آگاما های پاسارگاد و تخت جمشید در گذر تاریخ

قصه های من و بابام

« سوسمار پاسارگاد و تخت جمشید»

بچه که بودم با، بابام رفتیم قصر دشت چَلتوک بخریم.آخه برنج قصر دشتی از پیشنه کهنی برخوردار هست و شادروان محمد خان ضرغامی برای ترویج این گونه اندمیک(بومی) فارس زحمات زیادی کشید.

تازه انقلاب شده  و محمد خان ضرغامی از زندان آزاد شده بود.

 بابام یه خر سوز و یک چرمه از عموم برداشت باهام رفتیم”قصر دشت” . من و گذوشته بود تو خورجین خر چرمه ، خودش سوار خر خودمون شده بود.خلاصه هوا داشت یواش یواش سرد می شد . پاییز گرفته بود و چلتوک ها رو درو کرده بودند.یک ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم .

رفتیم در عمارت ،که بریم تو انبار چند تا گونی چلتوک بخریم.

محمد خان با یک جیپ آمریکایی با رانندش رفته بودند برای سر کشی گله گوسفند های قره گل .

بابام!! بدش نیومد برای چاق سلامتی یه سری به خان باصری بزنه .

از رو پل قصر دشت که می خواتسیم رد بشیم صدای خروشان رودخونه پلوار (بلاغی –سیوند) شنیده می شد.

من از ترس تو خورجین “خر” قایم شدم و چشام رو بستم.

از بین کُلورهای جو و گندم رد شدیم پای تل رحمت آباد محمد خان را دیدیم. داشت وسط گله قدم می زد و چوپونها دور و برش رو گرفته بودند. چند قدمی ، فاصله گرفت .

بابام یه صد متری پایین تر  پیدا شد و من و از تو خورجین درآورد و گذاشت رو زمین .با خان چاق سلامتی کردند و گرم تعریف شدند.

محمد خان رابطه خوبی با بابام و عموم حاج سرافراز  داشت آخه هر دو کیل دار بودن و آخرین نسل کیلداران کمین. قسمتی از فرآورده های لبنی ،گندم ، جو مزرعه قصر دشت را  بار می کردند سمت اصفهان و جاش شیره انگور می دادند خان و اونم پخش می کرد بین دهقاناش.

دَون دون رفتم  به سمت تپه .

هنوز چند قدمی نرفته بودم که یهویی یه سوسمار بزرگ از بین بوته ها فرار کرد. رفت تو یه سوراخ .

با یه ترکه »گز» فرو کردم تو سوراخ  ولی هرچه زور زدم خبری ازش نشد.

تو کتاب (منشاء نهاد حکومتی پیش از تاریخ فارس) به قلم دکتر عباس علیزاده یهویی عکس یه سفال پیش از تاریخ دوره باکون رو دیدم.که تصویر بز مچه روش بود.

خان به بابم سفارش کرد یه قالی یه گز و نیمی رو از انبار تحویل بگیره ببره بده حاج رسول قالی خر تو علی آباد.

بعد از بار کردن گونی  ها من و پشت بار چلتوکی محکم بست تا نیوفتم.

قالی لوله شده رو جا دادند بین من و گونی چلتوکی!!!

یه طرح عجق وجقی روش بود شبیه سوسماری که دیده بودم.

میون بوته های قالی داشت می خزید.

 آگاما خزنده ای است که در بین سنگ های پاسارگاد و  تخت جمشید در طرح ها و رنگ های مختلف دیده می شود.

این خزنده یکی از اعضای خانواده سوسماران است که در گویش  محلی مردم  به کله پُوک ، بُزمُک، بُزمجه و آفتاب پرست شهرت دارد اما در واقع با وجود شباهت های بسیار، با خزندگان نامبرده تفاوت های اساسی دارد.یکی از ویژگی این خزنده که توجه افراد را به خود جلب می کند طرح ها و نقوش بدن این خزندگان و تغییر رنگ شان در مواقع خطر است.

@ aghamir-cottage

www.aghamir .ir

09179272932

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *