی و توسعه‌ي بوم‌گردی و آستروتوریسم در میراث جهانی پاسارگاد برپا كرده است که همزمان با بازدید مهمانان نوروزی زمینه برای معرفی جاذبه‌های بومی و سنتی و احیاي ارزش‌های انسانی مانند قناعت، برکت، راستگویی و پاس‌داشت محیط زیست در قالب اکوموزه ايجاد می‌شود. برپایی سیاه‌چادر ویژه d عشایر ایل «باصری» و معرفی گردشگری عشایري از ديگر جاذبه‌های ايجاد شده است.astro-tourism (1)

او در ادامه اظهار كرد: اسکان محلی و بومی همراه با معرفی غذاهای سنتی و نوشیدنی‌های سنتی در قالب جشنواره‌ي غذاهای بومی با هدف معرفی و ترویج بوم‌گردی انجام می‌شود.

وي افزود: نمایش پوشش محلی و سنتی و همچنین پوشش عشایری در کنار برپایی غرفه‌ي صنایع دستی با همکاری صنعت‌گران استان فارس از ديگر جاذبه‌های اين تعطيلات است. همچنين مهمانان نوروزی همزمان با رصد آسمان شب از نمایشگاه عکس آستروتوریسم مي‌توانند بازدید كنند.

لینک خبر در ایسنا 

لشكركشي‌هاي نجومي زنگ خطري براي طبيعت

لشكركشي‌هاي نجومي زنگ خطري براي طبيعت

گردشگري نجوم

يك فعال حوزه‌ي گردشگري نسبت به خطري كه لشكركشي‌هاي نجومي براي طبيعت ايجاد مي‌كند، هشدار داد و از متوليان خواست تا براي جلوگيري از گسترش آسيب اين نوع گردشگري كه در حال تبديل شدن به سونامي نجومي است، استاندارد و ضوابطي تدوين شود.

امير ميري ـ مدير مجموعه‌ي گردشگري کلبه‌ي آقامیر ـ در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ضمن هشدار دادن درباره‌ي خطراتي كه سفرهاي نجومي، طبيعت را تهديد مي‌كند، اظهار كرد: اين مجموعه‌ي گردشگري در پاسارگاد از سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را در زمینه‌ي گردشگری آغاز كرده و از سال ۱۳۸۷ به‌صورت اختصاصی و منحصربه‌فرد به مقوله‌ي بوم‌گردی و گردشگری نجومی پرداخته و تئوری «پارس، پایتخت آستروتوریسم و پاسارگاد، نخستین شهر بوم‌گردی نجومی ایران و جهان» را مطرح كرده و تمام تلاش خود را برای کسب این دو برند گردشگری به کار برده است. با عضویت در کمیته‌ي ملی طبیعت‌گردی و خوشه‌سار بوم‌گردی به اصل پایداری و حفظ محیط زیست اعتقاد راسخ دارد و تمام خدمات این مجموعه به تورهای گردشگری با رویکرد بومی ـ نجومی و حفظ محیط زیست ارائه مي‌شود.

او با بيان اين‌كه طبیعت‌گردی به آمال و دل‌مشغولی‌های انسان‌ها بازمی‌گردد و از یک سابقه‌ي تاریخی برابر با عمر انسان برخوردار است، ادامه داد: انسان از گذشته‌های دور برای رهایی از تنش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دامان طبیعت پناه می‌برده است. براساس آمار و ارقام موجود و فعالیت‌های مؤسسات آموزش نجوم، بيشترين بخش گردشگری درون‌ استانی (فارس) به علاقه‌مندان گردشگری نجومی اختصاص دارد. اين آمار و ارقام به جماعت گردشگري اشاره مي‌كند كه در كوهستان‌ها، دشت‌ها و مناطق بکر طبیعت‌گردی به سفرهایي براي رصد آسمان شب می‌پردازند.

وي در ادامه‌ي سخنانش به فرآيند گردشگري نجومی و تأثيرات مخرب آن بر طبيعت استان فارس اشاره و بيان كرد: در دو سال گذشته، همزمان با توسعه، ترویج، شناخت ظرفيت‌هاي این نوع از گردشگری و برگزاری تورهای رصدی توسط مجموعه‌ي کلبه‌ي آقامیر با هماهنگی و مساعدت اداره‌ کل میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس شاهد يك موج (سونامی نجومی) و افزايش علاقه به این نوع از گردشگری بوده‌ايم.

ميري اظهار كرد: با توجه به این‌که طبیعت بکر و دست‌نخورده، بستر مناسبی برای برگزاری تورهای رصدی است، در این نوع از سفر بهانه‌های نوستالوژيك، علاقه‌مندان را هر بار مشتاقانه‌تر به سمت و سوي كوه‌ها، چشمه‌ها، رودخانه‌ها و جنگل‌ها كشانده است و هر بار گردشگرانِ طبیعت آسمان شب با انبوهي عكس و تعاريف شادمانه از سفرهاي‌شان، جماعت خانه‌نشين را به سفر‌هايي از اين دست تشويق می‌کنند و صد البته نقش تلویزیون، روزنامه، مجله و بویژه انتشار عکس در شبکه‌های اجتماعی را در اين ميان نمي‌توان ناديده گرفت. نتيجه‌ي همه‌ي اين تلاش‌ها براي رسانه‌يي كردن گردشگری نجومی به آنجا انجاميد كه مشتاقان آسمان و طبیعت، كوله‌ها را بستند و به راه افتادند.

اين فعال گردشگري ادامه داد: خيل جماعت علاقه‌مند به این نوع از گردشگری، فعالان در زمینه‌ي نجوم را كه تا آن زمان صرفا در بخش آموزش و ترویج علم نجوم و برگزاری گشت‌های رصدی که به‌صورت خاص در دو یا چند مؤسسه‌ي انگشت‌شمار فعاليت مي‌كردند، به صرافت انداخت تا با تاسیس موسسات نجومی قارچ‌گونه كه تنها نیاز آن استعلام از دانشگاه شیراز است و هیچ‌گونه هزینه‌ای برای موسسان آن ندارد و با در اختيار گرفتن سیستم تبلیغاتی مانند پيام كوتاه، شبکه‌های مجازی، سایت و وبلاگ‌ها و راه‌اندازی موسسه‌ای نه‌چندان مجهز و استفاده از كساني كه اندك اطلاعي درباره‌ي رصد و آموزش نجوم دارند، هر هفته علاقه‌مندان را در قالب گروه‌هاي گردشگري روانه‌ي اين مناطق می‌کنند و همين سبب شده است تا دور‌ترين نقاط بكر و دست‌نخورده در استان از آدم‌هايي انباشته شود كه كم‌ترين آموزش را براي حفظ و پاسداشت طبيعتي كه به آن سرريز مي‌شوند، دیده‌اند.

ميري معتقد است: برخي متوليان موسسه‌هاي آموزشی نجوم فقط به فكر وسيله‌ي نقليه، کنسرو، برپایی آتش و صد البته محبوبیت و معروفیت هستند. اين طيف ازگردشگران تا كنون چگونگى برخورد با طبيعت و حضور شبانه در محیط طبیعی را آموزش نديده‌اند و طبيعت را فضايى براى تخليه‌ي تمام محدوديت‌هاى محيط شهرى مى‌دانند.

او با تاكيد بر اين‌كه افزايش سفر به طبيعت به بهانه‌ي رصد پدیده‌های نجومی بدون انجام برنامه‌هاى آموزشى مناسب به تخريب بيشتر محيط زيست منجر مى‌شود، افزود: استفاده از ظروف يك‌بار مصرف، آزادى در ورود به هرجا و ايجاد آلودگى‌هاى صوتى از جمله موارد شاخصى است كه محيط زیست طبیعی را تهديد مى‌كند.

به گفته‌ي ميري، انباشت زباله‌هاي منجمان، رها كردن صد‌ها بطري پلاستيكي نوشابه و ظروف نيمه‌خورده‌ي کنسرو ارزان بودن و در دسترس بودن اين برنامه‌ها، گوياي آن است كه متولیان اين موسسات نجومی در سطح وسيعى از اين امكانات براى ارائه‌ي خدمات به اعضای توراستفاده و تلاش مي‌كنند در حداقل زمان ممكن، حداكثر بهره‌كشى را از طبیعت داشته باشند؛ اما آن‌ها با این سیاست در اجرای تور‌های ارزان‌قیمت چه به روز طبیعت زيبا و آرام خواهند آورد.

او در ادامه بيان كرد: به اين تخريب هولناك مي‌توان يادگاري‌نويسي‌هاي فراوان روي در و ديوار دره و درختان را نيز اضافه كرد؛ اما نكته‌ي مهم‌تر این‌که برگزاري اين تورهای رصدی در طول شب سبب هجوم متوليان این تور‌ها براي قطع درختان چندصد ساله با هدف تامین سوخت مورد نیاز شده كه اين كار تاثير تخريبي فرهنگ مسافران در برابر خرده‌فرهنگ‌هاي بومي مناطق را به دنبال داشته است تا آنجا كه بيشتر رفتار مسافران تازه از راه رسيده مورد اعتراض بوميان قرار می‌گیرد.

وي در عين حال با بيان اين‌كه اهميت امر آموزش در فعاليت‌هاى طبيعت‌گردى و گردشگری نجومی بر هيچ‌كسي پوشيده نيست، يادآوري كرد: مقوله‌ي آموزش، در حال حاضر حلقه‌ي مفقوده‌اى‌ است كه متوليان گردشگرى استان كمتر توجهى به آن داشته‌اند و دليل اين ادعا، رفتار نامهربانانه‌ي بيشتر گردشگرانى است كه در مناطق طبيعى حضور مى‌يابند و اين مناطق را با هجوم غافلانه‌ي خود تخريب مى‌كنند. اين يك واقعيت تلخ است كه اكنون در طبيعت استان بيشتر شاهد حضور افراد علاقه‌مند، اما ناآگاه به مسائل محيط زيست هستيم.

ميري ادامه داد: اصول آموزش درباره‌ي برخورد با طبيعت و حضور در آن براى سنين مختلف و طبقات متنوع اجتماعى از پايين‌ترين سنين تا افراد مسن‌تر تدوين نشده است و اين موضوع بايد در اولويت سياست‌هاى متوليان گردشگرى و مسؤولان اداره کل استان فارس قرار گيرد.

به گفته‌ي او، در حال حاضر براى تورهاى رصدی كه تعداد آن‌ها به مرور زمان و بـا استقبال علاقه‌مندان افزايش مى‌يابد، نظام جامع مديريتى در سطح استان اعمال نمى‌شود و حتا استاندارد و معيارى براى بهره‌ورى و استفاده از اين‌گونه گردشگری بى‌بديل وجود ندارد و بيشتر جاذبه‌ها که در محيط‌هاى طبيعى واقع شده‌اند، حريم مشخصى‌ ندارند و توسط هیچ ارگان و سازمانی مدیریت نمی‌شوند.

اين فعال گردشگري در ادامه بيان كرد: نتيجه اين‌كه آنچه در اين دو سال به بهانه‌ي گردشگري نجومی بر سر طبیعت اين استان آمده است، اگر به سرعت تعديل نشود و اصول و مفاهیم اولیه‌ي این نوع از گردشگری از طريق آموزش عمومی اصلاح نشود، نتيجه‌اي به‌جز سقوط سريع و مرگ طبيعت استان نخواهد داشت. از طرفى هر جايى كه تجمع حضور مردم براساس يك جريان غيرعلمى و فقط براساس يك حركت كنترل‌نشده و سنتى در مناطق مختلف و جاذبه‌هاى مناطق طبيعى و زيباى استان بيشتر باشد، افراد غيرمتخصص بيشتر براى كسب سود و درآمد و بدون نكات زيست‌محيطى به حوزه‌ي طبيعت‌گردى وارد مى‌شوند و در كمترين زمان مى‌خواهند بيشترين استفاده را داشته باشند.

او همچنين با تعريف «طبيعت‌گردى» براساس مصوبه‌ي ۱۹۹۶ اتحاديه‌ي جهانى حفاظت، يادآوري كرد: در اين تعريف آمده است، طبيعت‌گردي سفرى مسؤولانه از نظر محيط زيست است كه به‌منظور لذت بردن از مناطق نسبتا بكر طبيعى و هرگونه ويژگى فرهنگى موجود در منطقه از گذشته تا حال ترتيب داده مى‌شود و سبب توسعه، ترويج فرهنگ بومی و حفظ محيط زيست مى‌شود. در طول اين سفر، گـردشگران حداقل تاثيرات منفى را بر منابع طبيعى مى‌گذارند و مردم بومى در سود حاصل از فعاليت‌هاى اجتماعى و اقتصادى شريك مى‌شوند.

ميري معتقد است: متاسفانه انجام فعاليت‌هاى گردشگری نجومی در استان فارس با تعريف اتحاديه‌ي جهانى حفاظت فاصله‌ي زيادي دارد و اين موضوع، مجموعه‌ي گردشگري نجومي کلبه‌ي آقامیر را نگران كرده است، چراكه متاسفانه در قالب اين فعاليت‌ها هيچ‌گونه طرح مديريتى براى استفاده‌ي مطلوب از ظرفيت‌ها و جاذبه‌هاى این نوع از گردشگری تدوين و تصويب نشده است.

او ادامه داد: سبز شدن موسسات آموزش نجوم و فعالان به‌اصطلاح علاقه‌مند به این نوع از گردشگری و لشكركشي‌هاي رصدی توسط ارگان‌ها، دانشگاه‌ها و نهاد‌ها به‌عنوان «ترویج علم نجوم» سبب شده است كه لطمه‌هاي جبران‌ناپذيري به طبیعت وارد شود.

ميري هدفش از شرح اين وضعيت را اين‌گونه توضيح داد: با وجود ادعاهاي فراوان از سوي دستگاه‌هاي دولتي و ادعاي مالكيت سايت‌هاي طبيعي، هيچ متولي مستقيمي براي حفظ محیط زیست و طبیعت وجود ندارد و گويا سازمان‌هايي چون محيط زيست، تربيت بدني، صنايع و معادن، اوقاف و منابع طبيعي هيچ‌كدام نگران وضعيت اين طبیعت نيستند. طبیعتی که كوه‌های آن سرفرازانه سر به آسمان مي‌سايند؛ اما هر روز از دست متوليان و دوست‌داران طبيعت استان فارس رنجور‌تر و فرسوده‌تر مي‌شوند.

لینک خبر در ایسنا 

پیاده‌روی با خرس و پلنگ زیر نور مهتاب

پیاده‌روی با خرس و پلنگ زیر نور مهتاب

كلبه آقامير

انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی، گردشگری و محیط زیست پاسارگاد خواستار تبدیل شدن منطقه‌ی «شکار ممنوع» تنگه‌ی بلاغی و تنگه‌ی خرسی با عنوان منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی «کمین» شد.

امیر میری – فعال اکوتوریست و گردشگری نجومی – که اقامتگاه بوم‌گردی کلبه‌ی آقامیر در پاسارگاد را مدیریت می‌کند، در یادداشتی که به بهانه‌ی «مهتاب پیاده‌روی» در پاسارگاد، شهر گردشگری نجومی ایران، نوشته به این موضوع پرداخته است.

به گزارش بخش گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، او در این یادداشت آورده است: پارسیان پس از ایجاد و استقرار شهر پاسارگاد، برای توسعه‌ی این شهر در منطقه‌ی «کمین» و «تنگه بلاغی»، شهرهای جدیدی تأسیس کردند که نام یکی از این شهرها در لوح‌های گلی تخت جمشید، کَمینوش (تحقیقات دکتر عبدالمجید ارفعی) و در فارسنامه‌ی ابن بلخی، «کُمه» ذکر شده است. این سرزمین کهن پس از آن، نام‌های زیادی داشته که از آن جمله کَمین، اکلیدک، کلیدک یا کِلیلَک (در زمان قاجار)، سعادت‌آباد (در زمان پهلوی) و سعادت‌شهر در حال حاضر است.

با تأسیس شهرستان پاسارگاد (در استان فارس) به مرکزیت سعادت‌شهر، این سرزمین کهن و تمدن‌ساز با قابلیت‌های طبیعی، بومی و فرهنگی، در کنار طبیعت آسمان شب به‌عنوان قلب تپنده‌ی گردشگری و نخستین شهر اکوتوریستی نجومی ایران نام گرفت.

انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی، گردشگری و محیط زیست شهرستان پاسارگاد از آغاز تأسیس تا کنون، پیوند ناگسستنی با مقوله‌ی محیط زیست داشته است. همکاری با اقامتگاه بوم‌گردی کلبه‌ی آقامیر، طراح و بنیانگذار گردشگری نجومی و فعال اکوتوریسم، سبب شد از تجربیات و مکان این مجموعه استفاده کند و با ترکیب گردشگری نجومی، برنامه‌ی «مهتاب پیاده‌روی» با هدف معرفی پاسارگاد به‌عنوان زیستگاه خرس قهوه‌یی و پلنگ ایرانی در هفته‌ی گذشته با حضور جمعی از علاقمندان محیط زیست و میراث فرهنگی انجام شود.

شرح تقابل تاریخی این حیوان‌ها با جامعه‌ی محلی با توجه به اختصاص نام «گردنه خرسی» به تنگه‌ای در ۲۵ کیلومتری پاسارگاد و نام‌گذاری غاری در اشکفت‌طاقی با عنوان «غار پلنگی» که بیانگر وجود پلنگ ایرانی در منطقه است، از برنامه‌های این «مهتاب‌ پیاده‌روی» بود که بیان چند روایت و فولکلور محلی در شکوه و عظمت این دو حیوان در این برنامه، با استقبال حاضران همراه شد.

شرکت‌کنندگان در ادامه، پیاده‌روی در کمپ رصدی را همزمان با قرص کامل ماه انجام دادند، در حالی‌ که تصاویری از خرس و پلنگ، سد سیوند و تنگه‌ی بلاغی و همچنین تصویری از آرامگاه کوروش در دست داشتند.

با توجه به تعداد خرس‌های قهوه‌یی در این منطقه و همچنین گزارش‌هایی از وجود پلنگ ایرانی توسط جامعه محلی و مطالعات موردی و گردآوری مشاهده‌های جامعه محلی، علاقه‌مندان محیط زیست و انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی، گردشگری و محیط زیست پاسارگاد، از فرماندار این شهرستان خواستار تبدیل منطقه‌ی «شکار ممنوع» تنگه‌ی بلاغی و تنگه‌ی خرسی با عنوان منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی «کمین» شد.

در این پیاده‌روی، بیانیه‌ای با موضوع محیط زیست و نام‌گذاری منطقه‌ی «شکار ممنوع» بلاغی و خرسی به نام منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی کمین خوانده شد و طوماری برای ارسال به معاون رییس‌جمهور به امضای شرکت‌کنندگان رسید و در پایان هم اهداف و برنامه‌ی ماهانه‌ی «پیاده‌روی مهتاب» تبیین شد.

اهدافی با موضوع خرس‌های قهوه‌یی و پلنگ ایرانی و نقش آن در صنعت گردشگری که آگاهی‌بخشی عمومی، برپایی همایش و دعوت از خبرگان و کارشناسان، تهیه‌ی برشور، طراحی سایت، ساخت اتکت، استند و بنر، برپایی نمایشگاه عکس با موضوع حیات وحش و به راه‌ انداختن کارناوال میراث فرهنگی و محیط زیست، سخنرانی و اطلاع‌رسانی در نماز جمعه به‌عنوان سخنران قبل از خطبه، تهیه‌ی طومار برای ارسال به سازمان میراث فرهنگی و سازمان‌های بین‌المللی با امضای علاقه‌مندان و گردشگران خارجی، نصب تابلو در ورودی شهرستان، بویژه مجموعه‌ی تاریخی و جهانی پاسارگاد، نواختن زنگ مدارس در روز نخست آغاز سال تحصیلی با همین موضوع، دیوارنویسی و نصب پوستر روی ماشین‌ها، نصب تابلو و عکس در مغازه‌ها با همکاری اصناف، ارسال مقاله و گزارش از فعالیت‌ها به خبرگزاری‌ها و دعوت از آن‌ها وهمچنین ساخت مستند و مستندسازی فعالیت‌ها را شامل می‌شود.

لینک خبرگزاری ایسنا  

لذت خبرنگار سوییسی از میوه‌ی حقوق بشر ایران

لذت خبرنگار سوییسی از میوه‌ی حقوق بشر ایران

باغ حقوق بشر

نخستین محصول باغ نمادین حقوق بشر در پاسارگاد نصیب روزنامه‌نگاری سویسی شد؛ «اورسلا استرت» پس از خوردن نخستین میوه حقوق بشر آن‌چنان به وجد آمد که گفت: بزرگ ترین تجربه زندگی‌ام را پس از ۸۰ سال در کشور بزرگ ایران و در دیار پاسارگاد تجربه کردم.

به گزارش خبرنگار گردشگری ایسنا، باغ حقوق بشر مهریه‌ی مریم سلیمان‌پور است که حدود هفت سال است در کنار همسرش (امیر میری) در کلبه آقامیر در سعادت شهر، نزدیکی‌ها آرامگاه کوروش فعالیت بوم‌گردی می‌کند. اکنون این باغ به وسعت سه هزار متر مربع که خشک است و هنوز جان نگرفته، در اختیار این طرح قرار داده شده تا توسط گردشگران داخلی و خارجی به باغ ایرانی آبادی تبدیل شود.

اورسالا استرت، روزنامه‌نگار سوییسی در سفری که به تازگی به ایران و استان فارس داشته، از ایده باغ حقوق بشر بسیار استقبال کرد و هم‌دلی و همسویی جهانی در ایجاد جنبش درختکاری را ستود.

همزمان با نزدیک شدن ماه اردیبهشت، چغاله بادام نخستین میوه‌ای است که در پاسارگاد به‌دست می‌آید. روزنامه‌نگار سویسی پس از خوردن نخستین میوه حقوق بشر (چغاله بادام) آن‌چنان به‌وجد آمد که گفت: بزرگترین تجربه زندگی‌ام را پس از ۸۰ سال در کشور بزرگ ایران و در دیار پاسارگاد تجربه کردم.

او همچنین از ابزار ساده‌ای که کشاورزان منطقه برای به عمل آوردن محصولات ارگانیک خود استفاده می‌کنند، بسیار متعجب شد و آن‌را شگفت‌انگیز دانست. «اورسلا» سپس پنجمین درخت باغ حقوق بشر را کاشت.

این روزنامه‌نگار سویسی در ادامه ماجراجویی‌هایش در باغ حقوق بشر و کلبه آقامیر، گره‌ای به فرش خرسی زد و گفت که نام‌اش در زبان لاتین به معنی خرس است و برای تقارن این اتفاق بسیار شگفت‌زده شده است.

فرش خرسی که نمادی برای حمایت از خرس قهوه‌ای پاسارگاد است، در اندازه ۸۰ در ۱۰۰ سانتی‌متر توسط گردشگرانی که به کلبه آقامیر می‌آیند، درحال بافت است.

لینک  در خبر گزاری ایسنا 

جشن سوری در کهن دیار کمین و پاسارگاد

مقاله ۱۹/۱۲/۱۳۹۰

خدای بزرگ است ، اهورا مزدا که آسمان را آفرید، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را از برای مردم آفرید

تاریخچه چهارشنبه سوری

اغلب جشنهای ایرانیان آریایی چه آنهایی که امروز برگزار می‌شوند و چه آنهایی که فراموش شده‌اند ریشه در آئین کهن میترائی دارد، عمر هر کدام از آنها برابر با عمر ملت اهورایی ایران و آریاییها می باشد،  شادی کردن، تکلیفِ دلپذیرِ ایرانیان می باشد . در کتیبه‌های هخامنشی هم شادی و جشن ودیعه‌ای الهی «اهورایی» خوانده شده است. پیوند ایرانیان با خداوند  نه پرپایه جهل و ترس از آن بلکه بر اساس مهر و دوستی استوار بوده و مردم در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان به جشن (یَزَشْنْ = نیایش شادمانه) می‌پرداختند و آنان با خشنودی و شادی  و  پایکوبی و هلهله(هَئومَه haoma)  (نه غم و سوگ‌ و گریه و زاری که از صفات و علامات اهریمنی می‌باشد) و در عرصه روشنایی و آگاهی به نیایش و ستایش  می‌پرداختند.

به اعتقاد ایرانیان هرگاه آتش افروخته شود، بیماری ، فقر، بدبختی، ناکامی  و بدی محوّ و ناپدید می‌گردد چرا که از آثار وجودی ظلمت و اهریمن هستند.  البته این جشن و سرور و شادی کاملاً جنبه دینی، اجتماعی و فلسفی بخود گرفته است و هدف از آن ارتقای روح و روان و همچنین شادی تن و جسم برای تلاش‌، کوشش و سازندگی بیشتر بوده است. ایرانیان مردمانی جشن باره بوده‌اند چنانکه می‌توانیم آثار آن را در کتیبه‌های داریوش مشاهده نمود، ؛ مانند: «خدای بزرگ است ، اهورا مزدا که آسمان را آفرید، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را از برای مردم آفرید » ».

چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنجه دزدیده یا اندرگاه است. در گاه‌شماری زرتشتی یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقاً ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماه‌ها به‌حساب می‌آمده و «پنجه» نامیده‌می‌شود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می‌شود. در این گاه‌شمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هرکدام با نام خاصی نام‌گذاری می‌شود. ایرانیان  این ۵ روز آخر سال را با روشن کردن آتش جشن می‌گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می‌کنند و با همراه خانواده‌هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله اعراب  به دلیل مخالفت‌های آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.

مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

در این شب آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.

البته مراسمی که امروزه برپا می‌شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود.جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.

برخی آیین‌های سوری

سال نو – کوزه نو-ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می‌ساختند. و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.

آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوری

در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش  بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.
یكی از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوری، فراهم آوردن آجیل مشكل گشاست. این آجیل كه به آجیل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزینه یا میوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجیر و خرما كه گاهی در لابه‌لای این آجیل تكه‌های كوچك نبات و نارگیل هم دیده می‌شود.

فال گوشی فال‌گوشی و گره‌گشایی یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

 قاشق‌زنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.

شال انداختن شال‌اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی جوانان نوبت به شال‌اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می‌ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال‌انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.

چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

 شیرازافروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده و در آنجا نیز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند.

.

پارس پایتخت آستروتوریسم ایران

مقاله منتشر شده در تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۹۰

خدمت دوستان گرانقدر و پرتلاش در زمینه بوم گردی و کیهان شناسی

کلبه آقامیر پس از دو سال تلاش در راستای اهداف خود در زمینه توسعه و ترویج فرهنگ بومی و اختر شناسی و رصد آسمان شب با همکاری و مساعدت اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس مجوز ورود به اماکن تاریخی در طول شب را دریافت نموده است .

ایجاد بستر مناسب در جهت معرفی استان فارس به عنوان پایتخت آستروتوریسم ایران زمین نیازمند برنامه ریزی منسجم و استفاده از امکانات سخت افزاری خاص می باشد لذا همکاری با موسسه نجوم آسمان پارس با مدیریت علی رضا فرزانه و سایر دوستان افتخاریست برای اعضای کلبه آقامیر که در کنار هم ،یک دل و یک زبان برای رسیدن به این هدف تلاش نماید.

برنامه هایی که بصورت مشترک بین کلبه آقامیر ،موسسه نجوم آسمان پارس و اداره کل میراث فرهنگی برگزار می گردد.

۱-رصد های خیابانی                Street Astronomy

۲-برپای نمایشگاه عکس با موضوع اکوتوریسم و آستروتوریسم در اماکن تاریخی

۳-برگزاری تور های داخلی رصد در اماکن تاریخی

 Astronomy tour of Historic Places

۴- تور مهتاب در پارسه و پاسارگاد  Moonlight Tour at Persepolis and Pasargadae

۵-همکاری با آژانس های گردشگری داخلی و خارجی

۶-چاپ کتابی با عنوان پارس پایتخت آستروتوریسم ایران زمین

۷-برگزاری نمایشگاه بین المللی عکس با موضوع آستروتوریسم در پارس اردیبهشت ۹۱

۸-ساخت مستند تلویزیونی با موضوع پارس پایتخت آسترو توریسم ایران زمین

۹-ساخت برنامه تلویزیونی با موضوع گردشگری نجومی

۱۰-برگزاری کلاسهای آموزشی نجوم،اکو توریسم و عکاسی  از طبیعت آسمان شب

دفتر مرکزی کلبه آقامیر -سعادتشهر خیابان شاهزاده حسین ۰۷۲۹۷۲۲۳۲۵۵