, , ,

داستانهای باستان شناسی

قصه های من و بابام

(با مار بودن، مهره مار داشتن ، بی مار )

این سری داستانها، بیان کاوشهای باستان شناسی 7500 سال پیش از میلاد در قالب قصه می باشد.  اینکه در حافظه تاریخی عامیانه هر وقت مار نر و ماده ای در حال جفت گیری باشند و انسانی آنها را ببیند و یک جفت مهره از آنها خارج می شود و انسانی که این مهره را داشته باشد . قدرت تاثیر گذاری زیادی دارد خرافاتی بیش نیست.و مستندات علمی ،تاریخی ندارد. ولیکن در اسطوره های ایرانی مار نماد تندرستی می باشد.

با آغاز بهار و پس از باز شدن شکوفه های بادام ،فصل پا کنی باغ های انگور در کهن دیار کمین و پاسارگاد است.

بین باغ داران رسمی وجود دارد که تعدا دی از آنها با هم مشارکت نموده و باغی را با بیل های ابرقویی پا کنی می کنند.

و روز دیگر باغی دیگر.

صبح زود ننم ، لگن خمیری را ورز داده بود . و چندتا کمکی نیز گرفته بود.قرار بود چند تا تل نان تیری بپزند.چند تا از خواهرام نیز بساط صبحانه را فراهم کردند.خیگ پنیری را باز کردن و ظرفی را پر از پنیر نمودند.گردوها رو نیز مغز کرده بودند.

سبزی تازه از تو باغچه چیدند.

چار پنج سالی ، بیشتر نداشتم که صبح زود همراه  بابام رفتیم تو باغ.

در کرشک شیره پزی رو باز کردیم و رفتیم “تو“. بابام همیشه تو باغ” بود!!!

رفتم زیر درخت گردو ،شل بازی کنم.

مش باشی همسایه باغمون اونم اومده بود.

آتشی راه انداخته بود و کتری آتیشی براه بود.

بابام سرگرم هیزم جمع کردن بود.هرزگاهی با مش باشی گپ می زند.

پیرمرد بنده خدا گوشاش ” سنگین ” بود.و چیزی نمی شنید.

شلوار لری پاش می کرد و ملکی نازک  پوی آباده ای می پوشید.بگمونم از لرهای زندیه بود که پس از قاجارها به منطقه کمین کوچانده شده بودند.

تو همین بگیر ،نگیر ها  یه کرم بلند خوش قد بالو از زیر یک رُز انگوری اومد طرفم.

من !!خوش و خوشال رفتم به طرفش.

کلّش راست قَدُوم بود.

نمی دونم بَروی چی چی از وسط خِشتَکوم رد شد!!!

وقتی داشت می رفت برگشت ،یه نگویم کرد.

بابام .سراسیمه بغلوم کرد .گوذوشتم ،تَل درخت گردو.

هر چی صدوی مش باشی زد .

مار .

مار!!!

مش باشی می گفت :

ها!!

چِیی (چای)آمادس!!!!

مش باشی یه گلیم کهنه تو باغ داشت.که هم جا نمازش بود ،هم سفره نونیش!!یه نقشی رو گلیم بود شبیه همون ماری که من دیدم!!

از این ماجرا چند سالی می گذره . این چند مدت که مطالعات باستان شناسی می کنم نقشی از مارهای کفچه مار و جعفری بر روی سفالهای تل باکون و رحمت آباد دیدم. جالب اینکه زندگی انسانهای پیش از تاریخ منطقه حاصلخیز مرودشت،استخر ، کمین (کَبَپوکَش هخامنشی) و بتراکاتاس(پاسارگاد) پیوند دیرینه ای با این گونه از مارها دارد. رد این مارها رو می توان بر روی دست بافته های عشایری و روستایی دید.

ادامه دارد

@aghamir_cottage

www.aghamir.ir

آگاما های پاسارگاد و تخت جمشید در گذر تاریخ

قصه های من و بابام

« سوسمار پاسارگاد و تخت جمشید»

بچه که بودم با، بابام رفتیم قصر دشت چَلتوک بخریم.آخه برنج قصر دشتی از پیشنه کهنی برخوردار هست و شادروان محمد خان ضرغامی برای ترویج این گونه اندمیک(بومی) فارس زحمات زیادی کشید.

تازه انقلاب شده  و محمد خان ضرغامی از زندان آزاد شده بود.

 بابام یه خر سوز و یک چرمه از عموم برداشت باهام رفتیم”قصر دشت” . من و گذوشته بود تو خورجین خر چرمه ، خودش سوار خر خودمون شده بود.خلاصه هوا داشت یواش یواش سرد می شد . پاییز گرفته بود و چلتوک ها رو درو کرده بودند.یک ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم .

رفتیم در عمارت ،که بریم تو انبار چند تا گونی چلتوک بخریم.

محمد خان با یک جیپ آمریکایی با رانندش رفته بودند برای سر کشی گله گوسفند های قره گل .

بابام!! بدش نیومد برای چاق سلامتی یه سری به خان باصری بزنه .

از رو پل قصر دشت که می خواتسیم رد بشیم صدای خروشان رودخونه پلوار (بلاغی –سیوند) شنیده می شد.

من از ترس تو خورجین “خر” قایم شدم و چشام رو بستم.

از بین کُلورهای جو و گندم رد شدیم پای تل رحمت آباد محمد خان را دیدیم. داشت وسط گله قدم می زد و چوپونها دور و برش رو گرفته بودند. چند قدمی ، فاصله گرفت .

بابام یه صد متری پایین تر  پیدا شد و من و از تو خورجین درآورد و گذاشت رو زمین .با خان چاق سلامتی کردند و گرم تعریف شدند.

محمد خان رابطه خوبی با بابام و عموم حاج سرافراز  داشت آخه هر دو کیل دار بودن و آخرین نسل کیلداران کمین. قسمتی از فرآورده های لبنی ،گندم ، جو مزرعه قصر دشت را  بار می کردند سمت اصفهان و جاش شیره انگور می دادند خان و اونم پخش می کرد بین دهقاناش.

دَون دون رفتم  به سمت تپه .

هنوز چند قدمی نرفته بودم که یهویی یه سوسمار بزرگ از بین بوته ها فرار کرد. رفت تو یه سوراخ .

با یه ترکه »گز» فرو کردم تو سوراخ  ولی هرچه زور زدم خبری ازش نشد.

تو کتاب (منشاء نهاد حکومتی پیش از تاریخ فارس) به قلم دکتر عباس علیزاده یهویی عکس یه سفال پیش از تاریخ دوره باکون رو دیدم.که تصویر بز مچه روش بود.

خان به بابم سفارش کرد یه قالی یه گز و نیمی رو از انبار تحویل بگیره ببره بده حاج رسول قالی خر تو علی آباد.

بعد از بار کردن گونی  ها من و پشت بار چلتوکی محکم بست تا نیوفتم.

قالی لوله شده رو جا دادند بین من و گونی چلتوکی!!!

یه طرح عجق وجقی روش بود شبیه سوسماری که دیده بودم.

میون بوته های قالی داشت می خزید.

 آگاما خزنده ای است که در بین سنگ های پاسارگاد و  تخت جمشید در طرح ها و رنگ های مختلف دیده می شود.

این خزنده یکی از اعضای خانواده سوسماران است که در گویش  محلی مردم  به کله پُوک ، بُزمُک، بُزمجه و آفتاب پرست شهرت دارد اما در واقع با وجود شباهت های بسیار، با خزندگان نامبرده تفاوت های اساسی دارد.یکی از ویژگی این خزنده که توجه افراد را به خود جلب می کند طرح ها و نقوش بدن این خزندگان و تغییر رنگ شان در مواقع خطر است.

@ aghamir-cottage

www.aghamir .ir

09179272932

,

داستانهایی تاریخی

قسمت نخست :
“رفیق داری”
دو هفته پیش ،قبل از سفر کرماشان.
خواهرکوچیکه،ماری! زنگ زد.
گفت :کجایی؟
گفتم :همین نزدیکا!!
آب دستت هست ،بزار زمین و بیا.به هیچ کس ،نیز چیزی نگو زود بیا !!
بابام به کار خودشه!!!
اومدم ،از در کلبه بزنم بیرون .چیستا خانم ، دم در ،جلوم رو گرفت.
سوار “سین دخت” شدیم .اومدیم خونه بابام.
دم در ،ماری با اضطراب اومد جلومون !!
بابام پاهاش یخ کرده ،خوراک نیز نخورده ،فقط دَم رو میگه:به امیر بگید بیاد .می خوام دم آخر عمری سرم رو بزارم تو بغلش .
وقتی وارد هال خونه شدم.رنگو روش سفید شده بود و به سختی تکون می خورد.
فکر کردم واقعا “به کار خودشو”.
من و بابام خیلی باهم رفیقیم.من از ۴۵ سال زندگی فقط سه چار سالشو خیلی یادم نیست.

ولی هرچی خاطره دارم بابام درش سهیم هست.یازدهمین فرزند از یک خانواده شلوغ سیزده نفره که دوتا خواهرام تو کودکی عمرشون رو داده بودند به شما.
از بچگی بابام هرچی مهارت از باباش یاد گرفته بود بهم یاد داد‌.
از خشکار کردن گرفته تا،باغ داری کردن.از
شُل لَغَت کردنو و دیوار چینی کردن.از علف چیدنو بره گرفتن.از راه رفتن تو خیابون و.مردم داری کردن.کجا بشینیم،کجا برم،با کی برم،
.
.
از گلاب رو ،دس عروس و دوماد ریختن ،تا شسصت مرده بستن و غسل و کفن کردن.
از شیره پختن و خیگ درست کردن.
خلاصه هرچی مهارت از عهد عتیق یاد گرفته بود یادم داد.
در قبال این همه ثروت یه خواهش و از بچگی برام تکرار می کنه.

.

.
نزار!!سر رو بالش بمیرم.
و همیشه هروقت احساس مردن میکنه .
شبی،نصف شبی .هر موقع از شبانه روز اصرار داره من بالای سرش باشم.
.
.
چشاش رو باز کرد .تکونی به پاهاش داد .
دستش رو زمین گذاشت .کشون،کشون،اومد نزدیک تختش.
دست دراز کردم زیر بغلش رو بگیرم.
با زور هولم.داد اون ور!!
چیستا اومد دستش رو گرفت .اونم بلد شد لبه تخت نشست.
ماری !آروم شد.
گفتم:آخان. بلند شو ببرمت بیرون با هم دوری بزنیم.
گل افروز زودتر شال و کلاه کرد.
.
کلاهشو برداشت ،کت و شلوار رو پوشید.واکر شو.برداشت.اومد دم در حیاط.
به کار خودش بودن از نظر من رنگ دیده گرفت.
صندلی جلو “سین دخت “سوار شد .نَنم هم با خواهرم زیبا که اومده بود سری بهشون بزنه صندلی عقب سوار شدند.
ما اومدیم مشهد ام النبی (پاسارگاد)
ماری هم دو تا پسرش رو برداشت رفت شیراز.
سه تا از خواهرام شیرازند.چهارتاشون .سعادت شهر زندگی می کنند.
کاظم !!برادرم تا بیست سالگی پیش ما بوده ما بقی عمرش یا دانشگاه دندانپزشکی شیراز بود یا آباده و اصفهون.مطب داشت.
حالا این روزا قصد داره مشاغل پدری رو در وسعت زیاد انجام بده.

از کنار آرامگاه کوروش بزرگ که رد شدیم.
بیاد دوران بچگی افتادم.
کوروش یا مشهد ام النبی براش مقدس هست.
کوروش براش یعنی عشایر ایل باصری ،عرب های عبدالیوسفی،دست بافته های کردشولی،کره و پنیر لبو موسی.ایل خاص های شتر دار.
کوروش براش یعنی “حسین خان سعیدی” و”مش رضو شهرضویی”
کوروش یعنی رفاقت همراه با کاسبی .
بابام کاسبی رو “مقدس” می دونه .
رفیق داری براش” مقدسه”
کوروش نیز براش” مقدسه”
همیشه از گله های بزرگ عشایر میگه که خورداد ماه که می رسیدن پاسارگاد .گوسفنداشون رو تو رودخونه “سوباتان”یا همون خرسی پشت آرامگاه غسل می دادند.
بار مینداختن. پنیر،روغن ،کشک و قره ،جاجیم و گلیم می دادند.بجاش برنج،عدس ،نخود می خریدند.
بره ها رو می فروختند و پولشو می گرفتند.
خیگ های شیره ای بجای خیگ های روغنی!!!
راستی از عشایر گفتم:
راز بودن عشایر در کنار آرامگاه چیست؟؟؟
ادامه دارد.
اینستا کلبه آقامیر
@Aghamir_cottage

تبلیغات کلبه آقامیر

کلبه آقامیر:
۰۹۱۷۹۲۷۲۹۳۲
۰۷۱۴۳۵۶۴۶۵۲
برگزیده برتر گردشگری ایران در سازمان جهانی گردشگری
درباره کلبه آقامیر
قدیمی ترین خانه در شهرستان پاسارگاد به سبک بالاخانه می باشد.دارای مجوز از وزارت گردشگری
امکانات:
***** اتاق های دو تخته مستر روم (دارای حمام و سرویس بهداشتی)
*****اتاق های دو تخته معمولی
*****سرویس بهداشتی و حمام اضافه در حیاط
*****اینترنت پر سرعت
*****پارکینگ کنار خیابان مجهز به دوربین
*****هزینه اقامت ویژه با صبحانه یکصد هزار تومان
*****هزینه اقامت معمولی با صبحانه هشتاد و پنج هزار تومان
خوراک های محلی و عشایری رستوران بامداد.
آدرس :سعادت شهر. خیابان شاهزاده حسین.سه راه لاله.روبروی عکاسی چشم انداز

,

گوسفند کبوده پیشکشی در تخت جمشید

سیری در تخت جمشید،شکوه و عظمت معماری هخامنشی در زمان داریوش چنان هوش از سر می پراند که زوایای دیگر این کاخ همیشه جاویدان را نخواهیم دید. کاخ تچر و پیشکش آوران. در بین این پیشکشی های باستانی رد “خانواده گوسفند ایرانی” بسیار آشکار است بره ها در آغوش مردان پارسی و مادی جا خوش نموده و بدنبال قوچ و میش پیشکشی قرار گرفته اند.
چه رسم باستانی بسیار زیبای که هنوزم در دیار کمین و پاسارگاد پیشکشی نوعروسان و مردان سفر کرده قوچ و میش می باشد. یا در زمان زایش فرزندی بویژه نوه، پدر بزرگ به نوزاد تازه بدنیا آمده پیشکشی قوچ و میش می دهد.
این رسم کهن و باستانی زمانی زیباتر می گردد که پیشکشی میش و قوچ از نوع کبوده شیرازی باشد.
از مشهورترین گوسفندان پوستی (تزئینی) در جهان است نژادی است پوستی- گوشتی از دسته گوسفندان با پشم ریز وچند منظوره
گوسفند ) كبوده شیراز) به خاطر ارزش پوستی خود مشهور شده‌اند. این نژاد فقط در استان فارس آن هم در گوشه كوچكی از آن پرورش داده می‌شود شهرهای پاسارگاد،داراب، استهبان،نی ریز ،فسا و قسمتهایی از مرودشت و آباده زیستگاه اصلی این نژاد است.این نژاد معمولا توسط ساکنان بومی و عشایر اسکان یافته بصورت دامداری صنعتی و نیمه صنعتی و یا به روش روستایی و توسط عشایر کوچ رو معروف به ایل خمسه نگهداری می شود.

مشخصه این نژاد دارا بودن بره هایی با پوست زیبا و گلهای با فرم و پیچشهای خاص و منحصر بفرد است.( از جمله گلهای فنری و حلقه ای). نژاد کبوده شیراز در سه رنگ قهوه ای(بور) ، سیاه(ملحه) و کبود(سوز) دیده می شود. رنگ قهوه ای از بدو تولد تا پایان عمر دچار تغییر رنگ نمی شود ولی گوسفندان با رنگ سیاه و خاکستری با افزایش سن دچارتغییراتی می شوند ..
خاستگاه گوسفند ایرانی
این حیوان، از 4000 سال پیش به اینسو شناسایی گردیده‌ مورد استفاده بشر قرار دارد. نام گوسفند قره گل، یا قره قل از نام رودخانه ای در شهر قره قل ولایت سرخان دریا در ازبکستان قراردارد گرفته شده است. در زبان ازبیکی،”قره “به معنی سیاه و”قل” نهر را می‌گویند. در داخل این شهر، نهر بزرگ مملو از گل ولای سیاه درجریان است. به همین لحاظ این شهر را به نام قره قل یا سیاه جوی می‌نامند.

زندگی با چادر نشینان در تور های گردشگری عشایر

پارسیان از جمله اقوام ایرانی بودند که کوچ روی را  در سرزمین پارس بنیان گذاشتند . آنان از ده قبیله تشکیل شده که مهمترین قبیله این قوم “پاسارگادیان” و هخامنشیان هم طایفه ای از پاسارگادیان به شمار می آمدند. ایل باصری از بقایای نژاد پارسی (ماد و پارس) ساکن جنوب ایران و معروف به پارسی ها  که مرور زمان آن را به پاساری و باصری تبدیل نموده است. از عشایر کوچ رو باستانی ایران می باشد ییلاق این ایل عبارت است از سرحد چهار دانگه تا مجاورت پایتخت پارسها یعنی پاسارگاد . ایل راه آن ها از طریق راه ارتباطی پاسارگاد به تخت جمشید تنگ بلاغی و کمین است و قشلاق ایل بهترین مراتع در دشت های پر نعمت لارستان مانند دشت هرم از سحرگاه تا بنارویه و دشت گور و دشت موش می باشد.

«سبک است خواب در برهوت چادرنشينان»

كوچ نشيني كهن ترين شيوه زيست بشر است كه پا برجا بودن آن تا عصر حاضر از بزرگترين جاذبه هاي اين شيوه معيشت است و همين شيوه خاص زندگي سبب شده است كه زندگي ايلات و عشاير براي حاضران در عصر تكنولوژي و كامپيوتر ديدني و بكر به نظر برسد و توجه بسيار ي از مردم خسته از زندگي ماشيني را جلب كند.nomad-tourism (12)

در دامنه كوههاي سرسبز و دشت هاي پهناور کمین در پاسارگاد  كوچ نشينان عشاير باصری و کرد شولی  ,طبيعت را زندگي مي كنند. تنگ بلاغی ، دشت سوباتان ، گردنه خرسی و گستره پهناور سرپنیران به همراه تصویری هفت رنگ از سیه چادرهایی  که مردانی در آن اتراق کرده و زنانی زیبا با دامنهای پرچین و رنگارنگ که در اطراف آنها مشغول به كار و فعاليت هستند, دل هر  بیننده را به مهمانی رنگها می برد .طبیعت سرسبز، گوسفندان ایل ، بزغاله های زیبای نورسیده ،واق واق سگهای اصیل در کنار عربده های خسته خرهای پالان بسته  ونفیر شیحه اسب های سرکش   به همراهی صدای خلخال پاهای زنان عشایر سمفونی کوچ ایل را می نوازند.

اسکان و اقامت محلی در کلبه آقامیر پاسارگاد

کنکاش در زندگی سنتی و بومی کهن دیار کمین در شهرستان پاسارگاد و پیوند آن با طبیعت آسمان شب، احیاء خوراک‌های بومی و باستانی (هخامنشی و ساسانی)، هنر شیره پزی انگور و صنایع دستی با نوای موسیقی مقامی و محلی، تنوع اقلیمی، حمایت از گونه‌های نادر حیات وحش خرس قهوه‌ای و پلنگ ایرانی، مزارع ارگانیک و تجربه زندگی با عشایر کهن ایل «باصری» و «کردشولی» و ارتباط آن با مقوله سفر یکی از جنبه‌های فعالیت‌های کلبه آقامیر پاسارگاد در حوزه گردشگری است.

فضای کلبه (12)

 بی‌شک تجربه یک دهه فعالیت، معرفی و احیاء ارزشهای بومی و سنتی و به تصویر کشیدن، شاعرانه یا عاشقانه زیستن به سبک ایرانی هنر کلبه آقامیر عضو شبکه اقامتی خوشه سار بومی می‌باشدتحقیق و پژوهش در نظریات و تجربیات گردشگران داخلی و خارجی گواهی می‌دهد که یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در پیشرفت همه جانبه در امر توسعه صنعت گردشگری مواجهه عالمانه و موشکافانه با تجربه مادی و معنوی سفر به ایران است. آنچه در این رویارویی ساختار‌ها و بسترهای قابل اتکا را میسر می‌نماید چیزی نیست، جز چگونگی هنر زیستن به سبک ایرانی و ایجاد برندی متناسب با جاذبه‌های گردشگری مبتنی بر فرهنگ بومی و سنتی و طبیعت پیرامون آن.

بوم گردی و تجربه زندگی سنتی و محلی به سبک ایرانی روح و روان کالبد صنعت گردشگری ایران بوده و در کنار دیگر اشکال توریسم یکی از عوامل مهم و شاخص برای فرآیند برنامه ریزی و استراتژی بسیار قوی برای ارائه خدمات به گردشگران است. کلبه آقامیر  در محافظت از نواحی و تنوع زیستی منطقه خود نقش بسزایی دارد. تجربه‌ای بسیار نادر و دست نیافتنی که در هیچ فضای اقامتی و رستوران سنتی بدست نخواهد آمد. ویژگی منحصر بفرد این اقامتگاه‌ مدیریت خانوادگی مبتنی بر دانش و تجربیات کهن  منطقه است.

در این محیط‌ دغدغه کسب درآمد و اقتصاد فردی رنگ باخته، تبادل فرهنگی و تجربیات سفر و حس ایرانی زیستن و مهمان نوازی در نخستین اهداف متبلور می‌شود.

kol (17)

 

 

کلبه آقامیر اقامتگاه برتر کشور در سال 1395

391414_557

به بهانه سپاس از بزرگانی که در موفقیت های کلبه آقامیر نقش داشتند.
“امروزه بدست آوردن موفقیت در تمامی زمینه ها بویژه ساختاوری گردشگری پیامد سالها تکاپو و خرد ورزی گروهیست ”
بنابراین سربلندی بدست آوردن فرنام برتر “اقامتگاه بوم گردی کشور”به کلبه آقامیر به پاس تلاش های نزدیک به یک دهه از خردورزان و بزرگان خوشه سار همچون مازیار آل داودد، عمو اکبر رضوانیان،کیارش اقتصادی ،سید هاشم طباطبائی ، ماه منیر تقدیسی ، کامران انوری ،توماج مقدس زاده ،سعید ابراهیمی ، مسعود بور بور،ترگل انوری نژاد ، آرش نور آقایی ، رضا خلیلی، افسانه احسانی ،اشکان بروج ، مریم سلیمان پور ، پورنگ پور حسینی وسایر بزرگان می باشد.
با سپاس از دارندگان رسانه به نمایندگی از سوی آنان بانو حسنلو وسجاد زارع سرپرستان دولتی به نمایندگی از آنان دکتر محمد علی فیاضی ، مهندس محسنی نژاد بویژه شیر زن اکوتوریسم پارس مهندس بانو شجاعی که تلاش شبانه روزی آنها منتهی به شکل گیری اقامتگاههای بوم گردی ایران و فارس شد.که در بین دهها فرنام گردشگری ،اقامتگاههای بوم گردی را برای ارج گذاری و سپاس گزینش نمودند.
با سپاس ازمسعود خان نعمت الهی به نمایندگی از کیاست آژانسهای گردشگری ایران پشتوانه کمپین خرس قهوه ای و پلنگ ایرانی که همیاری و پشتوانی آنها با هست بودن کاستی های فراوان مایه برافراشتگی پرچم بوم گردی کلبه آقامیر می باشد.
با سپاس از بانو الهه ابراهیم پور یار دیرینه به نمایندگی از راهنمایان اندیشه ورزی که بدون هیچ چشم داشتی پشتوانه همیشگی این دیوان بوده و هستند.
و سپاس از پدرام ناصری به نمایندگی از مهمانان ایرانی که سالهاست با باشندگی پیوسته خود به بهانه های گوناگون پشتوانه تکاپوهای انجام گرفته می باشند.
با سپاس از کاترین به نمایندگی از مهمانان خارجی که سالانه چندین بار مهمان کلبه آقامیر می باشند.و سهم بسزایی در ادامه تلاشها دارند.
وسپاس از مهندس قریشی به نمایندگی از کار آفرینان فهیم کشوری که سهم شایسته ای در آفرینش و هم افزایی در آمد دارند.
با سپاس از دوستان همراهی که نزدیک به یک دهه با باشندگی در کنار کلبه آقامیر سربلندی هایی را در سطح ملی و جهانی کار آزمایی نمودند. مهندس اسماعیل محمدی یار دیرینه کلبه ، خاله گلی ، خاله سمن گل، گل آفرین ، سمیه کرمی ،ناصر و بهناز شیروانی ، سید هادی ، عنایت مختاری و همچنین افرادی که شمارگانی برای چند ماه و شماره ای برای چند سال هم سو با کلبه بودند و با هر انگیزه ای آهنگ جدای ساز کردند. که سربلندی آنها را آرزومندیم.همچون حامد زارع و مهندس مصطفی محمدی و سپاس از مجتبی حسینی یار قدیمی و پرتلاشی که بودنش در روزهای سخت گذشته انرژیمان را دوچندان می نمود که این روزها پیشی گرفتن را به دوستی و همدلی برتری داده است برایش سربلندی و باشندگی را آرزومندم.
و سپاس از عسکر دهقان و احمد دهقان آزاد به نمایندگی از مردم فهیم شهرستان پاسارگاد و کهن دیار کمین.و همچنین سپاس از ابوذر عفیفی پور به نمایندگی از دوستان دارو ندارم.
و سپاس از پدر و مادر پیر و خانواده گرانقدرمان که سالهاست با تکاپوهی فرهنگی ما سختی ها و بالندگی های زیادی را آزمودند.
و یادی می کنیم از مردانی از جنس بلور که نبودشان آزرده خاطرمان می کند . شادروان نصرت اله سلیمان پور و علی عرفانیان که نزدیک به یک دهه برای بالندگی و سربلندیمان تلاش نمودند.
و در پایان سپاس از ایستادگی و تکاپوهای مریم و آریامهر که هست بودنم را فراهم نمودند و “مهربانوی” گوگول مگولی که بزودی بودنش را جشن می گیریم.
آقامیر مهرماه 1395

172002_677

172009_916

1395070519314845987644910

57357195 (1) لب

خانم دکتر زهرا سادات احمد زاده مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی در امور زنان و خانواده مهمان کلبه آقامیر

6

خانم دکتر زهرا سادات احمد زاده مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی در امور زنان و خانواده مهمان کلبه آقامیر
گردشگری صنعتی است که نزدیک به 80% از ظرفیت شغلی آن به جامعه زنان اختصاص دارد . اکثر مدیران آژانسهای گردشگری موفق و پرسنل آن و بسیاری از راهنمایان تور را زنان مسلط به چند زبان زنده دنیا مدیریت می کنند . در بخش خدمات خوراکی ، اقامتی و صنایع دستی بانوان نقش تعیین کننده دارند. گردشگری بومی که حول محور فرهنگ و خانواده چندیست در ایران رونق یافته با اتکاء بر محوریت زن و خانواده فعالیت دارد و اقامتگاههای بوم گردی موفق را بیشتر خانواده مدیریت می کنند.
با توجه به جایگاه محوری زنان در فرهنگ ایرانی و حضور فعال و پررنگ آنان در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های موجود گردشگری و صنایع دستی شهرستان پاسارگاد با تاکید برهم‌فکری و مشارکت فعال این قشر پویا و تاثیرگذار در راستای ایجاد اشتغال و حفظ محیط زیست ،بانوان نقش تعیین کننده ای دارند.

1
خانم دکتر احمد زاده ضمن پذیرایی با انواع خوراک های تاریخی ، عشایری ،بومی همچون آش الوک، حلوای سین ،دمپخت سیرموکی ،دوپیازه آلو ،کشک بادمجان و قنبر پلو بر گردشگری خوراک و تنوع خوراکی این منطقه تاریخ ساز تاکید و آشنا گردید.
ایشان با بازدید از بنکوه عشایری کرخوس واقع در زیستگاه خرس قهوه ای از فعالیت های محیط زیستی این مجموعه تشکر نمود. و اجرای گردشگری خاص را تنها راه برون رفت گردشگری دانست.
در پایان خانم دکتر تعدادی از دست بافت های تولید شده توسط بانوان شهرستان را جهت ارائه به معاون رئیس جمهور سرکار خانم مولا وردی و حمایت از فعالیت بانوان با خود به تهران برد.تا فرصتی دیدار نمایندگان بانوان پاسارگاد با معاون رئیس جمهور محترم در بخش زنان فراهم گردد.

2

3

4

دهکده کیهانی

دهکده کیهانی مدیرکل دفتر همکاری و توافق های ملی گردشگری را به پاسارگاد کشاند

3
روز یک شنبه 24/05/1395 خورشیدی دکتر محمد علی فیاضی مدیرکل دفتر همکاری و توافق های ملی گردشگری و کمیته ملی طبیعت گردی که مدیریت 10 ساله ایشان موجب رونق اقامتگاههای بوم گردی کل کشور شده است . هدف از تاسیس اقامتگاههای بوم گردی را ضمن ایجاد اشتغال جوامع محلی احیاء ارزشهای بومی همراه با حفظ محیط زیست می داند.

2
ایجاد دهکده کیهانی و گردشگری خوراک مبتنی بر پیشینه کهن منطقه کمین و شهرستان پاسارگاد موجب گردید ایشان به اتفاق مهندس محسنی نژاد معاون گردشگری میراث فارس مهمان کلبه آقامیر باشند.
یکی از جاذبه های گردشگری شهرستان پاسارگاد گردشگری کیهانی می باشد که سالهاست به عنوان برند گردشگری توسط این مجموعه به مخاطبان داخلی و خارجی معرفی گردیده است و سال 90 کلبه آقامیر به عنوان ایده پرداز این نوع گردشگری در ایران شناخته و از سازمان جهانی گردشگری UNWTO لوح سپاس دریافت نمود.
استفاده بی رویه از طبیعت شهرستان توسط گروههای نجومی استانی و کشوری در سالهای نه چندان دور و تخریب آن بویژه جنگلهای منطقه کمین واقع در جاده سعادتشهر و ارسنجان و اجرای گشت های رصدی درتنگ خرسی و منطقه شکار ممنوع کوه خرسی موجب گردید . امیر میری ایده پرداز و خلاق گردشگری برای ساماندهی هرچه بیشتر این تور ها و نیز ایجاد برندی با توجه به فعالیت های سالهای دور گروه نجوم شهرستان بویژه استاد اصغر کبیری در زمینه ترویج و آموزش علم نجوم دهکده کیهانی تاسیس گردد.
ایده دهکده کیهانی که مقدمات آن فراهم گردیده به عنوان طرح جامع گردشگری شهرستان شناخته می شود و تاکنون نشست های مختلفی در سطح استان و شهرستان با حضور ایده پرداز آن تشکیل و سرمایه گذار آن نیز مشخص گردیده است .با انتخاب یکی از روستاهای شهرستان بزودی ایجاد این دهکده آغاز می گردد. روستاهای دهنو ، وکیل آباد ، روستای علی رسیده و یکی از روستاهای سرپنیران قابلیت ایجاد این دهکده را دارند.

4

5

6

7